جریان حفاری دریای خزر در دولت نهم متوقف شد/ پاک‌نژاد اقدامات دولت‌های سازندگی و اصلاحات را نادیده می‌گیرد!

حفاری دریای خزر

همانطور که وزارت نفت ادعا می کند ، حفاری در مناطق کم عمق دریای خزر پس از 28 سال دوباره آغاز شده است. اما محمود خاگانی ، مدیر کل سابق وزارت نفتی خزر و آسیای میانه ، نسخه دیگری از تاریخ حفاری و اکتشاف در دریای خزر را در اختیار دارد.

به گزارش تجارت اخبار ، مسئله حفاری و اکتشاف در صنعت نفت ، به دنبال محدودیت های داخلی ، تحریم ها و اختلافات حقوقی ، همیشه با مشکلات بی شماری روبرو بوده است.

وزیر نفت ، محسن پاکخاد ، در نمایشگاه بین المللی نفت ، گاز و پتروشیمی ، دستور شروع عملیات حفاری اکتشافی در دریای خزر را صادر کرد ، به خبرنگاران گفت: “این در آب دریای خلیفین متوقف شده است ، به ویژه در قسمت جنوبی دریای صریعه. متر.

در همین راستا ، Business News مصاحبه ای را با محمود خاگانی ، مدیر کل سابق وزارت نفتی خزر و آسیای میانه ، که در زیر می خوانید ، برگزار کرده است.

*********

پاکخاد در حین کاوش ها در دولت هفتم و هشتم بود!

*وزیر نفت گفته است که حفاری در مناطق کم عمق دریای خزر به مدت 28 سال به حالت تعلیق درآمده است. ملاحظات برای شروع دوباره چیست؟

من از وزیر نفت شگفت زده شدم. اگرچه آنها کار خود را در صنعت انرژی به طور کلی و به ویژه صنعت نفت و گاز آغاز نکردند ، اما در بین کسانی بودند که هنگام ورود به وزارتخانه های زور یا نفت ، به سمت موقعیت های کلیدی منصوب شدند.

با این حال ، او باید به خاطر داشته باشد که بسیاری از متخصصان وزارت نفت ، به ویژه که توسط دیپلماسی انرژی تعریف شده در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رافسانجانی در نظر گرفته شده بود ، به ویژه در وزارت نفت کارشناس بودند.

بنابراین ، همراه با اختلافات مربوط به رژیم حقوقی دریای خزر ، ایالات متحده ، اروپا و چین نیز با اتحاد جماهیر شوروی رقابت کردند. با این حال ، ایران توانست موقعیت خود را تعریف کند.

در آن زمان ، مرحوم هاشمی رافسانجانی با روسای جمهور ترکمنستان ، ازبکستان ، قزاقستان و آذربایجان رابطه نزدیکی برقرار کرد. این رابطه توانست موقعیت ایران را با کمک شورای عالی امنیت ملی ، که دبیر حسن روحانی بود ، تعریف کند. با پیگیری شورای عالی امنیت ملی ، یک سیاست مهم استراتژیک تعریف شد.

همان سیاست استراتژیک بزرگ در دولت های هفتم و هشتم ادامه یافت و بسیاری از کارها انجام شد. یک دکل حفاری برای عمق 100 متر به نام “ایران خزر” در شرکت Sadra طراحی و ساخته شده است. در همین زمان ، بیجان زنگان ، که وزیر نفت بود ، به پاكناد مقام مدیریتی را در وزارت نفت داد و او کاملاً از اینكه چقدر برای این پروژه سخت بود آگاه بود.

در آبهای کم عمق بخش ایران دریای خزر ، منابع قابل توجهی نفت و گاز یافت نشد!

*وضعیت اکتشاف در دریای خزر چقدر بود؟

حفاری دکل ایران خزر نشان داد که در آبهای دریای خزر ایران ، منابع قابل توجهی نفت و گاز وجود ندارد. بنابراین تصمیم گرفته شد در آن زمان یک سکوی حفاری نیمه هانچ ایجاد کند. با استفاده از فناوری آن زمان ، پلت فرم ساخته شده یک فناوری مدرن بود.

سکوی حفاری نیمه بانوان “Alborz” نامگذاری شد. دلیل این نامگذاری ، اختلاف در مورد میدان نفتی با کشورهای آذربایجان و ترکمنستان بود. آنها زمینه مورد مناقشه را “A” نامگذاری کردند و ایران آن را “Alborz” می نامد. به همین دلیل ، نام این سکو نیز “Alborz” نامگذاری شده است. ایران قصد داشت به دلیل میدان Alborz در آبهای عمیق ، عملیات حفاری را آغاز کند. بنابراین ساخت این سکو در دولت هفتم و هشتم آغاز شد.

در آن زمان ، روسیه و ایالات متحده نمایندگان ویژه ای را برای دریای خزر منصوب کرده بودند. یکی از ابتکارات تعریف شده در دیپلماسی انرژی منطقه این بود که ایران همچنین نماینده ویژه ای برای این منطقه معرفی کرد. در آن زمان ، مهدی سافاری ، سفیر سابق ایران در روسیه ، منصوب شد.

فرستاده ایالات متحده یکی از سفیران سابق در ترکمنستان بود و نماینده روسیه نیز یک مقام عالی روسیه بود. آنها به دنبال پیگیری منافع ملی خود در دریای خزر بودند و ایران همین کار را کرد.

کار با تعریف پروژه ساخت و سازهای نیمه لنگه ای انجام شد. با توجه به اینکه ایالات متحده و روسیه ادعا کردند که پروژه های تعریف شده در دریای خزر اقتصادی نیستند ، آنها استراتژیک و ملی هستند. شورای عالی امنیت ملی همچنین تصویب کرد که ایران این پروژه ها را به صورت استراتژیک برنامه ریزی می کند ، نه فقط اقتصادی.

نمونه خوبی از این طرح بندر نفتی Neka بود ، شاید اولین پروژه چینی در خارج از چین انجام شود. کنسرسیومی به نام SVF توسط Sinopec چین ، شرکت ویتول انگلیسی-سوئیس و شرکت فدرال هنگ کنگ تشکیل شد.

فدراسیون آسیا اعلام کرده است که بودجه و سرمایه گذاری این پروژه را تأمین می کند. این شرکت انگلیسی سوئیس همچنین تضمین کرد که در صورت ساخت پالایشگاه تهران ، خط لوله Neka به ری همیشه پر از روغن خواهد بود. چین همچنین موافقت کرد که بندر نکا را بسازد و سیستم های گوگرد را در پالایشگاه های تبریز و تهران قرار دهد زیرا نفت وارد شده از منطقه دارای ناخالصی گوگرد بالایی است.

این پروژه یکی از معدود پروژه هایی بود که به علی رغم اجرای در چندین استان ، به زمان تعیین شده و با بودجه مصوب رسید. پروژه های مبادله خام و گاز تعریف شده است. در کنار آن ، صدرا مسئولیت اجرای دو پروژه را بر عهده داشت. یکی از این پروژه ها تکمیل نیمه هوایی Alborz با همکاری شرکت های خارجی بود که بعداً نام این سکو را تغییر داد.

همچنین ، سادرا با همکاری طراح فنلاندی ، سکویی را برای ایران-خزر ساخت. کنسرسیوم و چینی ها بندر نکا را تهیه کردند و پروژه دیگری که توسط صدرا ساخته شده بود ، ساخت 6000 تن نفت خام از روسیه و قزاقستان تا بندر نکا بود. همانطور که روزانه 5000 بشکه نفت وارد می شود.

منافع ملی نادیده گرفته شد!

*چرا پروژه ها به پایان نرسیده اند؟

این پروژه ها در دولت های هفتم و هشتم با بودجه حدود 5 میلیون دلار پیش بینی شده بودند ، اما در دولت های نهم و دهم ، این پروژه ها تقریباً یک بود. هزینه پروژه ها به دلیل تاخیر ، تغییرات و سایر موارد ممکن است به بیش از 5 میلیون دلار به حدود 1 میلیارد دلار افزایش یابد.

در طی وزارت مسعود میرکازمی ، پروژه های مبادله بسته شد و کلیه منافع ملی تعریف شده در چارچوب سیاست عالی شورای امنیت ملی نادیده گرفته شد. در نتیجه ، آمریکایی ها و روسها توانستند مسیر BTC را تحت فشار قرار دهند و سرمایه گذاران را در پروژه های تولید آذربایجان ، ترکمنستان ، ترکمنستان ، قزاقستان و روسیه توسعه دهند.

خوشبختانه ، تنها چیزی که نتوانست آن را مختل کند و تلاش زیادی برای انجام این کار انجام داد ، همکاری 2 ٪ ایران در میدان گازی شاهرندز در جمهوری آذربایجان بود. فشارهای زیادی برای فروش 10 ٪ وجود داشت. مرحوم حسین کاظمپور اردبیلی ، وزیر بازرگانی آن زمان ، اجازه نداد که این 2 ٪ فروخته شود و ایران هنوز هم سهامدار در میدان شاهدنیز است.

بیشتر اکتشافات در دریای خزر کار می کردند ،

*چه اتفاقی برای پروژه های دریای خزر افتاد؟

در وزارت نفت ، معاون به نام “اداره نفت و گاز دریای خزر” ایجاد شد. اولین معاون منصوب در دولت هشتم ، علی ماجدی بود که بعداً به ژاپن رفت.

پس از او ، خود مرحوم کاظمپور اردبیلی ، پس از آن حمد الله محمد نجاد و اسد الله صالبی فاروز ، کسانی بودند که مسئولیت این میدان را به عهده گرفتند و تلاش زیادی کردند. اما در دولت نهم ، این اشراف به تدریج بر اساس سیاست شخم زدن در وزارت نفت رد شدند. به عبارت دیگر ، این افراد بازنشسته یا برکنار شدند و پروژه ها متوقف شدند.

تحریم هایی که آنها گفتند “کاغذ” همه فعالیت ها را متوقف کرده است

تلاش زیادی در دولت های یازدهم و دوازدهم انجام شد ، اما تحریم هایی که آنها گفتند “کاغذ” بود. همچنین بازگرداندن پروژه مبادله بسیار دشوار بود. پس از موفقیت های اولیه کارگزاری و هنگامی که مذاکرات آغاز شد ، مجلس یازدهم آغاز شد و این پروژه ها به تأخیر افتادند.

در سیزدهمین دولت ، این پروژه ها دنبال نشدند. شعارهایی وجود داشت ، اما هیچ کاری انجام نشد. در دولت چهاردهم ، انتظار می رفت این موضوع فعال تر شود. هنوز قند وجود دارد که پاکخاد از فعال سازی این پروژه ها صحبت کرده است ، اما فعال سازی آن منوط به تجربه مکرر دولت های نهم و دهم است.

در دولت دهم ، حفاری در آبهای عمیق آغاز شد. در همین زمان ، مقامات شعار می دادند که گاز و نفت پیدا شده است ، اما آنها 700 متر تا 750 متر عمق داشتند و به فناوری و فناوری ویژه احتیاج داشتند.

جمهوری آذربایجان با کمک کنسرسیوم های نفتی فناوری لازم را داشت ، اما آنها توانستند در میدان آذی-چغارلی موفق شوند که در حدود 2 متر تا 4 متر و میدان شهیدنیز که 250 متر تا 300 متر عمق دارد ، موفق شوند.

ایران این فناوری را نداشت. در دولت هشتم ، نتیجه گیری شد که عمل فعلی نمی تواند یک شریک خارجی را ترغیب کند تا با شرکت ملی نفت ایران در دریای خزر همکاری کند. همچنین این مشارکت از طریق قراردادهای خرید بازپرداخت است که ایران در آن زمان از آن استفاده می کرد. در آن زمان ، قراردادهای جهانی نوع قراردادهای مشارکت تولید بود.

اختلال در پارلمان اجازه نتیجه گیری قرارداد را نداد

با حمایت شورای عالی امنیت ملی در آن زمان و تلاش های مرحوم کاظمپور اردبیلی ، مقاله ای در مجسمه ششم تصویب شد. این مقاله هنوز هم قانونی است و به شرکت ملی نفت ایران اجازه می دهد تا قراردادهای لازم را در دریای خزر امضا کند. در دولت یازدهم ، این قانون وجود داشت و تا حدودی نتیجه گیری شد. در آن زمان ، وزارت نفت به دنبال تعریف قراردادهای جدید نفتی (IPC) بود ، اما مجلس اجازه نمی داد.

در دوازدهمین دولت ، بر اساس همان قرارداد ، در خلیج فارس با شرکت های کل و بین المللی Sinopec در چین ، قرارداد فاز 11 پارس جنوبی بسته شد ، اما مجالس 10 و یازدهم به حدی سنگسار شد که حتی آنها را به آتش کشیدند. سرانجام ، ترامپ کارگزاری را ترک کرد و کل پروژه فاز 2 را ترک کرد. چگونه می توان انتظار داشت که شریک خارجی با طرف ایران در دریای خزر با همه خطر در دریای خزر همکاری کند؟

اکنون که وزیر نفت این موضوع را مطرح کرده است ، باید صبر کنیم و ببینیم که شرکاء را می توان برای این پروژه تعریف کرد. امید است که وزیر نفت و دولت چهاردهم موفق شوند.

برای مطالعه بیشتر ، گزارش حفاری اکتشاف نفت ایران را در دریای خزر در اخبار تجاری بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی