یکی از اعضای هیئت علمی در دانشگاه تهران معتقد است که اگر ایران نتواند سهم خود را در اقتصاد چین و زنجیره ارزش چین تحکیم کند ، نباید انتظار پشتیبانی امنیتی یا پاسخ جدی از پکن در سایت های منطقه ای را داشته باشد.
براساس اخبار تجاری ، حامد وافای ، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و یک کارشناس امور چین در مورد نقش نقش خود در تحولات در جنگ دو روزه ، به روزنامه ایرانی گفت:
* در طول جنگ ، برخی از متفکران چینی به یک ضرب المثل سنتی اشاره کردند. “نشستن روی کوه بلند و تماشای ببرها.” این مثل در ادبیات چینی به معنای بی طرفی عمدی در بحران هایی است که هزینه چین را بالا می برد و هیچ علاقه فوری وجود ندارد.
*واقعیت این است که اگر ایران در روابط خود با چین به نوعی بازدارندگی بخواهد ، باید از گسترش واقعی و پایدار روابط اقتصادی پیروی کند. با این حال ، از آنجا که ما مرز مشترکی با چین نداریم ، باید از دیدگاه ژئوآکرومی و استفاده از ظرفیت چین به بازدارندگی ژئوپلیتیکی برسیم.
*کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی موفق شده اند با بخش هایی از اقتصاد خود به چین واکنش های پکن را به دست آورند.
* در برنامه های 100 ساله خود ، چین پس از پایان موفقیت آمیز صد سال اول که فقر مطلق را ریشه کن کرده است ، در راه تبدیل شدن به یک کشور در حال توسعه قدرتمند است. با دانستن تله های امنیتی که توسط رقبای غربی خود طراحی شده است ، به دنبال جلوگیری از درگیری های مستقیم و ورود به چالش های امنیتی است. نمونه بارز این سیاست ، حفظ هزینه بالای درگیری و سودآوری کمی برای امنیت ملی چین است. در حقیقت ، چین در تلاش است تا از تضاد مستقیم با قدرتهای غالب مانند ایالات متحده و تنها در شرایط بسیار ویژه مانند دفاع از امنیت ملی خود جلوگیری کند.
انتظار حمایت مستقیم و کامل نظامی چین از کشورهایی مانند ایران ، مشابه رویکرد ایالات متحده بر اساس منطق و علایق چین ، از واقعیت دور است. چین ممکن است رفتارهای یک جانبه ایالات متحده را محکوم کند و حمایت سیاسی یا اقتصادی را ارائه دهد ، اما حمایت آن باید در عقلانیت و علایق ملی آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
* ما می خواهیم انتظار پاسخی از چین در سایت های امنیتی داشته باشیم ، اما ما موقعیت خود را در ذهنیت استراتژیک پکن تلفیق نکرده ایم. سایر کشورها مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی با روابط اقتصادی عمیق بخشی از زنجیره ارزش چینی شده اند و در لحظه های بحرانی توانسته اند به آرامی واکنش نشان دهند. اما ایران فقط در صورت لزوم به چین رفته است ، بدون اینکه یک مکان پایدار در اقتصاد ، انرژی ، کشاورزی یا صنعت را تعریف کند. اگر نتوانیم سهم خود را در زنجیره ارزش چینی تحکیم کنیم ، نباید انتظار داشته باشیم که چین در حوزه امنیتی از ما دفاع کند.
*یکی از دلایل مهمی که دیدگاه چین نسبت به ایران را در سالهای اخیر تغییر داده است ، نه تنها فشار تحریم ها بلکه رشد روزافزون قدرت چین و تغییر محاسبات انرژی آن بوده است. تحریم های ایالات متحده در مورد صادرات نفت ایران به چین ظاهراً فلج کردن اقتصاد ایران بود ، اما در لایه های پایین ، یک هدف باهوش تر دنبال شد: کاهش وابستگی چین به نفت ایران و هدایت آن به تنوع به منابع انرژی. چه اتفاقی افتاد؟ سهم ایران از واردات نفتی چین ، که زمانی قابل توجه بود ، امروز به حدود 2 ٪ رسیده است و ترس قدیمی تر از اینکه در صورت آسیب دیدن ایران ، امنیت انرژی چین مختل شود. امروز ، چین می تواند نفت را از روسیه ، عربستان سعودی ، اوگاندا و سایر کشورها وارد کند و این تنوع انرژی باعث کاهش وزن استراتژیک ایران در محاسبات پکن شده است.
* برای بازیابی موقعیت استراتژیک خود ، ایران باید گفتگوی استراتژیک واقعی با چین وارد شود. روابط نباید محدود به سفرهای رسمی ، قرائت یا تکرار شعارهایی مانند جاده ابریشم باشد. استراتژیست های دو کشور باید در مقابل یکدیگر بنشینند و نقش ایران را در تحقق ابتکارات چین توضیح دهند.
منبع: روزنامه ایران





