اقتصاددان و استاد دانشگاه گفت: “عبور از بحران فعلی اقتصاد کشور بستگی به بازگشت به عدالت ، دانش و استقلال فکری دارد و ما برای مقابله با ساختارهای اجاره ای نیاز به یک اراده ملی داریم.”
فارشاد مومنی در جلسه وزیر امور اقتصادی و امور مالی جنگ تحمیل شده ، با نگاهی عمیق به تحولات اساسی اقتصاد ایران ، در مورد سیستم اقتصادی پس از انقلاب و ارتباط آن با عدالت ، دانش بومی و توسعه پایدار صحبت کرد.
او معتقد است که شفاف سازی “جنگ روایات” و درک شکاف دانش اقتصادی در اماکن تاریخی هنوز کلید بحران عبور ایران است. بحران ای که باید به دنبال نادیده گرفتن سه پایه “دانش تاریخی” ، “ایده های جهانی توسعه” و “رویکرد معتبر اسلامی-انقلاب” باشد ، مبانی که رهبران معنوی و نظریه پردازان مانند شهید بهشتتی همیشه تأکید کرده اند.
مومنی روایت غالب پس از انقلاب را مبتنی بر سه گنج دانش توصیف کرد ، و افزود: “اول ، درک دقیق و حساس از تاریخ اقتصادی ایران و آسیب شناسی عمیق آن ؛ دوم ، دانش دانش توسعه اندیشه در جهان و سوم ، یک دیدگاه مقایسه ای و عمیق از قرآن و اندیشه اسلامی ، با تمرکز بر آثار شهرداری.
به گفته این استاد اقتصاد و برنامه ریزی توسعه ، غلبه بر عدالت و ملاحظات انسانی در سالهای اولیه انقلاب و طراحی قانون اساسی مبتنی بر این منابع منجر به رشد سرمایه اجتماعی ، انسجام و مقاومت در برابر بحران ها شد. وضعیتی که به تدریج به “تنظیم ساختاری” محو شد ، خصوصی سازی بر خلاف اصول بازار واقعی و از بین بردن نظارت بر حاکمیت.
وی با تأکید بر اهمیت حقوق عملی و اخلاقی در تحقق آرمانهای انقلاب ، وی به جداگانه بین بازاریابی اصلی و کپی ناکارآمد و ناکارآمد از ایران پس از جنگ اشاره کرد.
مومنی خاطرنشان کرد: در سایه نام “بازار” ، مجموعه ای از غیرقانونی و اجاره ای وجود داشت که مردم و تولید کنندگان را در ورشکستگی پذیرفت و اقتصاد ملی را در عقب ماندگی قرار داد.
مقاومت اقتصادی یا عقب ماندگی ساختاری؟
یک نمونه از شجاعت و اراده در مدیریت بزرگ ، تصمیم تاریخی برای کاهش وابستگی نفت بلافاصله پس از انقلاب است ، یعنی کاهش صادرات نفت خام از 5 میلیون بشکه به 6000 بشکه روزانه ، در حالی که کشور به شدت نیاز به درآمد ارزی دارد. این سندی در مورد قدرت دولت و میزان اعتماد به نفس در مشارکت عمومی بود.
وی با استفاده از تحقیقات آماری توضیح داد که اگرچه رشد اقتصادی در سال 2 ، با وجود شوک منفی کاهش 2 ٪ در نفت خام ، تنها حدود 2 تا 5 درصد منفی ، این “رشد منفی” از نظر استقامت تولید ملی یک دستاورد افتخار و کمتر افتخارآمیز بوده است. زیرا بخش مهمی از آسیب های احتمالی توسط تولید و نیروی اجتماعی جبران شد. برخلاف روایات سطحی که مدیریت آن را عاری از برنامه و صرفاً نتیجه غلبه بر احساسات می دانند ،
مومنی بر نقش اصلی انگیزه های ملی ، دستاوردهای اجتماعی و دانش بومی تأکید کرد و هشدار داد که بسیاری از مشکلات فعلی اقتصاد ایران نتیجه “سوء ظن” و تسلیم شدن در علم و داده ها در برابر ایدئولوژی و علاقه های گروهی است.
تجربه و آموزه های اضطراب
به گفته مومنی ، تنها دوره ای که اقتصاد نفت ایران از “بیماری هلندی” مصون ماند ، اوایل سالها پس از انقلاب و همراه با سیاست با تولید -بود. طبق تحقیقات تطبیقی ، این مقاومت همزمان با حذف نفت خام و جانشینی آن با تولید واقعی انجام شد و هیچ یک از علائم واگرایی ، فساد و تضعیف تولید رخ نداد. اما این خیلی دیر نیست ؛ گزارش های بین المللی و داخلی حاکی از فروپاشی نسبت مبادله (شاخص تاب آوری و رقابت ملی اقتصاد) از 1 به 2 در دهه 1980 تا اطراف و سقوط مشابه در سالهای اخیر است. فروپاشی که نتیجه “تشدید تشدید وابستگی به اقتصاد جهانی و از دست دادن استقلال اقتصادی است.
وی به یک مثال واضح اشاره کرد: چگونگی اداره اقتصاد ملی با میانگین درآمد ارزی 5 میلیارد دلار – با وجود همه محدودیت ها و فشارها ، اما امروز با درآمد چند ارز ، اقتصاد ایران با ده ها بحران های فزاینده و پیچیده روبرو است.
برنامه ریزی ، رشد صنعتی و چرا عدم موفقیت مکانیسم های جدید
Momeni ، ضمن تمجید از نقش چهره هایی مانند Supreme و Mousavi در برنامه ریزی ، تدوین سیاست های صنعتی و حمایت از تولید واقعی ، سیاست های پس از جنگ و “خصوصی سازی آموزش عالی”.
استاد دانشگاه ، با استناد به آمار ، تأکید کرد: سیستم تنظیم ساختاری و خصوصی سازی منجر به افزایش وحشتناک نابرابری در دسترسی به آموزش عالی نسبت به حتی خصوصی ترین سیستم های جهان شده است.
وی به نقش بازدارنده “صنعتی شدن” و ظرفیت فنی و مدیریتی در دهه اول انقلاب اشاره کرد که به گفته مومنی ، وسواس تجربه قانون اساسی در انقلاب ، “توانایی ساخت ماشین آلات” را به عنوان تمرکز توسعه صنعتی و مخالف رقابت مجوز ، پیگیری می کند ، و در مقابل رقابت مجوزها ، تجمع فساد از فساد و مجموعه صنایع.
تضعیف قانون و حاکمیت دولت
مومنی کاهش نقش سیاست ساز ملی و تبدیل دولت را به یک دستگاه توزیع اجاره و انتشار قوانین بازار تحت تأثیر مافیا به عنوان بزرگترین خسارت به سیاست های تنظیم ساختاری در ایران و سهم “اشتغال غیر رسمی” (حداقل 2 ٪ از بازار کار) ، ، سلطه بی سابقه ای بر فراز و نشوا از اقتصاد غیرقانونی و بیرونی از امور بیرونی است.
اقتصاددان با استناد به تحلیل رسمی ، خاطرنشان كرد كه هر 1 میلیارد دلار واردات کالاهای تولید شده داخلی منجر به از بین بردن 2 تا 5000 فرصت شغلی می شود. بر این اساس ، سیاست های واردات واردات “در صورت عدم مشاهده دقیق” و انتقال مقررات تجارت خارجی از پارلمان به دولت منجر به تخریب فرصت های شغلی سالم و رشد وابستگی ساختاری شده است.
دام خام و محرومیت از عدالت اجتماعی
Momeni با بیان اینکه نفت خام محدود به روغن نیست. وی از صادرات گسترده مواد معدنی گرفته تا تعریف صادرات غیر نفتی با صادرات میعانات گاز ، وی به فریب آماری برای پوشش بحران های اساسی اقتصادی اشاره کرد.
وی روند تشویق بازار سرمایه ، فراهم کردن یارانه های ناعادلانه ، از بین بردن فرصت های شغلی تولیدی و بی اعتنایی به تولیدکننده را به عنوان نشانه ای از از دست دادن عقلانیت سیاست و روشن کردن بحران اقتصادی توصیف کرد.
مامنی با اشاره به دستاوردهای تاریخی دانش و تجربه عالی موسوی ، و تأکید بر لزوم بازگشت به ایده های تولید ، عدالت و مقاومت ، هشدار داد: ایران باید به ظرفیت دانش ، عدالت و تجربه ، و ظهور مدیریتی و تجربه ، کسانی که زندگی خود را در تصمیم گیری های ملی می گیرند و از نسل بعدی و نسل بعدی بیرون می آیند.
راغفر: ادامه سیاست های نئولیبرال باعث فقر شده است
حسین راغفر ، اقتصاددان و استاد دانشگاه ، همچنین از ادامه سیاست های نئولیبرال و خصوصی سازی گسترده پس از جنگ ، توصیف بحران های اجتماعی و اقتصادی فعلی کشور در گسترش نابرابری ساختاری ، کاهش اشتغال مناسب و تضعیف همبستگی اجتماعی انتقاد کرد و تأکید کرد که آنها بدون اصلاحات کشور را اصلاح می کنند.
وی با نگاهی انتقادی به سیاست های اقتصادی سه دهه گذشته ، وی معتقد است كه بحران های فعلی اقتصاد ایران – از گسترش فقر تا تضعیف امنیت اجتماعی – به دلیل غلبه بر روایات نئولیبرال و سیاستهایی است كه پس از جنگ تحمیل شده به شدت در دستور کار سازندگان سیاست گذاران قرار گرفته است.
وی معتقد است که در حالی که در دهه اولیه انقلاب ، سیاست های توزیع عادلانه تر منابع و پشتیبانی از طبقات محروم منجر به بخشی از ثروت به طبقات پایین جامعه شد و روند مثبتی ، آموزش ، امنیت و امید به زندگی را تجربه کرد ، اما آغاز خصوصی سازی و انتقال دارایی های عمومی به بخش های خاصی و قدرت و نزدیک به قدرت. چرخش که از نظر وی منجر به فساد ، کاهش فرصت های شغلی و تجمع فقر ساختاری شد.
راغفر تأکید کرد: آنچه که جوامع بشری را پویا می کند و پیشرفت می کند ، احساس تعلق به جامعه و احساس عزت در فعالیت اقتصادی است. کار با دستمزدهای کافی ، امنیت شغلی و عزت اجتماعی.
استاد و اقتصاددان دانشگاه گفت: “ساخت اجتماعی جامعه به سمت انسجام و منافع عمومی در حال حرکت است که سیاست ها بر اساس توزیع عادلانه منابع اجتماعی و عدالت اجتماعی است و تولید ثروت در خدمت ارتقاء عمومی جامعه خواهد بود.”
وی با اشاره به پیامدهای سیاست های خصوصی سازی ، خاطرنشان کرد: در سه دهه گذشته ، حجم زیادی از دارایی های عمومی و سرمایه اجتماعی کشور در قالب سیاست های نئولیبرال و خصوصی سازی و به نفع گروه های تأثیرگذار برون سپاری شده است. عملی که نه تنها باعث رونق اقتصادی می شود ، بلکه نابرابری و گسترش فقر را نیز تولید می کند.
نتیجه دیگر این سیاستها ، تشکیل کارکردهای منفی اجتماعی مانند رشد کودکان کارگر ، افزایش آسیب های اجتماعی و افزایش آسیب های اجتماعی است که به طور مستقیم با ساختار سیاست های اقتصادی مختل می شوند و از فروپاشی همبستگی و اعتماد اجتماعی بی اعتنایی می کنند.
بخش قابل توجهی از نیروی کار کشور از تولید اجتماعی محروم است
این اقتصاددان افزود: “امروز ، بخش قابل توجهی از نیروی کار کشور به دلیل دستمزد کم و شرایط شغلی ناپایدار ، از مشارکت افتخار و افتخار در تولید اجتماعی محروم است.”
به گفته وی ، جامعه ای که شغل خود را از دست داده است ، پایه و اساس رشد خشونت ، جنایات اجتماعی و حتی تهدیدهای سیاسی را فراهم می کند.
این اقتصاددان با بررسی تجربه کشورهای توسعه یافته و حتی کشورهای در حال توسعه مانند چین گفت: نقش حاکمیت و دولت در مدیریت بانکی ، سیستم مالیاتی و راهنمایی سرمایه گذاری و همچنین ضمانت حداقل عدالت اجتماعی ، عامل اصلی در روند توسعه است. اما در ایران طی سه دهه گذشته ، این مورد مورد غفلت واقع شده است و همواره سیاستی برای حمایت از گروه های خاص بوده است.
راغفر خاطرنشان کرد: شرایط فعلی نه تنها نتیجه عوامل خارجی یا تحریم ها بلکه اغلب محصول سیاست های اشتباه و انتقال نامحدود دارایی ها و فرصت ها به بخش های غیرمولد و دستکاری شده در سیستم ما است.
در پایان ، وی خواستار اصلاح سیاست ها و بازگشت به عدالت اجتماعی شد.
منبع: ایرنا





