رکود جمعیتی و سقوط املاک؛ اقتصاد چین بر لبه پرتگاه؟ – میهن تجارت

9 AK8907

در دهه های اخیر ، شهرنشینی سریع ، کمبود زمین به دلیل سیاست گذاری ، وابستگی دولت های محلی به فروش زمین و انتظارات خوش بینانه از رشد آینده ، اوج قیمت املاک و مستغلات در چین را افزایش داده و آن را به یک بحران جدی تبدیل کرده است.

اقتصاد چین امروز شبیه اقتصاد ژاپن در دهه 1980 است. هنگامی که حباب مسکن باعث ایجاد رکود طولانی شد. اما “دهه های گمشده” ژاپن روندهای برگشت ناپذیر اجتناب ناپذیر نبود. در عوض ، این نتیجه خطاهای سیاسی بود که ریشه در سوء تفاهم از چالش های پیش روی اقتصاد داشت. حال سوال این است که آیا سیاستمداران چینی همان اشتباهات را تکرار می کنند؟

تجربه یک شکست

حباب مسکن در ژاپن با افزایش نسبت مسکن به درآمد سالانه مهم بود. این نسبت در توکیو از 2 ٪ به 2 ٪ در سال 2 افزایش یافته است. این روند تحت تأثیر عواملی مانند سیاست مالیات زمین ، بازداشت مالی و هماهنگی ضعیف سیاست های مالی و پولی قرار گرفت. با این حال ، تقاضا برای صاحبان خانه – که به طور متوسط ​​5 تا 5 سال داشت – نقش مهمی در ایجاد چنین چالشی داشت.

به گفته نویسنده Sinecott ، هنگامی که مردم متعلق به آنها بودند و احساس ثروتمندتر می کردند ، مصرف آنها افزایش می یابد. این امر منجر به افزایش قیمت کالاها ، خدمات و سهام ، افزایش اشتغال و کاهش بیکاری شد. اما تقاضا برای مسکن جدید به زودی کاهش یافت. در این میان ، تغییرات جمعیتی عامل اصلی بود. در سال 2 ، هنگامی که سهم جمعیت ژاپن بیش از 5 سال به 2 درصد رسید ، تعداد خریداران خانه به تدریج کاهش یافت. ارزش املاک و مستغلات کاهش یافت ، بورس اوراق بهادار فرو ریخت و ژاپن با کاهش باروری و بیکاری وارد رکود تورمی شد.

به گفته ناظران ، سوء رفتار این مشکل باعث شده اوضاع پیچیده و در عین حال بدتر شود: بیماری مزمن دموکراتیک به عنوان یک بحران حاد تلقی می شد. سیاستمداران تصور می کردند که مشکل ژاپن تقویت ین پس از توافق پلازا است. توافقی که قدرتهای اقتصادی بزرگ برای تضعیف دلار به دست آوردند. بنابراین ، آنها به چاپ پول ، کاهش نرخ بهره ، افزایش کسری بودجه و اجرای سیاست های تسهیل روی آوردند.

تفرجگاه به چنین سیاست هایی ، به همراه بازگشت موقت خریداران جدید ، دوباره قیمت مسکن را افزایش داده و بیماری اصلی را تشدید کرده است. هزینه بالای تشکیل خانواده منجر به تأخیر در جوانان ازدواج و فرزندان کمتر شد. دولت در صدد افزایش میزان تولد با سیاست هایی مانند افزایش کمک دوستانه کودک و بهبود خدمات مراقبت از کودک بوده است ، اما موفقیت کمی کسب کرده است: میزان باروری از 1.2 تولد در سال به تنها 2.5 در یک دهه.

فرصتی برای بازپس گیری ده ها نفر از دست رفته

در آن زمان ، نخست وزیر ژاپن شینزو آبه هدف افزایش باروری را به 0.5 تعیین کرد. اما اقداماتی مانند تسهیل بازگشت زنان به کار پس از زایمان نتوانست اثرات سیاست های پولی انبساط را خنثی کند – که برای رکود اقتصادی و تحریک اقتصاد حیاتی در نظر گرفته می شود. قیمت مسکن هنوز به اوج خود رسید ، ازدواج کاهش یافت و زایمان کاهش یافت.

سال گذشته ، میزان باروری ژاپن فقط به 1.5 تولد در هر زن کاهش یافت. در گذشته ، ژاپن از نرخ بهره پایین و ین پایین استقبال می کرد زیرا اقتصاد آن به صادرات بستگی داشت. اما پیری و کاهش نیروی کار منجر به فشار رو به بالا بر دستمزدها ، افزایش تورم داخلی ، تضعیف تولید ژاپن و تبدیل ژاپن به کسری شد که در برابر تورم وارداتی آسیب پذیرتر شد.

بنابراین می توان گفت که ژاپن از دام رکود تورمی گریخت ، اما وارد دام تورم طولانی مدت شد. تله ای که با کاهش قدرت خرید و قدرت فرزندآوری ، نرخ باروری را بیشتر می کند. به همین ترتیب ، تلاش ژاپن برای پایان دادن به “دهه های گمشده” ، پایه و اساس “قرن های گمشده” را فراهم کرده است.

10 AK1130

چین در آن زمان

به گفته ناظران ، این تجربه باید هشدار دهنده ای برای چین باشد که اکنون با بحران مسکن و جمعیت خود روبرو است. در دهه های اخیر ، شهرنشینی سریع ، کمبود زمین به دلیل سیاست گذاری ، وابستگی دولت های محلی به فروش زمین برای تأمین درآمد و انتظارات خوش بینانه از رشد آینده باعث افزایش قیمت املاک و مستغلات شده است. تقاضای زیاد برای خریداران خانه اول نیز دارای چالش هایی است ، بنابراین جوانان چینی معمولاً پنج سال زودتر از همتایان ژاپنی خود به دلیل سیاست های یکپارچه خود خریداری می کنند.

اما جمعیت 2 تا 5 ساله چین در سال 2 و اندکی پس از حباب املاک و مستغلات به اوج خود رسید. بخش املاک و مستغلات-که حدود 2 ٪ از تولید ناخالص داخلی و 2 ٪ از میزان درآمد دولت را در اوج 2-5 تقاضا ، کاهش و مازاد مازاد به خود اختصاص داده است. در همین زمان ، کاهش قیمت خانوارها باعث افزایش تولید ناخالص داخلی چین شده و بر مصرف ، اشتغال ، وام و سرمایه گذاری تأثیر گذاشته است.

بحران چین حتی شدیدتر از بحران ژاپنی است: برای شروع ، حباب مسکن چینی بسیار بزرگتر بود. در سال 2 ، نسبت سرمایه گذاری مسکونی به تولید ناخالص داخلی 1.5 برابر بیشتر از ژاپن در سال 2 بود. در سال 2 ، این ملک 2 ٪ از کل دارایی خانوارهای چینی را در مقایسه با 2 درصد در ژاپن به خود اختصاص داد. نسبت قیمت به درآمد امروز در چین بیش از دو برابر ژاپن در سال 2 است.

علاوه بر این ، میزان باروری چین پایین تر است. بر خلاف ژاپن ، که پنج سال بعد موج دوم خریداران خانه را تجربه کرد ، چین چنین موجی نخواهد داشت. سهم جمعیت چین بسیار سریعتر از ژاپن است: مسیر ژاپن در پنج سال ، چین اکنون 5 تا 5 طول خواهد کشید. در دوره 1 تا 2 ، رشد تولید ناخالص داخلی ژاپن تنها 4.9 درصد در سال بود.

سرانجام ، چین نسبت به ژاپن رکود و بیکاری بیشتری را تجربه می کند. در سال 2 ، خانوارهای چینی در مقایسه با 2 درصد در ژاپن تنها 5 ٪ از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دادند.

اما شاید نگران کننده ترین علامت این باشد که دولت چین همچنان به ارتقاء نرخ رشد بالقوه 5 ٪ – و حتی برخی از چهره ها – تا 5 ٪ ادامه می دهد. برای دستیابی به این هدف ، سیاست هایی با بازده کوتاه مدت – مانند گسترش عرضه مسکن ارزان قیمت و تسهیل کمی – دنبال می شود و ضعف های اساسی اقتصاد تقریباً نادیده گرفته می شود. همانطور که هگل یک بار گفت ، “تنها چیزی که از تاریخ می آموزیم همان چیزی است که ما از تاریخ نمی آموزیم.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی