الگوی وام گرفتن خانوارهای ایرانی؛ استراتژی رشد یا مکانیسم بقا؟/ ایرانیان در تله بدهی

الگوی وام گرفتن خانوارهای ایرانی؛ استراتژی رشد یا مکانیسم بقا؟/ ایرانیان در تله بدهی

وام گرفتن در گذشته نشانه برنامه ریزی برای بهبود وضعیت مالی یا تلاش برای سرمایه گذاری جدید بود. خرید خانه ، راه اندازی مشاغل یا حتی آموزش دانشگاه یکی از اهداف اصلی وام گرفتن بود. اما اکنون ، شرایط تغییر کرده است و وام گرفتن دیگر یک استراتژی رشد نیست ، اما به مکانیسم بقا تبدیل شده است.

براساس Business News ، اقتصاد ایران در سالهای اخیر فراز و نشیب های زیادی دیده است. تشدید تحریم های خارجی ، همراه با ادامه برخی نقص های ساختاری و البته مدیریت در محیط مدیریت اقتصادی ، باعث شده است که بازده های عینی این موضوع در قالب هایی مانند سخت ترین وضعیت معیشت مردم ایران روشن شود.

در این میان ، به ویژه ، افزایش میزان بدهی عمومی به بانک ها به دلیل دریافت تسهیلات بانکی است. در این زمینه ، از یک طرف ، مردم به دلیل نیاز خود مجبور به وام گرفتن هستند و از طرف دیگر ، با توجه به شرایط اقتصادی فعلی ، هزینه بدهی آنها نسبت به معیشت سالانه زندگی آنها را ضعیف تر و ضعیف تر می کند.

در حالی که تورم فرومایه و رشد غیر ضروری قیمت ها به معیشت طبقه متوسط ​​و پایین جامعه تحت فشار قرار گرفته است ، تمایل مردم برای دریافت وام های بانکی افزایش یافته است. اما واقعیت این است که بسیاری از این وام ها برای سرمایه گذاری یا رشد اوضاع اقتصادی نیستند ، بلکه صرفاً برآورده کردن نیازهای اساسی زندگی است. این خانواده ها را به چرخه ای به نام “تلویزیون بدهی” می رساند. چرخه ای دشوار و پرهزینه است.

وام گرفتن دیگر انتخابی نیست. اجبار است

وام گرفتن در گذشته نشانه برنامه ریزی برای بهبود وضعیت مالی یا ایجاد سرمایه گذاری جدید بود. خرید خانه ، راه اندازی مشاغل یا حتی تحصیلات دانشگاهی اهداف اصلی وام گرفتن بود. اما اکنون اوضاع تغییر کرده است. بسیاری از خانوارها برای پرداخت هزینه های درمانی ، جایگزین کردن ملزومات خانه ، تسویه حساب چپ یا پرداخت هزینه های مدرسه فرزندشان ، وام می گیرند. این بدان معنی است که وام گرفتن دیگر یک استراتژی رشد نیست ، اما به یک مکانیسم بقا تبدیل شده است.

در مورد آمار وام گرفتن خانواده چیست؟

براساس اعلام بانک مرکزی ، کل تراز بانکها و موسسات اعتباری در پایان سال به بیش از 10،000 تریلیون تومون رسیده است. اگرچه بخش بزرگی از این امکانات به شرکت ها و موسسات بزرگ اقتصادی اختصاص یافته است ، اما رشد وام های خرد نیز قابل توجه بوده است.

در سال 2 ، میکرو لوها در مقایسه با سال قبل 5 ٪ رشد داشته اند. این به معنای افزایش تقاضا برای امکاناتی مانند وام های ازدواج ، وام های اساسی کالا ، وام رهنی یا وام و آموزش است.

در مقابل ، درآمد واقعی خانوارها نه تنها افزایش یافته است ، بلکه به دلیل تورم و کاهش ارزش ارز ملی کاهش یافته است. همین فاصله بین درآمد و هزینه باعث می شود خانواده ها وام بگیرند. روندی که از نظر منطقی قادر به ادامه کار پس از چند سال نیست و مهلت های جدی فاش می شود.

ایرانیان در بدهی

“تلویزیون بدهی” یک اصطلاح اقتصادی است که گفته می شود وام جدیدی برای بازپرداخت بدهی قبلی دارد. در چنین شرایطی:

  1. بخشی از درآمد ماهانه خانواده برای وام هزینه می شود.
  2. با افزایش هزینه های فعلی ، شخص دوباره وام می گیرد.
  3. حجم بدهی به تدریج در حال افزایش و خارج از ظرفیت بازپرداخت است.
  4. سرانجام ، فرد یا به آخرین پرداخت مراجعه می کند یا وارد لیست بدهی بانک می شود.

این همان چرخه بدهی مدرن است. چرخه ای که در آن وام به جای فرصتی برای رشد ، تهدیدی برای معیشت می شود. در حقیقت ، وام گرفتن نه تنها معیشت خانوارها را بهبود می بخشد ، بلکه سال به سال ضعیف تر می شود.

دلایل خانوارهای ایرانی بدهی چیست؟

۱ تورم ساختاری و کاهش قدرت خرید

در دهه گذشته ، تورم نقطه به نقطه در ایران از 2 ٪ فراتر رفته است. قیمت مسکن ، اتومبیل ، خدمات درمانی و کالاهای مصرفی افزایش یافته است به گونه ای که حتی طبقه متوسط ​​قادر به تأمین نیازهای اساسی بدون وام نیست. اهمیت این مسئله بیشتر درک می شود که نرخ فقر در سالهای اخیر در ایران افزایش یافته است ، و براساس گزارش های رسمی ، اکنون حدود 5 میلیون فقیر در کشور وجود دارد.

۲ عدم وجود یک سیستم مالی سالم برای وام

روند دریافت وام در ایران رویه های بوروکراتیک طولانی مدت و مشروط بر روی ضامن معتبر است. بنابراین ، خانوارهایی که شرایط عادی ندارند (مانند زنان سرپرست خانوار یا کارمندان غیررسمی) ، برای دریافت وام ، باید به روش های غیررسمی ، از جمله مؤسسات خصوصی با علاقه بالا یا حتی بازارهای خاخام مراجعه کنند.

۳ عدم آموزش مالی عمومی

بسیاری از خانوارها دانش لازم برای مدیریت بدهی ، اولویت بندی هزینه و تجزیه و تحلیل نرخ بهره را ندارند. بنابراین ، تصمیمات مالی آنها معمولاً عاطفی ، عجولانه و بدون ارزیابی مناسب از قدرت بازپرداخت است. به عبارت ساده ، آنها در حوزه اقتصادی تصمیم می گیرند که در ماه ها و سالهای آینده از عواقب منفی آنها در برابر منافع خود بی خبر هستند.

عواقب گرفتار بدهی چیست؟

  1. فرسایش ذهنی و افزایش اضطراب

در نظرسنجی های رسمی سال 4 ، بیش از 5 ٪ از مردم گفته اند که به دلیل بدهی خانواده ، اضطراب و استرس مزمن دارند. نگرانی های مربوط به پاییز ، تماس مکرر بانکها ، ترس از مصادره وام ها و فشارهای اجتماعی بخش مهمی از سلامت روانی جامعه را تحت الشعاع قرار داده است.

  1. کاهش سرمایه گذاری و پس انداز

خانواده ای که ماهانه چند میلیون تومان می دهد ، نه تنها نمی تواند سرمایه گذاری کند ، بلکه هیچ پس انداز ندارد. این بدان معنی است که اقتصاد ملی نیز از چرخه رشد خارج شده و به یک رکود اقتصادی مزمن تبدیل می شود. با این حال ، نباید فراموش کرد که اقتصاد پویا به وضعیت اقتصادی مطلوب خانوارها نیاز دارد.

  1. بحران بانکی

افزایش ناتوانی در بازپرداخت وام منجر به افزایش “ادعاهای معوق” بانک ها می شود. براساس آخرین گزارش ها ، میزان خواسته های معوق سیستم بانکی ایران تا پایان زمستان از 6 تریلیون تومان فراتر رفته است. انتظار می رود این روند در سالهای آینده با ادامه وضعیت فعلی ماهیت جدی تری داشته باشد.

راه های ترک تله بدهی

  • شفافیت بانکی: بانک ها باید قراردادهای ساده ، قابل فهم و شفاف را تشکیل دهند که حاوی کلیه نرخ ها ، جریمه ها و شرایط بازپرداخت باشد.
  • افزایش دسترسی به وام های بدون حقوق یا کم هزینه برای گروه های آسیب پذیر ، به ویژه توسط بانک های دولتی و وام گرفتن.
  • آموزش مالی در رسانه های عمومی و مدارس برای افزایش آگاهی عمومی در مورد مدیریت بدهی ، بودجه بندی خانوار و جلوگیری از مصرف گرایی افراطی.
  • کنترل تورم از طریق اصلاحات اقتصادی و کاهش کسری بودجه دولت ، که ریشه قدرت خرید گران و کاهش یافته است.
  • سازماندهی موسسات اعتباری غیررسمی که خانوارها را به سمت سقوط مالی سوق می دهند و البته برای اقتصاد ملی نیز بسیار مضر هستند.

تله های بدهی در ایران دیگر یک پدیده شخصی نیست ، اما به یک بحران اجتماعی تبدیل شده است. ده ها میلیون ایرانی به وام برای زندگی بستگی دارد و بیشتر درآمد آنها برای اقساط هزینه می شود. ادامه این وضعیت فقط بحران بانکی و رکود اقتصادی را تشدید می کند.

دولت ، بانک مرکزی ، رسانه ها و سیستم آموزش و پرورش باید راه حل های طولانی مدت را برای خانواده های ایرانی برای خلاص شدن از این چرخه خطرناک کار و طراحی کنند. آینده اقتصاد ایران نه با نفت و صادرات بلکه با نجات معیشت مردم تضمین می شود.

برای خواندن بیشتر صفحه بانک و بیمه را در اخبار تجاری دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی