بازار سرمایه ایران از زمان بازگشایی آن در یکی از آشفته ترین هفته های خود شرکت داشته است. شاخص کلی سقوط می کند ، صاحبان خردسالان در حال فرار هستند و صف فروش لحظه ای جمع نمی شود. اکنون همه چشم ها به دولت بخیه می شوند. آیا نسخه نجات بازار سهام فقط پشتیبانی مالی است یا از تزریق پول مهمتر است؟
طبق گفته های تجاری ، در پاسخ به این سؤال ، چندین محور مهم وجود دارد:
2. انتظارات معقول از انتظارات: شاید کانون سیاست گذاری برای بازار سرمایه ، جلوگیری از دولت و نهادهای سقوط در احساسات جنگ بازار باشد. تجارب بورس اوراق بهادار در سایر کشورهای درگیر در جنگ ، مانند روسیه و اوکراین ، این را نشان می دهد. در طی دو کشور ، بورس مسکو به مدت 7 روز بسته شد و بورس اوراق بهادار اوکراین بسته شد و پس از بازگشایی ، بورس مسکو با 2 کاهش یافت و بورس اوکراین 5 ٪ کاهش یافت. در حالی که بورس اوراق بهادار کشور ما ، همانطور که در بالا ذکر شد ، حدود 2 تا 5 درصد از شاخص را کاهش داده است که مهم است ، اما نباید انتظار انتظارات معقول داشت.
2. حذف هرگونه تظاهرات و اقدامات عجولانه: پذیرش شرایط پس از جنگ برای بورس اوراق بهادار ، مستلزم آن است که از اقدامات عجولانه برای درمان بازار سهام جلوگیری شود. علیرغم انتظارات از شدت منفی و البته بدون تخلیه ، هرگونه ورود و پشتیبانی مالی دولت مکانی غیر معادل برای سهامداران و هدر رفتن بودجه دولت برای هدایت صحیح بازار به تعادل پایدار است. تجربه بورس بزرگ در سال 2 نشان داد که پشتیبانی مالی هیجان انگیز ، اضطراری و صرفاً می تواند میزان عملکرد مورد انتظار آن باشد.
در آن سال ، دولت در ماه سپتامبر اعلام کرد که با تزریق یک درصد از منابع صندوق توسعه ملی ، از بازار حمایت می کند. قولی که منجر به سردرگمی و بی اعتمادی بیشتر با بی اعتمادی بازار شد. در حقیقت ، در شرایط فعلی ، دولت به جای اینکه فقط هیجان آتش را محدود کند ، باید به جای اینکه آتش نشان باشد ، ساختار اعتماد را از پایه بازسازی کند. این نه با پاشش پول و نه با وعده های غیر ضروری امکان پذیر است.
ترتیب. شفاف ، نه سکوت سرد: بازار شکاف و اطلاعات را با شایعات یا اخبار دروغین پر می کند. درست مثل آنچه دیروز اتفاق افتاد. در حالی که در هفته گذشته ، همه منتظر اخبار واضح و دقیق در مورد تصمیم دولت هستند اما با سکوت نسبی روبرو شدند ، یک خبرگزاری به نقل از مادانی زاده گفت: “بورس اوراق بهادار در حال حاضر نیازی به حمایت ندارد.” موضوعی که به سرعت رسانه ها را پیچیده و موج دیگری از عدم اطمینان را در بازار ایجاد کرد. وزارت اقتصاد این موضوع را تکذیب کرد. در بیانیه ای به نقل از وزیر اقتصاد ، این وزارتخانه بر ورود هوشمندانه به حمایت از بازار تأکید کرد ، “شرایط بالایی در بازار سرمایه وجود دارد. طبیعتاً ، اقدامات مربوط به سیاست گذاری ما نمی تواند قطعی باشد اما باید بر اساس شرایط موجود باشد … ما فضا را کاملاً نظارت خواهیم کرد و نیاز به ورود به این بسته ها را احساس خواهیم کرد.” با این حال ، در همان اعلامیه ، خط ابهام دنبال شد و به نقل از وزیر اقتصاد گفت: “از ابتدا ، در کارگاه های اقتصادی دولت و به ویژه در وزارت اقتصاد ، جلساتی برای ارائه بسته های پشتیبانی و برنامه ریزی برای شرایط عدم اطمینان موجود و بسته های اقتصادی بزرگ از جمله” بودجه “و” خطوط بانکی “برگزار شد.
پشتیبانی هدفمند ، نه کورکورانه: موضوعی که می تواند به عنوان یک استراتژی پشتیبانی از بازار توصیف شود این است که به طور طبیعی صندوق توسعه و تثبیت بازار ابزاری هستند که می توانند در دوره های دست انداز نقش داشته باشند. اما اگر این منابع بدون هدف وارد بازار شوند و به خرید سهام شرکتهای فقیر یا صف فروش کوچک اختصاص داده شود ، مسئله فقط حذف می شود. بنابراین ، دولت باید به سهام بنیادی ، صنایع با صادرات و شرکت هایی که تعادل مالی قوی دارند ، اولویت داشته باشد. به عنوان مثال ، هفته گذشته ، نمادهایی مانند فولاد ، خانواده و شستا تحت فشار فروش قرار گرفتند. در حالی که این شرکت ها بهتر از بسیاری از نمادهای کوچک هستند. پشتیبانی هدفمند از این گروه ها می تواند نشانه عقلانیت سیاستگذار باشد.
تقویت کانال های اعتماد سهامدار: هیچ چیز مانند اعتماد به اقدامات نمی تواند در برابر موج عاطفی بورس اوراق بهادار مؤثر باشد. هنگامی که اطمینان دارد تصمیم گیرندگان علاقه شخصی به بازار ندارند ، بازار به سیاست گذار اعتماد دارد. مطالعات انجام شده در دوره های قبلی نشان داده است که برخی از مؤسسات وابسته رفتار غیر شفاف با اطلاعات پنهان یا توانایی قیمت فشار را رفتار کرده اند. ایجاد سیستمی برای افشای معاملات حقوقی ، به دنبال روشن شدن نقش وجوه و انتشار گزارش های هفتگی از مداخلات حمایتی می تواند نشانه اراده اصلاح ساختار باشد.
به طور کلی ، بازار سرمایه ایران در مورد رکود اقتصادی ، نرخ بهره بالای بانک و سیاست های متغیر اقتصادی ، به پشتیبانی بیشتری نسبت به گذشته نیاز دارد. اما از چک سفید نیست. در عوض ، باید با “بنیاد اعتماد” آغاز شود ، سپس با “تخصیص دقیق منابع” ادامه می یابد و در نهایت با “اصلاح ساختار نظارتی” نتیجه می گیرد.
منبع: خراسان





