موضوع احیای پروژه کریدور زنگزور به موضوعات ژئوپلیتیکی و انرژی در منطقه در سایه جنگ اسرائیل و ایران بازگشت. همانطور که به نظر می رسد ، جمهوری آذربایجان ، که در سالهای اخیر روابط نظامی و اقتصادی گسترده ای با اسرائیل برقرار کرده است ، از درگیری های اخیر استفاده کرده و شروع به پیشبرد پروژه کریدور زنگزور کرده است. پروژه ای که در صورت پیاده سازی ، ایران را از برقراری ارتباط زمین با ارمنستان و منطقه اوراسیا محروم می کند.
راهرو این است که جمهوری آذربایجان را از طریق استان ارمنستان Sioner به Nakhchivan متصل کرده و سپس ترکیه را به آسیای میانه وصل کند. چنین مسیری نه تنها موقعیت ترانزیت ایران را تضعیف می کند ، بلکه نقش سنتی آن را در اتصال شرقی -غربی نیز به حاشیه می اندازد. بنابراین ، پیامدهای این پروژه نه تنها عواقب سیاسی ، بلکه عواقب عمیق اقتصادی و انرژی است.
آیا بهره برداری باکو از شرایط جنگ ایران ممکن است؟
به گزارش میدل شرقی دوم ، باکو در حال سوء استفاده از اشغال نظامی ایران -روسیه در بحران های اخیر برای ترویج برنامه کریدور زنگار است. به خصوص در محیطی که تمرکز ایران در مقابله با حملات اخیر اسرائیل و تحولات میدانی متمرکز شده است ، باکو فرصتی برای پیشبرد دیپلماتیک و لجستیکی در پروژه زنگزور داشته است.
عواقب فرصت باکو برای بخش انرژی ایران چیست؟
میدان گازی شاهدنیز ، که آذربایجان را به یکی از مهمترین مسیرهای صادرات انرژی به اروپا تبدیل کرده است ، متعلق به بریتانیا نفت (BP) است. این زمینه نقش اساسی در سیاست انرژی اروپا دارد. به خصوص در دوره پس از دوره های روسیه و کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه ، این زمینه نقش مهمی ایفا می کند.
پروژه Zangzour ، به عنوان مسیری برای Türkiye برای اتصال به آسیای میانه و انتقال انرژی ، با حمایت برخی از بازیگران غربی و حضور شرکت های امنیتی اسرائیل دنبال می شود.
ترویج یک راهرو دیگر ، “عرب-مام” ، که قصد دارد آسیای شرقی را از کشورهای خلیج فارس به اروپا وصل کند ، منافع ترکیه را به خطر می اندازد. این راهرو که در نزدیکی نوار غزه حرکت می کند ، برای اسرائیل بسیار مهم است و Türkiye از این نظر جایگاه خود را از دست می دهد. از طرف دیگر ، کریدور زنگور پیوندی بین Türkiye ، آذربایجان و اسرائیل برقرار می کند تا مسیر ترانزیت دیگری را تسهیل کند که ممکن است با پروژه عرب-مادام در تضاد نباشد.
اما مسئله ای که مهم است ، از دست دادن موقعیت ترانزیت ایران در هر دو راهرو است.
در این میان ، روابط نزدیک باکو و تل آویو نیز یک مؤلفه اصلی در پیشبرد این مسیر محسوب می شوند. اسرائیل نه تنها در سالهای اخیر تجهیزات نظامی را به آذربایجان صادر کرده است ، بلکه گزارش هایی از نقش آن در ساخت زیرساخت های نظامی در نزدیکی مرز ایران نیز دارد. دو پایگاه نظامی در زمولی و ذن گیلان ، واقع در محله شمال غربی ایران ، بخشی از شبکه همکاری های امنیتی هستند.
چرا نقش ایران در میدان گازی شاهدنیز است؟
در چنین محیطی ، نقش ایران در میدان گازی شاهدنیز مهم است. محمود خاگانی ، یک متخصص ارشد انرژی ، در مصاحبه ای با اخبار تجاری وی گفته بود: “ایران 5 ٪ مشاركت در میدان گازی” شاهدنیز “در جمهوری جمهوری آذربایجان دارد. فشارهای زیادی برای فروش 10 ٪ وجود داشت. مرحوم حسین كظمپور اردبیلی ، وزیر تجارت در آن زمان ، اجازه نداد كه 2 ٪ فروخته شود و ایران هنوز هم سهامدار در Seare Seare است.
این سهم ، هرچند محدود ، سندی در مورد پیچیدگی ساختار روابط ایران با پروژه های انرژی منطقه ای است. مقرراتی که در عین حال تحت تأثیر مسابقات اقتصادی ، تنش های امنیتی و اتحادهای متغیر منطقه ای قرار دارند. با توجه به تلاش های باکو برای بهره برداری از کریدور زنگزور ، وضعیت زیرساخت انرژی منطقه نیز باید تعیین شود. میدان گازی شاهرندز ، که بخش مهمی از پروژه Zangzur است ، فقط متعلق به آذربایجان نیست و ایران 10 ٪ سهم دارد.
کریدور زنگار اکنون بیش از هر زمان دیگری به تقاطع مسابقات ژئوپلیتیکی ، مزایای انرژی و معادلات امنیتی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. در چنین شرایطی ، هوشیاری حرکات باکو ، تقویت روابط استراتژیک با کشورها و بهره برداری فعال از ظرفیت های ایران در پروژه های منطقه ای نیاز فوری برای حفظ وضعیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی کشور در آینده است.
برای مطالعه بیشتر در مورد جنگ گزارش های راهروهای جدید در اخبار تجاری بخوانید





