اگر می خواهیم و باید این وحدت را حفظ کنیم. باید یک اراده جدی در جهت این مسیر ساختار سیاسی وجود داشته باشد
براساس اخبار تجاری ، روزنامه میهن نوشت: اظهارات دیروز چند نکته مهم داشت. اول ، کار بزرگ مردم عزت نفس و عزم بود. این شرح مفصلی از اقدام مردم در این جنگ بود. دوم افراد با ظواهر و چهره ها و لباس های مختلف ، این عزم را با جهت گیری های مختلف سیاسی ، با وزن های مذهبی ناهموار نشان دادند. این وحدت ملی را نگه دارید و حفظ کنید. این برای ایستادگی در دفاع از یک حقیقت ، دفاع از کشور ، دفاع از سیستم ، دفاع از ایران عزیز است. تجزیه و تحلیل اولیه و مشاوره و نظم نهایی تقریباً یک گزاره مشترک از همه سیاست و مردم است.
سوال اساسی این است که چگونه می توان چنین اتحاد را حفظ و ادغام کرد؟ و مهمتر از همه ، چگونه این رفتار مردم در دفاع از ایران و کشور همزمان می تواند از سیستم دفاع کند؟
بیایید از دومی شروع کنیم. دفاع از هر دو ممکن است یک همپوشانی کامل بین مردم ، ایران و سیستم باشد ، اما چگونه این می تواند با هم همپوشانی داشته باشد؟ جمله مهم دیگری در سخنان رهبری وجود دارد که کلید حل پازل است. “این بسیار مهم است. هیچ کس باور نکرد و اتفاق افتاد و اتفاق افتاد.”
در حقیقت ، رفتار افراد غیر منتظره بود. افرادی که به هر دلیلی عصبانی بودند. چرا آنها به میدان آمدند و چنین فداکاری را نشان دادند؟ در حقیقت ، یک آزمایش فراتر از ذهن و تجربه معمولی بود ، و اکنون نوبت دولت است که گامی مؤثر در جهت آنها بردارد. چگونه؟ یک قانون مهم در قانون و زندگی وجود دارد که در فقه نیز پذیرفته شده است. این قانون و فرض: “کسی که تصرف می کند باید پرداخت کند” و برعکس: “هر کس هزینه کند سود خواهد برد.”
این یکی از مهمترین اصول در تحلیل اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی است و در نظریه های عدالت ، سیاست های عمومی ، مالیات ، جنگ ، منابع طبیعی و مسئولیت اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد.
این اصل جلوگیری از سوار شدن رایگان است. افرادی که از آنها بهره مند می شوند اما به اشتراک نمی گذارند یا پرداخت نمی کنند و هیچ سهمی در امور ندارند به دلیل بی عدالتی هستند.
در اینجا چند نمونه از نقض ناخالص این قانون آورده شده است. چند نمونه که اتفاقاً در وضعیت فعلی نقش داشته است.
نمونه اول ؛ قانون انتصاب حساس است. اینکه یک ملت توسط دشمن و جنگ تحمیل شده آن تعیین می شود و هزینه همه افراد را تحمل می کند ، اما در صورت انتخاب و به طور خاص قرار ملاقات ها با موانعی روبرو می شوند که حتی 5 ٪ از این افراد قادر به عبور از این فیلترهای خود ساخته خواهند بود. مطمئناً ، نقض ناخالص این قانون است. این قانون اکثریت قریب به اتفاق مردم را از سیاست و مشارکت حذف کرده است و نمونه بارز نقض ناخوشایند آن حکومت اخلاقی ، منطقی و عادلانه است.
نمونه دوم ؛ وضعیت صدا است. نگاهی به اخبار با تعصب شدید و همچنین تحلیل ها و تحلیلگران عجیب آن مبنی بر اینکه افراد معمولاً گمراه کننده نیستند ، واقعیت را نشان می دهند و به دلیل عملکرد رسانه ها ، اقتدار رسانه ای را در کشور رد کرده است. تلویزیون واقعاً بسیار پرهزینه است ، که همه این هزینه ها را برای ملت هزینه می کند ، اما ذینفعان و ذینفعان اندک هستند. این همچنین نقض عمده این قانون است که به سود و هزینه نیاز دارد.
نمونه سوم ؛ این ماجلیس است که دیگر کار گذشته نیست. پارلمان که نمایندگان وی با رأی کمی با 2 ٪ وارد تهران شده اند و به جای آن مصوبات گران قیمت و غیر سودآور هستند. مصوبات مانند حجاب ، فرزندآوری ، انتصاب مشاغل حساس ، حفظ ، جلوگیری از احیای تیپ در سال 6 و غیره. و در همه این موارد ، هزینه ها به افراد و سود مجموعه ها محدود می شود.
حال اگر می خواهیم و باید این وحدت را حفظ کنیم. باید یک اراده جدی در جهت این مسیر ساختار سیاسی وجود داشته باشد و این تنها راه ادامه و حتی تقویت این اتحاد است. اجرای مشاغل حساس را متوقف کنید. زیرا فساد و ناکارآمدی زیادی وجود دارد. رویکرد حاکم را هم به رسانه ها و هم برای جستجوی حقیقت در نظر بگیرید. مجلس نیز راهی دارد. اگر این دو مرد انجام شود ؛ امید به توافق برای سوم وجود دارد.
منبع: میهن





