افتتاح مسیرهای ارتباطی منطقه ای – به ویژه کریدور زنگزور – یکی از اصلی ترین کانون مذاکرات ابوظبی بود. این راهرو قرار است از طریق ارمنستان به آذربایجان غربی به جمهوری خودمختار Nakhchivan متصل شود و یکی از بخش های اصلی راهرو میانه و ابتکار کمربند و جاده چین باشد. مسیرهایی که به اوراسیا شرقی و غربی پیوند می خورند.
در 6 ژوئیه ، یک لحظه مهم در روند پیچیده و طولانی صلح بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بود. یک جلسه دو جانبه بین الهام علیف ، نیکول پاشینیان ، رئیس جمهور جمهوری آذربایجان و ارمنستان در ابوظبی ، پایتخت امارات متحده عربی برگزار شد. این اولین جلسه رسمی بین دو رهبر از زمان مشاوره کوتاه آنها در حاشیه یک جامعه سیاسی اروپا در آلبانی در ماه مه بود.
برخلاف گفتگوی غیر رسمی ، جلسه ابوظبی یک مذاکره کامل با حضور رسمی دو هیئت و با دستور بود: نهایی شدن پیمان صلح ، تعیین مرزهای مشترک و افتتاح مسیرهای ارتباطی منطقه ای ، از جمله راه راه استراتژیک زنگار.
در آغاز جلسه ، علیف و پاسیین با رهبر امارات متحده عربی محمد بن زاید النهیان دیدار کردند. روز بعد ، دو هیئت رسمی به همراه رهبران خود مذاکرات رسمی را آغاز کردند که این امر منجر به یک جلسه خصوصی بین رئیس جمهور آذربایجان و نخست وزیر ارمنستان شد. پیشنهاد آذربایجان توسط آذربایجان پیشنهاد شد ، زیرا او امارات را علاقه بی طرف و مستقیم به روند صلح می داند.
امارات متحده عربی نقش واسطه گر را نداشت ، بلکه صرفاً پایه و خوبی لازم برای میزبانی گفتگو را فراهم می کرد. این رویکرد نشان دهنده ترجیح روزافزون آذربایجان نسبت به رویکردهای دو جانبه است. از آنجا که چارچوب های سه جانبه که قبلاً با مشارکت بازیگران خارجی دنبال می شدند ، به دلیل تناقض منافع ژئوپلیتیکی اغلب ملموس نبودند.
نقطه عطف در مسیر صلح
دیدار ابوظبی را می توان نقطه عطفی در روند صلح دانست که پس از جنگ دوم ناگورنو -کاراباغ آغاز شد. جنگی که آذربایجان پس از نزدیک به پنج سال حاکمیت خود را بر سرزمین های بین المللی شناخته شده خود بازگرداند. در سال 2 ، باکو پنج اصل اصلی را برای صلح پیشنهاد کرد که پایه و اساس مذاکرات بعدی بود. پس از گذشت نزدیک به دو سال گفتگو ، وزارت امور خارجه دو کشور در 5 مارس اعلام کرد که آنها در مورد مفاد پیمان صلح به توافق رسیده اند. پیشرفت عمده در روند عادی سازی.
با این حال ، با وجود توافق در مورد اصول کلی ، موانع امضای نهایی پیمان باقی مانده است. یکی از این موانع به قانون اساسی ارمنستان باز می گردد ، که در مقدمه آن به اعلامیه استقلال اشاره دارد. سندی که ادعا می کند مالکیت بخش هایی از آذربایجان است. باکو از ایروان خواست که مسئولیت اصلاح این قانون اساسی را به عهده بگیرد و این ادعاها را حذف کند. چنین درخواستی سابقه ای است ، در توافق نامه توافق نامه جمعه خوب بین انگلیس و ایرلند در سال 2 ، دولت ایرلند متعهد شد ادعای خود را به ایرلند شمالی از قانون اساسی خود حذف کند. اظهارات اخیر پاشینیان در مورد لزوم تهیه قانون اساسی جدید که منعکس کننده اراده مردم ارمنستان و واقعیت های ژئوپلیتیکی روز است ، نشانه ای محتاطانه از پیشرفت در این زمینه محسوب می شود.
مانع دیگر وجود نمادین گروه مینسک وابسته به سازمان امنیت و همکاری اروپا (گروه OSCE MINSK) است. این گروه برای حل و فصل درگیری Nagorno -Karabagh تشکیل شد ، اما با نهایی شدن پیمان صلح ، فعالیت مداوم آن مورد غفلت واقع شد.
راهرو زنگزور ؛ گذرگاه ژئوپلیتیکی و محور اتصال شرقی -غربی
علاوه بر پیمان صلح ، افتتاح مسیرهای ارتباطی منطقه ای – به ویژه کریدور زنگزور – یکی از محورهای اصلی مذاکرات ابوظبی بود. این راهرو قرار است آذربایجان را از طریق ارمنستان به جمهوری خودمختار Nakhchivan متصل کند و یکی از بخش های اصلی راهرو میانه و ابتکار کمربند و جاده چین باشد. مسیرهایی که به اوراسیا شرقی و غربی پیوند می خورند. از دیدگاه استراتژیک و اقتصادی ، توسعه این راهرو نه تنها برای آذربایجان و تورکی بلکه برای بازیگرانی مانند چین و اتحادیه اروپا جذاب خواهد بود.
قابل توجه است که در ماده 2 بیانیه سه جانبه امضا شده در 7 نوامبر ، بین ارمنستان ، آذربایجان و روسیه ، ایروان متعهد به تهیه این راهرو بود. با این حال ، ارمنستان تاکنون از اجرای کامل این بند خودداری کرده و دلایل مختلفی را مطرح کرده است. با این حال ، پس از دیدار ماه ژوئن با رجب طیب اردوغان در استانبول ، نخست وزیر ارمنستان اعلام کرد که ایروان انعطاف پذیرتر بوده است. نشانه امید محتاطانه برای حل این گره استراتژیک.
روند صلح بین ارمنستان و آذربایجان در یک زمان بحرانی و تعیین کننده شکل می گیرد. قفقاز جنوبی دیگر حاشیه فراموش شده ای نیست ، اما به یک گذرگاه استراتژیک بین اروپا ، آسیا و خاورمیانه تبدیل شده است. منطقه ای که زمانی فقط از طریق درگیری های منجمد دیده می شد ، اکنون در مرکز رقابت گسترده در مورد زیرساخت ها ، اتصال و امنیت انرژی قرار دارد.
با تغییر مراکز قدرت جهانی و تضعیف اتحادهای سنتی ، آذربایجان به عنوان یک مسیر اساسی برای انتقال انرژی دریای خزر به بازارهای اروپا ظاهر شده است ، تجارت آسیای میانه به بنادر دریای سیاه و خطوط لجستیکی چین به نظر می رسد زنجیره های عرضه غربی. این موقعیت استراتژیک باعث شده است تا قدرتهای منطقه ای و جهانی رویکرد خود را به قفقاز جنوبی مرور کنند.
در همین زمان ، اتحادیه اروپا ، به ویژه پس از جنگ اوکراین و تحریم های گسترده در مورد روسیه ، قفقاز را به عنوان جایگزینی استراتژیک برای مسیرهای انرژی روسیه می داند. Türkiye ، متحد سنتی آذربایجان ، در تلاش است تا نقش خود را در ارتباط شرق و غرب گسترش دهد ، از جمله پروژه هایی مانند راهرو میانه و زنگزور. در مقابل ، کشورهایی مانند ایران نگران نگرانی روزافزون جمهوری آذربایجان و Türkiye هستند ، زیرا این می تواند بر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تأثیر بگذارد و بر اهداف ترانزیت تأثیر بگذارد. در همین حال ، ایالات متحده ، گرچه تمرکز اصلی آن بر اوکراین و خاورمیانه است ، اما اخیراً با صدور اظهارات در حمایت از روند صلح ارمنستان -ازربایجان ، بازگشت خود را به قفقاز جنوبی آغاز کرده است.
صلح دو جانبه ، مسیر اصلی پایداری
اگر پیمان صلح امضا شود ، می تواند ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی را تغییر دهد. اول ، افتتاح مسیرهای ارتباطی و انرژی این پتانسیل را دارد که پایه و اساس توسعه و ثبات را در سراسر منطقه ایجاد کند و آن را به شریانی بحرانی برای اروپا ، خاورمیانه و آسیای میانه تبدیل کند. دوم ، صلح با آذربایجان می تواند راه را برای ارمنستان با Türkiye هموار کند. به خصوص با افتتاح مرزها و دستیابی به بازارهای منطقه ای و اروپایی. سوم ، صلح پایدار می تواند آسیب پذیری منطقه را در برابر مداخلات خارجی کاهش دهد. از آنجا که قدرتهای بزرگی مانند روسیه در سالها از آذربایجان در سالها به عنوان اهرم فشار استفاده کرده اند.
اگرچه عقب نشینی نسبی روسیه از قفقاز جنوبی می تواند فرصت هایی در پی جنگ اوکراین باشد ، اما همچنین منجر به رقابت ژئوپلیتیکی بین سایر کشورها شده است که سعی در سوء استفاده از اوضاع “نه جنگ ، صلح” دارند. بنابراین ، ادامه گفتگوی دو جانبه بین باکو و ایروان بهترین گزینه برای تسریع در روند صلح و جلوگیری از مداخله بازیگران خارجی است.
اکنون ، پس از پنج ساعت مذاکره در ابوظبی ، هر دو کشور اظهاراتی صادر کردند که فضای مذاکره را “سازنده و مثبت” توصیف می کند. وزارت امور خارجه آذربایجان تأیید کرد که طرفین موافقت کرده اند که مذاکرات و نتیجه گیری های دو جانبه را ادامه دهند. یک قالب مطلوب که بیشترین کارآیی را نشان داده است.
رهبران دو کشور نیز پیشرفت در تعیین مرزها را مورد بررسی قرار دادند و به کمیسیون های مشترک برای ادامه کار فنی مأموریت داد. طرفین همچنین در مورد اجرای اقدامات قابل اعتماد تر توافق کردند. اگرچه هنوز پیمان نهایی امضا نشده است ، ویزیت ابوظبی گامی طولانی در جهت عادی سازی روابط است. مبنای مراحل آینده و نزدیکتر دو کشور تا جایی که آنها سالها منتظر آن بودند: امضای پیمان صلح ، افتتاح راهروهای منطقه ای و دستیابی به همکاری و صلح پایدار در قفقاز جنوبی. آینده ای که در آن کنتراست همکاری ، انزوا و جایگزینی آن به توسعه مشترک است.





