بحران باشگاه داری مصوبه‌ای شیک اما راه‌حلی ناکارآمد برای ورزش حرفه‌ای

تحقیق و تفحص

با وجود قطعنامه جدید پارلمان ، بحران این باشگاه هنوز هم وجود دارد. در حالی که حمایت دولت از بین می رود ، باشگاه ها نه امکان درآمد واقعی دارند و نه خصوصی سازی عملی.

طبق گفته های تجاری News ، روزنامه Etemad نوشت: ظاهر این قطعنامه شیک و قابل دفاع است. چه کسی می تواند به غیر ضروری و فساد در باشگاه دولتی نگاه کند؟ تجربه نشان داده است که ورود دولت به این باشگاه نه تنها مؤثر است ، بلکه پایه ای برای باند و سوء استفاده از منابع عمومی و حیاط خلوت آقایان و آقازاد و مکانی برای برندسازی و پیوند پرسنل است.
فقط به قراردادهای سنگین مربیان و بازیکنان خارجی و خاتمه یک طرفه آنها نگاه کنید: همه چیز در این چرخه ناکارآمدی و فساد با جیب کشور به پایان می رسد. اما در قلب این ظاهر شیک ، یک تضاد بزرگ وجود دارد.
واقعیت این است که اقتصاد ورزشی ، مانند سایر نقاط کشور ، نمی تواند از فضای کلان اقتصادی و سیاسی کشور جدا شود و به دنبال راه حل باشد. پیش از این ، ماده 6 قانون برنامه توسعه ششم ، مشخص بود که “پرداخت هرگونه بودجه برای بودجه کل کشور به هر طریقی و به هر طریقی برای ورزش حرفه ای و به ترتیب توقیف غیرقانونی صندوق های دولت و دارایی است”. اما قانون هرگز جدی نگرفت.
چرا؟ از آنجا که یا اجرای واقعی آن بسته شدن ورزش های حرفه ای بود یا نیاز به اصلاح دقیق و زیرساخت ها داشت. سکویی که هرگز اتفاق نیفتاد. اکنون همین تناقض است. قطعنامه Majlis تصویب شده است زیرا کلوپ های ورزشی عملاً هیچ درآمد مستقلی ندارند: حق پخش تلویزیون ، حق چاپ و مالکیت معنوی و فروش اختصاصی محصولات باشگاه اغلب مختل می شود. باشگاه ها حتی حق بازی با تماشاگر و بی نظیر را ندارند. هر کار کوچک در این کشور آنقدر صاحبان شفاف و بی سابقه ای است که ظاهراً صاحب اصلی نیست.
در چنین محیطی ، خصوصی سازی نه تنها امکان پذیر است ، بلکه از بین بردن وجوه عمومی در واقع به معنای فروپاشی ورزش حرفه ای و تأثیر بدنه اجتماعی و فرهنگی این ورزش است. از طرف دیگر ، ورزش حرفه ای ایران با هواداران خود همیشه بهانه ای برای قدرتهای سیاسی بوده است. جایی که آنها می توانند مشروعیت و محبوبیت خریداری کنند. اگر دولت و حاکمیت واقعاً قصد عقب نشینی را داشته باشند ، آنها باید شیوه های قانونی برای کسب درآمد را باز کنند ، حتی با کاهش مقطعی در عملکرد تیم. اما به نظر می رسد هیچ اراده ای برای این تغییر ساختاری وجود ندارد.
در نهایت ، این فرمان بیش از یک قدم به سمت اصلاحات است ، مشابه “وضوح شیک و غیر قابل استفاده”. آنچه ما در ورزش حرفه ای می بینیم نشان دهنده همان بحران ناکارآمدی و فساد در سایر مناطق کشور است: بحران هایی که هیچ راه حل بخشی ندارند. حل مشکل ورزش حرفه ای به همان راه حل مورد نیاز ما برای انرژی ، اشتغال ، رفاه و اقتصاد کشور نیاز دارد: اصلاحات کلان و تغییر حاکمیت نقش خود و دولت. تنها در این صورت است که خصوصی سازی در ورزش ، نه فقط در ورزش ، معنای واقعی خواهد داشت.

منبع: اعتماد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی