پیش از انتخابات اخیر ایالات متحده ، اقتصاد تحت فشار شوک های ژئوپلیتیکی و چشم انداز نوآوری فناوری قرار داشت. اما اکنون باید موج بی سابقه ای از سیاست گذاری را که از قدرتمندترین کشور جهان سرچشمه می گیرد ، تحمل کند.
براساس اخبار تجاری ، اقتصاد جهانی در وضعیت ناپایدار و متغیر قرار دارد. پیش از انتخابات اخیر ایالات متحده ، اقتصاد تحت فشار شوک های ژئوپلیتیکی و چشم انداز نوآوری فناوری قرار داشت. اما اکنون باید موج بی سابقه ای از سیاست گذاری را که از قدرتمندترین کشور جهان سرچشمه می گیرد ، تحمل کند. نتیجه این وضعیت نوسان شدید نه تنها در بازارهای اوراق قرضه و سهام بلکه در بین تحلیلگران اقتصادی و سیاست گذاران است.
در سطح عمیق تر ، این آشفتگی روایت های اجماع درباره ایالات متحده را زیر سوال برده است. بنابراین ، شاخص های اعتماد مصرف کننده و تولید کنندگان به شدت کاهش یافته است ، در حالی که انتظارات تورم سال گذشته به سطح رسیده است.
در میان این عدم قطعیت های عمیق ، تحلیلگران اقتصادی در پیش بینی مقصد نهایی اقتصاد ایالات متحده اشتباه گرفته شده اند. با این حال ، دو سناریوی اصلی برای پیش بینی های پراکنده و ناپایدار در نظر گرفته شده است: در سناریوی اول ، ایالات متحده یک سفر چالش برانگیز را انجام می دهد که در نهایت منجر به بازسازی اقتصادی شبیه به ریاست رونالد ریگان در ایالات متحده و نخست وزیر مارگارت Tregor در انگلستان خواهد شد. جایی که کشور با بدهی کمتری ، بخش خصوصی و سیستم تجارت بین المللی نسبت به گذشته منصفانه تر می شود. در سناریوی دوم ، کشور به آرامی در وضعیت تورم قرار می گیرد. مانند اتفاقی که در دوران جیمی کارتر افتاد.
آمریکا نظم جهانی را تکان می دهد
ایالات متحده هنوز قدرتمندترین و ثروتمندترین کشور جهان است و نهادهای آن بلوغ نهادی دارند. با این حال ، در زمینه اقتصاد و امور مالی ، گاهی اوقات مانند یک کشور در حال توسعه به نظر می رسد. واشنگتن ناگهان تعرفه های سنگین را برای بیشتر کالاهای وارداتی تحمیل کرد. سپس او وارد یک روند پراکنده در زمینه معافیت ها شد. به طوری که به طور تصادفی برخی از محصولات و بخش های این تعرفه ها را معاف می کند. همه اینها اتفاق افتاد که کسری بودجه دولت هنوز در حال افزایش بود.
با ادامه این رویکرد ، خطر اینکه اقتصاد ایالات متحده مشکلاتی داشته باشد که معمولاً به کشورهای در حال توسعه اختصاص می یابد ، افزایش می یابد. علائم خروج سرمایه و تردید روزافزون سرمایه گذاران خارجی در حال ظهور است و نگرانی هایی در مورد استقلال بانک مرکزی ایالات متحده وجود دارد.
بازارهای مالی ایالات متحده ، که ده ها سال بر جهان حاکم بوده اند ، در ابتدای سال ضعیف عمل کردند. دلار قدرتمند قبلی با وجود افزایش عملکرد اوراق بهادار خزانه داری ، ارزش خود را از دست می دهد. سایر کشورها ممکن است امیدوار باشند که در پایان ، سیاست های فعلی واشنگتن فقط تأثیر محدودی بر نظم اقتصادی جهانی خواهد داشت. اما تحمیل تعرفه های سنگین ، تضعیف دلار ، افزایش خطر بی ثباتی مالی و حتی زمزمه در مورد احتمال فشار ایالات متحده برای گسترش بلوغ طلبکاران خارجی ، جهان را در وضعیت آشفته قرار داده است.
حتی ناظران باتجربه در مورد درک آینده سردرگم هستند. به عبارت ساده تر ، واشنگتن پایه های نظم جهانی را تکان می دهد و در طی این انتقال پیچیده ، هیچ رهبری قابل توجهی برای کشورها و شرکت های پیشرو وجود ندارد.
دو سناریو ، دو سرنوشت
در تلاش برای پیش بینی آینده ، تحلیلگران اقتصادی به دو دیدگاه کاملاً متفاوت متکی هستند. دیدگاه اول یک رویکرد خوش بینانه است. در این روایت ، دولت ترامپ موفق به کاهش بوروکراسی ، از بین بردن مقررات غیر ضروری و مهار هزینه های دولت می شود و در نتیجه دولت کارآمدتر و ارزان تر به دست می آید که بدهی کمتری را با رشد اقتصادی به همراه خواهد داشت.
اقتصاد ایالات متحده با بخش خصوصی از هرج و مرج فعلی ناشی می شود که می تواند از نوآوری های فوق العاده تقویت بهره وری بهره برداری کند. سطح تعرفه ممکن است از دوران قبل از ترامپ بالاتر باشد ، اما این تعرفه ها یک سیستم تجاری عادلانه تر ایجاد می کنند. سیستمی که در آن کشورهای دیگر تعرفه های بالا و موانع پیچیده غیر تترافیف خود را کاهش داده و منجر به بخشی از هزینه تأمین کالاهای عمومی در سراسر جهان شده اند.
این سناریو نه تنها یادآور دهه 1980 ریگان و تاچر است ، بلکه فراتر می رود و یک بازسازی اساسی را نه تنها در نظم اقتصادی داخلی بلکه در نظم جهانی به وجود می آورد. اما حتی در این سناریوی خوش بینانه ، بی ثباتی باقی مانده است.
جالب اینجاست که ترامپ همچنین ممکن است در یک سناریوی بدبین تر به نرخ بهره برسد. اما نه آنطور که او مطلوب است. در این سناریو ، واشنگتن قادر به افزایش کسری بودجه خود نیست. اعتماد به نهادها همچنان رو به کاهش است و نگرانی در مورد حاکمیت قانون و افزایش اختیارات اجرایی در حال افزایش است.
ایالات متحده علاقه خود را به تنظیم و پیروی از استانداردها و قوانین جهانی از دست می دهد. در نتیجه ، سایر کشورها جایگاه خود را به ترتیب جهانی بررسی می کنند. در بهترین حالت ، آنها مجبور به تقویت مقاومت داخلی و سیاست های مربوط به خودسازی می شوند و در بدترین حالت ممکن است ائتلاف های چند جانبه ای تشکیل دهند که اقتصاد ایالات متحده را تهدید می کند بلکه امنیت ملی آن را نیز تهدید می کند.
این سناریو در واقع تکرار تجربه دهه 1980 خواهد بود. هنگامی که اقتصاد جهانی با شوک های عرضه ، افزایش قیمت کالاها و خطاهای سیاست دست و پنجه نرم می کرد. در حال حاضر ، هر دو سناریو خوش بینانه و بدبین به نظر می رسند ، و نقاط میانی به همان اندازه امکان پذیر است.
در ابتدای سال ، شاخص های مختلف قیمت در بازارها نشان داد که حدود 2 ٪ احتمال بهبودی و 2 ٪ خراب شدن وجود دارد. اما در اوایل ماه آوریل ، با انتظار فراتر از انتظار ترامپ ، احتمال سناریوی خوب زیر 5 ٪ بود. این امید دوباره در پایان ماه افزایش یافت. از آنجا که معامله گران و سرمایه گذاران امیدوار بودند که سیاست تعویق پنج روزه ترامپ منجر به تعرفه های قابل کنترل و غیرقابل کنترل برای سیستم تجارت جهانی شود. با این حال ، این وضعیت بسیار روان و متغیر است.
جهان در هشدار
اگرچه بسیاری از بازیگران دولتی و خصوصی می خواهند خود را از نوسانات اقتصادی فعلی محافظت کنند ، اما در واقع آنها بسیار معدودی برای محافظت از خود در برابر این بی ثباتی هستند. بازارها در حال حاضر از شوک های موقعیت های تجاری ترامپ عبور کرده اند و شاخص های اصلی بازار سهام حتی به سوابق جدیدی نیز رسیده است. با ادامه مذاکرات و مذاکرات رئیس جمهور با کشورهای مختلف ، روند کاهش تنش ها ممکن است حاکم باشد. و صرف نظر از آنچه اتفاق می افتد ، ایالات متحده همچنان به حفظ پویایی بخش خصوصی ، نوآوری و روحیه کارآفرینی خود ادامه خواهد داد و در زمینه فناوری و بیوتکنولوژی باقی می ماند.
برخی از اقتصاددانان حتی معتقدند که نوسانات در بازار خزانه داری ایالات متحده لزوماً به بخش قدرتمند شرکت های کشور آسیب نمی رساند. از نظر آنها ، “خانه خوب” می تواند در “محله ناپایدار” بماند.
در عین حال ، سایر کشورها ممکن است مجبور شوند مشکلات اقتصادی خود را به تنهایی حل کنند ، به ویژه با عقب نشینی چتر امنیتی ایالات متحده. اروپا می تواند با ساده کردن سیستم های نظارتی پیچیده خود ، تسهیل نوآوری و انتشار فناوری و در نتیجه افزایش بهره وری ، رشد اقتصادی خود را تحریک کند.
در آسیا ، چین ممکن است صادرات خود را برای آرامش نگرانی در مورد سیل کالاهای ارزان در بازارهای خارجی محدود کند. پکن همچنین این پتانسیل را دارد که به طور اساسی الگوی رشد اقتصادی خود را بازسازی کند و به جای صادرات و سرمایه گذاری دولت ، مصرف داخلی و سرمایه گذاری خصوصی را تقویت کند.
در عین حال ، گروهی از کشورها ممکن است خطر کاهش ریسک و فاصله از اقتصاد جهانی را در پیش بگیرند. در چنین شرایطی ، رقابت بین چین و ایالات متحده تشدید خواهد شد. برخی از کشورهای کلیدی مانند برزیل ، هند ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی ممکن است بتوانند روابط خوبی با هر دو طرف داشته باشند ، اما بیشتر کشورها مجبورند یکی را انتخاب کنند.
تصمیم گیرندگان باید از سقوط در تله های رفتاری خودداری کنند. در حین عدم اطمینان ، مردم بیشتر از همیشه مستعد خطاهای شناختی هستند که منجر به تصمیمات اشتباه می شوند. این محدود به انکار تغییر نیست ، اما اغلب مربوط به آنچه روانشناسان رفتاری “بی تحرکی فعال” می نامند ، ارتباط دارد: وضعیتی که افراد نیاز به تغییر را تشخیص می دهند ، اما هنوز هم به الگوهای قدیمی و آشنا پایبند هستند.
امروز ، جهان با ناامنی گسترده روبرو است. اصول ، قوانین و نهادهایی وجود دارد که مقامات و سرمایه گذاران می توانند به آنها اعتماد کنند. اقتصاد ایالات متحده بیشتر و ناپایدار می شود و واشنگتن نقش کمتری در هماهنگی سیاست جهانی دارد. پس از گذشت نزدیک به پنج سال ، سیستم تجارت جهانی در معرض خطر فروپاشی و تکه تکه شدن است.
هیچ تضمینی برای آینده وجود ندارد. این واقعیت لزوماً بد نیست ؛ اما این بدان معنی است که تصمیم گیرندگان باید هوشیار تر از همیشه باشند. انتخاب های انجام شده در ماه های گذشته عواقب عمیقی برای آینده اقتصاد جهانی و رونق میلیاردها نفر خواهد داشت.





