در پشت ویترین شبکه بانکی ظاهراً آرام ، بحران است که می تواند منجر به تقصیر اقتصادی شود ، بانکهایی که امروز اعتبار ، امپراتوری املاک و مستغلات را ایجاد کرده اند ، امروزه در مواجهه با مأموریت اصلی خود ، تأمین مالی اقتصاد را نمی دهند.
براساس Business News ، سیستم بانکی ایران طی دو دهه گذشته درگیر بحران مخفی و مزمن بوده است. بحرانی که به شکل “ترازنامه” ، “تأثیر سهامداران” ، “ایجاد نقدینگی نامربوط” و “ضعف نظارت” پدید آمده است. این وضعیت علاوه بر ایجاد تهدیدی برای ثبات مالی کشور ، نقش مهمی در تشدید تورم ، تضعیف سرمایه گذاری و تکرار بحران های ارز داشته است.
عوامل بانکی
- امکانات سیاست و امکانات فشار
یکی از ریشه های تاریخی نافرمانی بانک ها ، تحمیل امکانات وظیفه توسط نهادهای حاکم ، به ویژه دولت و مجمع مشورتی اسلامی است. این تسهیلات عمدتاً بدون ارزیابی اعتبار سنجی و بدون ضمانت بازپرداخت ، به افراد خاص یا اشخاص حقوقی اختصاص می یابد.
در حقیقت ، بانکها با سرمایه متعلق به سپرده گذاران موظفند منابعی را برای پروژه هایی فراهم کنند که نه تنها بازده اقتصادی خاصی نداشته باشند ، بلکه عمدتاً با ضرر و زیان انباشته شده و ناهمواری ها ، این بدهی سوخت مستقیماً منجر به کاهش کیفیت دارایی و ترازنامه می شود.
طبق تخمین که اخیراً بانک مرکزی داشته است ، 1500 پول جدید در سراسر شبکه بازیابی می شود و حدود 1100 تا 1200 کار انجام می شود.
- بانکداری و سرمایه گذاری در دارایی های غیرمولد
یکی دیگر از دلایل مهم این نافرمانی ، شرکت غیرقابل تصور بانکها ، به ویژه بانکهای خصوصی و شبه دولت است. بسیاری از بانک ها در پروژه های ساختمانی ، معاملات املاک و مستغلات ، بورس سهام یا فروش غیر شرکت ها با استفاده از شرکت های تابعه سرمایه گذاری کرده اند.
این دارایی ها نه تنها از نظر نقدینگی بسیار ضعیف هستند بلکه در رکود اقتصادی ، ارزش آنها به شدت کاهش یافته است.
در سال 1404 ، بانک مرکزی با برنامه های جدی و گسترده برای بهبود عملکرد سیستم بانکی ، این ساختار ناکارآمد را بهبود بخشیده است.
یکی از مهمترین محورهای این اصلاحات ، الزام بانکها برای خارج شدن از فعالیت های شرکت ها است ، زیرا بانک ها در حال زندان هستند ، سرمایه های مالی را افزایش می دهند و باعث افزایش کارآیی اقتصاد می شوند.
در این میان ، عملکرد برخی از بانکهای بزرگ عمومی و خصوصی ، به عنوان نمونه برجسته ، با وجود هشدارهای مکرر رهبر عالی انقلاب ، هنوز در مسیر شرکت های گسترده شرکت است. بررسی دقیق سهام و دارایی این بانک ها نشان می دهد که اصلاح سیستم بانکی بدون چنین مواردی امکان پذیر نخواهد بود.
خصوصی سازی بانکهای دارای کشور علاوه بر مجوز تأسیس بانکهای خصوصی در کشور برای تعمیق بازارهای مالی و ایجاد استقلال بخش پولی و بخش مالی اقتصاد ، بهبود کارآیی سیستم تأمین مالی کشور و تخصیص بهینه پس انداز در قالب اعتبار ، به بخش های تولید اقتصاد ، تأثیر مثبت در Macroecomicic Macroececicition در این کشور تأثیر مثبت دارد تا در این کشور تأثیر مثبت بگذارد تا در این کشور تأثیر مثبت داشته باشد تا در این کشور تأثیر مثبتی داشته باشد.
با این حال ، با توجه به بسیاری از مطالعات توسط کارشناسان ، با بررسی عملکرد بانکهای خصوصی مشاهده می شود که نتایج برای اهداف مورد نظر اساسی است ، مهمترین آنها می تواند ایجاد فساد گسترده در سیستم بانکی ، هدایت نقدینگی به فعالیت های سوداگرانه و غیر تولیدی ، گسترش قدرت بانک ها باشد. طلا و ارز و … اشاره کرد ،
با این حال ، رهبر عالی انقلاب در سالهای اخیر ، با تکیه بر لزوم مقابله با این روش ، گفت: “بانک ها برای ورود اشتباه هستند.” وی همچنین در یکی از سخنان خود ذکر کرد: “چرا بانک ها مشکل نقدینگی پیدا می کنند؟ زیرا شعبه در حال افزایش است ، زیرا آسایشگاه برای افراد خودشان است [درست میکنند]آنها پول مردم را می گیرند و فرصت می دهند. من از یک ماشین در تهران ، یک دیوار بلند عبور می کردم. پرسیدم “اینجا این عالی است؟” “این برای بانک است.” اکنون ، این سازمانی است که ممکن است برای تفریح و موارد مشابه باشد. نه ، بانک ها وارد شرکت می شوند. “
در سالهای اخیر ، بانک مرکزی تلاش کرده است تا بانکها و منابع مستقیم به سمت فعالیتهای تولیدی ، از جمله تعیین مهلت ثبت املاک و دارایی ها در سیستم املاک و مستغلات شبکه بانکی و تحمیل محدودیت در رشد ترازنامه بانکها را در صورت عدم شرکت در برنامه های تولید انجام دهد.
با این حال ، چالش هایی مانند مقاومت بانکها در برابر دارایی های غیرمولد ، عدم وجود بازار مناسب برای فروش این دارایی ها و ضعف نظارت و اجرای قوانین مانع از تحقق اهداف اصلاحی شده است.
- ضعف
در بسیاری از بانک ها ، به ویژه بانک های خصوصی ، سهامداران عمده نقش فراتر از مالک دارند و در واقع در مدیریت اجرایی بانک دخالت می کنند ، که منجر به تصمیم گیری در مورد تسهیلات ، سرمایه گذاری و حتی حسابرسی داخلی با جهت گیری منافع شخصی شده است ، نتیجه تورم دارایی های خیالی و تخصیص منابع نادرست است.
- نسبت کم کفایت سرمایه
نسبت کفایت سرمایه یکی از شاخص های اصلی سلامت بانکی است. با وجود حداقل نیازهای بین المللی (8 ٪ در استانداردهای بازل) ، بسیاری از بانکهای ایرانی ، به ویژه برخی از بانکهای خصوصی ، نسبت های بسیار کمتری دارند.
به گفته محمد رضا فریزین ، برای رسیدن به بانک های 8 ٪ ، باید حدود 1100 تریلیون دلار افزایش یابد ، معادل نیمی از بودجه عمومی این کشور در سال 1403. عددی که عمق بحران داخلی بانک ها را نشان می دهد.
براساس آخرین ارزیابی ، بانک مرکزی نافرمانی شبکه بانکی را داشته است ، 10 بانک نسبت به کفایت سرمایه 8 ٪ دارند. 10 بانک زیر 8 ٪ و 5 بانک نزدیک به 6 ٪ و 9 بانک کفایت سرمایه منفی دارند.
- رشد نامتعادل ترازنامه ها و رقابت ناسالم در جذب سپرده
بانک های ناسالم غالباً سود بالایی را به سپرده گذاران می پردازند ، این رفتار مخرب منجر به رقابت ناسالم در شبکه بانکی می شود و بانکهایی را که مایل به رعایت نرخ بهره مصوب هستند ، این رشد مصنوعی در بدهی ترازنامه و بدون دارایی را مجبور می کند.
برنامه های تصحیح بانک مرکزی
در دوره های اخیر ، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ، محمد رضا فریزین ، باعث شده است که سیستم بانکی اصلاحات یکی از اولویت های اصلی سیاست باشد و به دنبال آن چند محور کلیدی:
- ویرایش و برقراری ارتباط یک برنامه اصلاحات به بانکهای ناتراز
به گفته ایالت رسمی رئیس اجرایی بانک مرکزی ، 9 بانک به طور خاص مشخص شده اند که وضعیت آنها به یک نکته مهم رسیده است.
افزایش سرمایه به روش واقعی
فروش دارایی های غیرمولد
بازپرداخت بدهی به بانک مرکزی
از شرکت خارج شوید
ادغام یا واگذاری در صورت عدم موفقیت.
فرسین در اظهارات صریح هشدار داد: “اگر این بانکها به برنامه های اصلاحی عمل نکنند ، ما چاره ای جز حل ، متوقف کردن یا ادغام آنها نخواهیم داشت.”
- طراحی یک سیستم طبقه بندی بانکی بر اساس عملکرد
بانک مرکزی قصد دارد بانک ها را در یک سیستم رتبه بندی و طبقه بندی جدید قرار دهد ، که در 6 دسته تخصص دارد ::
بانک های تجاری
بانک های توسعه
بانکداری
بانکهای مستقر در مسکن
بانک های خصوصی
بانک های نظامی / جادو
این طبقه بندی با هدف جدا کردن وظایف ، اجرای سیاست های مناسب و تمرکز بر عملکرد تخصصی بانک ها انجام شده است.
- سیاست کنترل سیاست را برخی از رشد ترازنامه تمرین کنید
بانک مرکزی در اواخر سال 1401 سیاست جدیدی به نام “رشد ترازنامه” را اجرا کرده است. طبق این سیاست ، هر بانک فقط مجاز به افزایش دارایی های خود در یک محدوده مشخص است ، متناسب با سرمایه پایدار و سپرده ها. این اقدام با هدف مهار ایجاد پول و نقدینگی منزجر کننده انجام شد و در نتیجه نتایج مانند کاهش رشد پایه پولی و کنترل تورم انجام شد.
- کانال های نقدینگی خطرناک را محدود کنید
بانک مرکزی تلاش کرده است که وابستگی بانکهای ناتراز را با بیش از بانکهای را از بانک مرکزی و همچنین شرایط دسترسی به بازار بین بانکی کاهش دهد تا بانک ها مجبور به اصلاح ساختار خود شوند.
- بهبود ساختار نظارتی و تجدید نظر در قوانین بانکی
به گفته مقامات بانک مرکزی ، یکی از دلایل اصلی تداوم نافرمانی ، عدم وجود ابزارهای قانونی و نظارتی است ، بنابراین ، تجدید نظر در قانون پولی و بانکی کشور ، تقویت نظارت بر بانک مرکزی بر بانکها و ایجاد یک نهاد نظارتی مستقل و پاسخگو مهمترین برنامه های آینده است.
نافرمانی بانکها یک اتفاق ناگهانی نبوده است ، اما نتیجه سالها نظم و انضباط مالی ، سیاسی سازی و ضعف در حاکمیت پولی است. اکنون ، بانک مرکزی در تلاش است تا اصلاحات مهم و ساختاری را انجام دهد ، اما موفقیت این برنامه ها در معرض سه شرط مهم است:
- حضور اراده سیاسی و پشتیبانی از برخورد با بانکهای متخلف
- همکاری آژانسهای قوه قضاییه و نظارتی برای مقابله با فساد
- مشارکت فعال پارلمان در اصلاح قوانین ناکارآمد بانک
تا زمان اتمام این سه طرف ، اصلاحات به تنهایی از طریق بانک مرکزی پیش نمی رود. تأخیر در اصلاح سیستم بانکی به معنای تأخیر در کنترل تورم ، فرار سرمایه و بحران در آینده خواهد بود.
منبع: tasnim





