مجمع ناکارآمد با گسترش رد صلاحیت و تصویب قوانین غیر شفاف نتوانسته است انتظارات را در دوره های اخیر برآورده کند و اکنون با بحران مشارکت و ناکارآمدی روبرو است. کارشناسان بر نیاز به اصلاحات فوری برای بازگشت به امید ایفای نقش در پارلمان تأکید می کنند.
محمد محمدری ، عباس عبدی و فیض زاهد در یادداشتی مشترک در روزنامه ایتاد نوشتند: پارلمان ایران نقص جدی داشت که حزب نبود. اگرچه این کمبود بسیار مهم بود ، از همه مهمتر ، تفسیر شورای گاردین از نظارت بر انتخابات و به معنای توصیه ای که در عمل و با گذشت زمان ، چنین محدودیتی را برای ورود مردم به پارلمان تحمیل می کند که هم نامزدی و هم مرحله انتخابات و هم نقش نمایندگی کشور و قانون را نشان می دهد.
هرچه دورتر از ما آمدیم ، شیر به ویژه از انتخابات ، هنگامی که ترکیب ماجلیس کاملاً دچار تغییر کیفی شد ، بیشتر و چشمگیرتر شد.
شکل گیری و عملکرد جلسات اول تا دهم ماجلیس باید انتقادات زیادی داشته باشد ، اما عملکرد ماجلیس و به ویژه دوازدهم در همان سال که گذشت ، بسیار ضعیف و دور از عزت خانه و نمایندگی ایران است. این رکورد ، مهمتر از همه ، به دلیل نمایندگان بی سابقه دو دوره است که کاهش چشمگیری در مشارکت در انتخابات دارد.
رد صلاحیت به عنوان یک بیماری مزمن برای انتخابات ، در این دو دوره دایره گسترده تری پیدا کرده است و یک حلقه باریک را فراهم کرده است تا انتخاب نامزد افراد گاهی اوقات غیرممکن باشد ، طبیعی است که یک فرآیند بی معنی باشد ، پایه و اساس زمینه افراد کوتاه مدت ، در نتیجه این دو مجلس اخیر.
این دو خانه 1 و 2 با اتخاذ برخی از قوانین ، سطح قانونگذاری و منطقی را به شدت کاهش دادند. این لایحه ، به نام عفاف و حجاب ، چنان بی دفاع بود که مجبور شد آن را مطابق ماده 4 قانون اساسی ، در غیاب افکار عمومی و رسانه ها در یک کمیسیون خاص ، تصویب کند. هزینه ای که این قانون برای کل سیستم ایجاد کرده است ممکن است بی سابقه باشد ، اما با این وجود از همان ابتدا مشخص بود که نه در جامعه عفت ایجاد می کند و نه ربودن. عمق فاجعه این است که شورای عالی امنیت ملی مجبور است اجرای آن را به عنوان یک نهاد بالادست (و در عملی که برای قانون اساسی مشخص نیست) از بین ببرد.
مثال دیگر قانون مشاغل حساس است که مانند سد ساندر ، در برابر هرگونه تغییر در قرار ملاقات ها ، به ویژه استفاده از افراد ذیصلاح و ماهر ، ایستاده و توانایی هرگونه پویایی در مدیریت را محروم می کند. طبق قانون ، روندی به نام استعلام از امنیت و اطلاعات پیش بینی می شود مشکل ساز باشد.
شکی نیست که مردم برای تعیین موقعیت ها و مسئولیت ها باید از ویژگی های حرفه ای و عمومی برخوردار باشند ، اما نکته این است که این قانون انتصابات را به یک مسئله امنیتی تبدیل کرده است که به ضرر سیستم اداری و حتی دولت است.
علاوه بر این ، هیچ معیار روشنی برای تصویب یا رد صلاحیت توسط موسسه استعلام وجود ندارد ، و در واقع به آن نهادها و نهادها ملزم می شود ، و هیچ کس حق ندارد طبق چه حدی بپرسد و با چه حلی رد شده است. بسیاری از افراد حاضر نیستند خود را در معرض چنین سؤالاتی قرار دهند. طبیعی است که نمایندگانی که با این روش نامزد شده و با این روش معرفی شده اند ، این روش را به انتصابات نیز گسترش می دهند. این نه تنها نقض حقوق مردم است ، بلکه مهمترین آن افزایش ناکارآمدی و فساد در سیستم اداری و اداری کشور است.
قانون دیگری که توسط مجلس یازدهم به تصویب رسیده است ، قانون جوانان جمعیت است که به عنوان مثال ، افزایش نرخ فرزندآوری در کشور بوده است. این قانون همچنین با استفاده از ماده 2 در پشت درهای بسته نوشته شده است و جرات در نظر گرفتن آن را نداشت. از قضا ، صفرا افزایش یافته است و تعداد روزهای تولد پس از اعلام قانون کاهش یافته است. برای محاسبه هزینه ای که این قانون بر روی سیستم مالی کشور ایجاد کرده و بخش مهمی از تورم را ایجاد کرده است ، کافی است. ای کاش یک نوزاد بیشتر به دنیا آمده بود تا خوشحال شود. نتیجه این بود که برای اولین بار تعداد نوزادان به زیر یک میلیون کودک در سال رسیده است. از زمان تصویب و اجرای این قانون ، زایمان کمتر و شدیدتر بوده است.
قانون حمایت و قبل از آن ، قانون اقدامات استراتژیک برای بلند کردن تحریم ها و محافظت از حقوق ملت ایران نیز در سابقه آنها است که تقریباً می توان گفت کاملاً برعکس شده است. این قانون مانع از احیای براجام در دولت روحانی و حتی رئیس جمهور شد و تحریم ها را به طور کلی برطرف کرد و هیچ حقوقی از سوی ملت ایران وجود ندارد و مذاکرات امروز با ایالات متحده نشان می دهد که این قانون به تاریخ تاریخ مردم ایران ، حتی به دولت قبلی مردم ایرانیا پیوسته است. به عملکرد دو خانه آخر اضافه کنید و سخنرانی های بی شماری و نکات مربوط به هاردینرها را اضافه کنید که هیچ درآمدی به جز کشور ندارند و سطح پایین سواد و درک سیاسی نمایندگان را نشان داده اند. این درک را می توان در استیضاح وزیر سابق اقتصاد یافت.
این نمونه ای از گل رز از عملکرد این دو خانه اخیر است. ما هنوز در مورد دخالت نمایندگان در قرارها و سایر مواردی که هفتاد ریاضی من مقاله خواهد بود ، بحث نکرده ایم.
سوال این است که چه کاری باید انجام شود؟ آیا می توانیم سه سال دیگر صبر کنیم ، اما برنامه جدیدی را طی کنیم؟
هرگونه اصلاحات و امید سیاسی باید در کیفیت انتخابات مجلس و ترکیب نمایندگان مجلس منعکس شود. اگر ساختار سیاسی پارلمان از همان نوع ، کیفیت و انتخابات مانند دو دوره گذشته ، پس بحث نیست. اما باید به دو نکته توجه کرد. اول ، تمام تغییرات مثبتی که در شش ماه گذشته رخ داده است باید با هزینه ای سنگین برگردانده و همان مسیر رو به پایین را ادامه دهند. نه تحولات خارجی ، مسئله زنان و نه امید به آینده ، بدون سرمایه گذاری ، تولید ، نه اقتصاد ، بدون فساد ، نه … برطرف نمی شود.
مبنای حل هرگونه مشکل در ایران بازگشت به مردم است. وقتی می گوییم در بین افراد دیگر ، هیچ محدودیتی وجود ندارد که در عمل فقط چند میلیون نفر در عمل باشند و ده ها میلیون نفر در گروه غیر انسانی و مجازات قرار دارند. انتخاب شهرهای اصلی این کشور در ماه مارس خطری برای انقلاب و سیستم بود. اما پارلمان هنوز در پی آن است و این زنگ هر روز صبح با زنگ زنگ دوباره پخش می شود. با این ریش آنها به تاجر نمی روند.
نکته دوم این است که اگر تغییری ایجاد نشود ، به این معنی است که انتخابات بعدی پارلمان از نظر مشارکت اخلاقی و کیفیت منتخب ، اما هیچ زنگ خطر وجود ندارد ، اما خطر خطر برای تغییر سال گذشته نخواهد بود.
اگر قصد تغییر رویکرد برای احیای امید و مشارکت مردم وجود دارد ، پس باید از این پس استفاده شود. یک روش قانونی و منطقی وجود دارد. فرصت را نباید از دست داد. این یک اقدام مکمل است که در ده ماه گذشته اتفاق افتاده است و بدون این بدتر خواهد شد.
منبع: اعتماد





