ارهتصاد۲۴- اولین اصل در سرمایه گذاری “حفظ سرمایه” است. اصل دوم “نقدینگی” است که بسیار حیاتی است. از دیدگاه مالی ، انسانها بر خلاف عقل سلیم ، منطقی تصمیم نمی گیرند. مطالعات نشان می دهد که احساسات ، به ویژه ترس و حرص و آز ، نقش اساسی در تصمیم گیری دارند. طبق تحقیقات ، ترس از چهار برابر حرص و آز مؤثرتر است. این روزها با توجه به اخبار جنگ و عدم اطمینان این مشکل است. ترس فضای ذهنی بازار را در بر می گیرد و حساسیت به اخبار منفی را چند برابر می کند.
تجربه سال همچنین حاکی از آن است که در دوره ای که بازار در حال رشد بود ، فعالان خطرات را نادیده گرفتند ، و حتی وقتی نسبت قیمت -درآمد (P/E) به سطح 2 افزایش یافت ، خریدها ادامه یافت. در آن زمان ، مردم خود را با توجیهاتی مانند “ارزش جایگزینی” یا “ارزیابی مجدد” متقاعد می کردند. اما این روزها شرایط معکوس هستند. همه چیز از دیدگاه خطر دیده می شود ، نه فرصتی.
از بین خطرات فعلی ، سیاست های دولت مهمترین است: فروش گسترده اوراق بهادار در سالهای گذشته که خون بازار را مکیده است ، افزایش نرخ انرژی و برق که بسیاری از صنایع بزرگ را در آستانه بحران قرار داده است و افزایش مالیات و وظایفی که باعث کاهش سودآوری شرکت ها شده است. به این تصمیمات شبانه ، بی ثباتی در قوانین و ساختار معیوب بازار حدود 2 درصد از سهام آن اضافه کنید. از این تعداد ، بخش بزرگی از شرکتهای دارای کشور نیز وجود دارد. از طرف دیگر ، نگاهی به حجم فعالیت کدهای سهام نشان می دهد که در ارتفاع سال 2 ، میانگین ارزش هر کد سهام بیش از 100 میلیون دلار بود. اما اکنون این تعداد به دامنه 1 تا 2 میلیون تومان کاهش یافته است.
اعتماد گمشده ، نقدینگی محدود
مشکل اصلی بازار این است ، اما اعتماد به نفس از بین می رود و عمق کم آن است. خرید صف ، که ظاهراً شاخص های قیمت هستند ، در عمل گمراه کننده هستند. یک نفر با پول کمی می تواند صف خرید را ایجاد کند و قیمت را بالا ببرد. پس از آن ، با فروش همان سهم ، به سادگی بازار را منفی می کند. این نوع مکانیسم فاقد نقدینگی واقعی است. به گفته تحلیلگران ، دولت در مدیریت انواع خطرات قابل دفاع نبوده است. خطرات ، مانند ریسک پنهان ، خطر بیانگر و سطح تهدید باید به اشکال مختلف اداره شود. ریسک چهارم یک خطر فعال است که مانند شرایط اخیر ، دولت باید بازار را متوقف کند. در هفته دوم جنگ ، صندوق های صندوق درآمد ثابت و صندوق های کالا مجدداً بازگشایی شد و با بازگشایی درآمد ، آنها برای روزهای تعطیلات پرداخت نمی شدند و این وقایع باعث کاهش اعتماد به نفس در بازار سرمایه می شود.
بیشتر بخوانید: رشد بورس اوراق بهادار در سایه بی اعتمادی ؛ چرا سرمایه گذاران هنوز بی اعتماد هستند؟/ در صورت عدم چشم انداز مثبت ، ما نباید انتظار رشد را داشته باشیم
راه حل چیست؟ اگر قرار باشد بازار در سطح قابل قبولی نگهداری شود ، دیگر نمی توان با برگزاری جلسه و وعده پشتیبانی انجام داد. پشتیبانی واقعی لازم است بازار امروز در سطح ارزش است ، اما فقط به معنای امنیت سرمایه گذار است.
در کنار این ، مسئله کمتر نگران است ، اما مانند بودجه اهرم مهم است. برخی از این صندوق ها در شرایط عادی به سرمایه گذاران می دهند. اما در زمان های بحرانی ، به ویژه در شرایط جنگ ، سرمایه گذاران تمایل به خروج دارند. در این حالت ، مدیر صندوق مجبور به فروش است و این فشار زیادی به بازار وارد می کند. تجربه دسامبر گذشته نشان داد که اگر این وجوه به موقع مدیریت نشوند ، می توانند به صفر برسند. زیرا در حال حاضر بیش از 2 درصد از طریق این ابزارها تأمین مالی می شود. در حالی که نرخ تأمین مالی به حدود 2 ٪ تا 5 درصد رسیده است ، بازار نمی تواند با چنین نرخ هایی در چنین سطحی رقابت کند. یکی از اشتباهات سیاست گذاران بازار سهام این است که سواد مالی در دستور کار نیست. در حالی که در بسیاری از کشورها در سراسر جهان ، بدون آموزش مالی ، آنها نمی توانند مستقیماً وارد بازار سرمایه شوند ، در ایران ، صدور بیش از حد کد سهام منجر به عدم اطمینان و عدم اطمینان گسترده شده است.
منبع: دنیای اقتصاد





