بازار مسکن در سال اول دولت چهاردهم ، با وجود تصویب قانون پرش تولید مسکن ، هنوز هم در حال رکود شدید ، متوقف کردن پروژه ها و مشکلات تأمین مالی است.
به گزارش Business News ، یک سال از زمان راه اندازی دولت چهاردهم ، بازار مسکن یکی از چالش برانگیزترین بخش های اقتصادی کشور است. این بخش که مستقیماً به معیشت و امنیت ذهنی میلیون ها خانوار ایرانی گره خورده است ، نه تنها بر بحران مزمن آن غلبه کرد بلکه رکود تورمی را نیز عمیق تر کرد. در حالی که مردم ، به ویژه مردم میانه و فقیر جامعه ، شروع دوره جدید دولت را دنبال می کردند و به امید بهبود بازار و خانه دار ، روند اجرای و تصمیمات نشان می داد که نه تنها تغییر نمی کند ، بلکه برخی از سیاستهای ناکارآمد دولت های قبلی ادامه یافت.
قانونی که اجرا نشده است
اتخاذ جهش تولید مسکن در ماه مه یکی از معدود اقدامات ساختاری و آینده نگر مسکن در زمینه مسکن است. قانونی که دولت ها را ملزم به ساخت و تحویل حداقل یک میلیون واحد مسکونی سالانه می کند. فلسفه قانون درک عمیقی از بحران کمبود مسکن ، عقب ماندگی تاریخی در تولید ، خواستار تقاضا و نیاز روزافزون جمعیت شهری برای داشتن یک پناهگاه پایدار بود ، اما در دولت چهاردهم ، این قانون با نوعی بی تفاوت یا بی تفاوت روبرو بود. از دولت جدید انتظار می رفت که قبل از شروع رسمی کار خود ، چنین قانون مهم و الزام آور ، برنامه ریزی دقیق ، بودجه بندی قابل اعتماد و ابزارهای اجرایی خاص را فراهم کند. با این حال ، شواهد نشان می دهد که این آمادگی نه تنها است ، بلکه در عمل هیچ نشانه ای از اجرای عینی قانون وجود ندارد.
Farzaneh Sadegh ، وزیر جاده های دولت چهاردهم ، بر اجرای قانون جهش مسکن در جلسه پارلمان و حتی در سخنان پس از دوران تأکید کرد. وی صریحاً گفت: “آیا می توانیم بگوییم که دولت قانون را اجرا نخواهد کرد؟” اما آنچه در زمینه عمل اتفاق افتاد چیزی جز تأخیر ، عدم برنامه عملیاتی و ادامه در نیمه راه بود.
رشد آماری یا پیشرفت واقعی؟
براساس آمار رسمی ، عملکرد چهاردهمین دولت در طول نگاه اول شامل برخی از علائم مثبت است. به گفته مؤسسات رسمی ، بیش از 6000 واحد جدید از ابتدای دولت جدید تا پایان ماه مه در قالب یک جنبش ملی مسکن کاشته شده اند. رقمی که رشد 3.5 درصدی را در مدت مشابه نشان می دهد. اما اگر این تعداد را در کنار هدف سالانه یک میلیون واحد قرار دهیم ، عمق فاصله از آنچه قانون و مردم انتظار دارند. به عبارت دیگر ، آمار به ظاهر مثبت نمی تواند واقعیت های ملموس بازار را پوشش دهد. حقایقی که حاکی از رکود اقتصادی ، متوقف کردن پروژه ها ، عدم توانایی متقاضیان در تأمین و عملکرد آهسته اجرایی است. علاوه بر این ، هنوز دو تنگنا اصلی پروژه های پشتیبانی از مسکن وجود دارد ، یعنی تأمین تسهیلات بانکی و رویه نقدی متقاضیان. فشار مالی زیاد بر خانوارها ، ناکارآمدی در پرداخت وام ، عدم ضمانت های اجرای تسهیلات و عدم تمایل بانک ها به همکاری مؤثر ، باعث شده است که بخش بزرگی از پروژه ها شروع به کار یا متوقف کردن در وسط کنند. بسیاری از متقاضیان ، که امیدوار بودند دولت جدید کار خود را باز کند ، اکنون با ضربه ، پروژه های متوقف شده و سرنوشت ناشناخته روبرو شده اند.
تهران ؛ شاخص بحران مسکن
اگر بخواهیم فقط یک شاخص را برای ارزیابی وضعیت بازار مسکن در دولت چهاردهم بیاوریم ، تورم مسکن در تهران کافی است. براساس گزارش بانک مرکزی در ماه آگوست ، تورم نقطه مسکن در تهران به 1.2 درصد رسیده است. این رقم با وجود کاهش اندک در برخی از دوره های قبلی ، هنوز هم بالا و هشدار دهنده بود. این بدان معناست که در سایه تورم عمومی ، کاهش ارزش ارز ملی و عدم وجود سیاست های پشتیبانی ، قیمت مسکن در پایتخت از دسترس اکثریت شهروندان باقی مانده است و هیچ چشم انداز مشخصی برای کاهش آن وجود ندارد.
روند تورمی در بازار مسکن تهران نه تنها به معنای رشد غیر منطقی قیمت ها است ، بلکه نشانگر عدم وجود ابزارهای کنترل ، عدم تحرک معتمدان و غلبه بر گمانه زنی های مربوط به ساخت و ساز است. این همچنین نشان می دهد که دولت چهاردهم ، بر خلاف ادعاهای خود ، هنوز نتوانسته است به تقاضای بازار واقعی پاسخ دهد یا اعتماد عمومی به سیاست های مسکن را بازسازی کند.
ساختارهای فرسوده و سیاست گذاری ناکارآمد
آنچه بحران مسکن را پیچیده تر می کند ، تنها مسئله یک هزینه واحد یا زیاد زمین نیست. مسکن در ایران از یک ساختار فرسوده ، سیاست گذاری متناقض و نهادهای ناکارآمد رنج می برد. برای ده ها سال ، این بخش از اقتصاد دچار مشکلاتی از قبیل عدم تعادل و تناسب بین عرضه و تقاضا ، رکود ساخت و ساز ، سوداگرانه املاک ، ضعف سیستم های اطلاعاتی و عدم توانایی در جذب سرمایه خصوصی شده است. متأسفانه ، دولت چهاردهم ، با وجود شعارهای امیدوارکننده ، نتوانسته است در این ساختار تغییری ایجاد کند یا حتی یک اراده جدی برای اصلاح آن نشان دهد. از طرف دیگر ، اجرای پروژه هایی مانند مسکن مهر یا جنبش ملی ، بدون تجدید نظر در روش اجرای ، کارآیی سیستم بانکی ، فایده فن آوری های جدید و مشارکت بخش خصوصی ، منجر به تکرار تجربیات ناکام گذشته می شود. به عبارت دیگر ، دولت چهاردهم مشکلات دولت های قبلی را به ارث برد ، اما راه حل جدیدی ارائه نکرد.
گزارش هایی که کافی نیستند
گزارش عملکرد 6 ماهه توسط وزارت راه و توسعه شهری به شاخص هایی از قبیل افزایش تعداد قراردادهای مشارکت مدنی ، رشد مجوزهای ساخت و ساز و پیشرفت جسمی برخی از پروژه ها اشاره دارد. در حالی که اینها می توانند نشانه ای از تحرک نسبی باشند ، اما بیشتر آنها مربوط به برنامه های کلیدی یا منتقل شده از دولت قبلی است. به عبارت دیگر ، این دستاوردها بیشتر نشانه “اداره روزانه” بخش مسکن است تا یک جهش یا تحول آمیز!
در حقیقت ، آنچه در دولت چهاردهم دیده می شود ، همین روند را ادامه می دهد ، و این جزیره ای است که با وجود هزینه کردن بودجه و نیروی انسانی نتوانسته است افق جدیدی را در بخش مسکن باز کند. حتی در رسانه هایی که با مسئله مسکن برخورد می کنند ، دولت به احتمال زیاد آماری ، پرورش یا مراجعه به مشکلات دولت قبلی و جلوگیری از پاسخگویی شفاف و واقع گرایانه است.
قانون روی کاغذ باقی مانده است ، بحران در این زمینه
با رسیدن به چهاردهمین سالگرد دولت ، بازار مسکن در وضعیت ناپایدار ، ناعادلانه و ناامیدکننده باقی می ماند. آنچه از آمار و واقعیت های عینی به دست می آید این است که نه قانون تولید مسکن به درستی اجرا نشده است ، هیچ وعده ای برآورده نشده است و نه چشم اندازی برای خارج شدن از این بحران.
به عبارت ساده تر ، دولت نه نتوانسته است مردم را به خانه نزدیک کند و نه ، و همچنین نتوانسته است اعتماد شرکت کنندگان در بازار ، سرمایه گذاران ، سازندگان و حتی متقاضیان را به خود جلب کند. اکنون زمان آن رسیده است که مقامات از فضای شعار دور شوند و به سمت یک فرمول استراتژیک جامع ، شفاف و مشارکتی برای حل بحران مسکن حرکت کنند. در غیر این صورت ، دولت یک ساله نیز به تجربه دیگری از وعده های ناتمام خواهد پیوست.
نتیجه دخالت ناکارآمد مقامات
Alireza Mohammadi ، یک کارشناس مسکن در مورد عملکرد چهاردهمین دولت در بخش مسکن کشور ، به دنیای صنعت گفت: “دولت چهاردهم در تنش بود ؛ تنش دیگری که از سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور پیشین و جو کشور در آن زمان به وجود آمده است. دولت چهاردهمین به نظر می رسد که وجود دارد که ماسولت نسبت به دولت های قبلی در نظر گرفته شده است. دولت ها
محمدی در ادامه گفت: Farzaneh Sadegh به عنوان وزیر جاده ها و توسعه شهری برای رشد و توسعه بخش مسکن کشور به خوبی عمل نکرده است. سرو در بسیاری از موارد دخالت ناکارآمد داشته است. به عنوان مثال ، او ظاهراً از عدم حضور در کار در سازمان مهندسی عمران حمایت می کند. موضوعی که صریحاً در قانون مورد بررسی قرار می گیرد. وزیر جاده ها باید قانون را اجرا کند. اما شواهد این را نشان نمی دهد.
وی افزود: “بدیهی است ، ایجاد تأمل در کار سیستم مهندسی منجر به کاهش کیفیت ساختمانها در سراسر کشور خواهد شد.” در صورت دستیابی به موفقیت ، اجاره بزرگی برای سازندگان ایجاد می شود. موضوعی که خطر جدی برای کیفیت ساختمانها و بازار مسکن است.
آسیب انرژی به مسکن
محمدی گفت: شعارهای افسانه ای جنبش ملی مسکن توسط رئیس جمهور سابق جمهوری نیز در دولت چهاردهم است. شعارهایی که قادر به اجرای آن نیستند. در حالی که این کشور با تعداد زیادی از مصائب مختلف و تحریم های اقتصادی دست و پنجه نرم می کند ، پروژه های مسکن به بودجه زیادی نیاز دارند. متأسفانه ، در چنین شرایطی ، ما با کسری بودجه سالانه روبرو هستیم.
وی افزود: “مسئله مهم دیگر در این زمینه مسئله اختلال در انرژی است ؛ موضوعی که از دولت های قبلی به دولت چهاردهم می رسد ، اما لازم به ذکر است که ناسازگاری انرژی طی یک سال گذشته تشدید شده است و به وضوح در بازار مسکن دیده شده است.
این کارشناس مسکن گفت: “وقتی کارخانه ها و صنایع تولید سیمان و فولاد با انرژی روبرو هستند ، نباید انتظار افزایش قیمت ورودی های مسکن را داشته باشد.” در چنین شرایطی ، بازار محکوم به پرش های طولانی در دوره های کوتاه است.
وی همچنین گفت: “امروز ، در بسیاری از دوره های تاریخی دیگر ، ما کمترین تولید واحدهای مسکونی در کشور را داریم ؛ این مشکل ناشی از رکود شدید در بازار مسکن است. در چنین شرایطی ، بدیهی است که سرمایه گذاران کمتر در بازار مسکن سرمایه گذاری می کنند.
منبع: دنیای صنعت





