آیا بازگشت به مذاکرات امکان پذیر است؟ به نظر من ، بله. این جمله اولیه سید عباس اراكچی در مصاحبه با شبکه چینی CGTN بود ، اما آنچه مهمتر از پاسخ اولیه وی بود “اما” بود كه بلافاصله پس از آن آمد. “اما فقط یک راه حل دیپلماتیک و مذاکره می تواند مؤثر باشد ، وقتی طرف مقابل از جاه طلبی های نظامی خود دست می برد و خسارات را به ایران جبران می کند.” اراكچی گفت: “در آن زمان ، ما آماده مشاركت در مذاکرات خواهیم بود.”
پس از پرخاشگری مستقیم و صریح رژیم صهیونیستی با حمایت عملیاتی ایالات متحده ، صحبت از مذاکره چیزی شبیه به راه رفتن روی طناب باریک در ارتفاع سرگیجه بود. مسیری که در آن پیاده روی نیاز به مراقبت مضاعف و آگاهی دارد. در حالی که برخی از تحلیلگران از ابتدا ادعا کرده اند که طرف آمریکایی فقط با هدف قرار دادن ایران به جدول مذاکره و گرفتن امتیازات وارد میدان شده است ، بحث در مورد بحث در فاصله کوتاهی پس از حمله نظامی نمی تواند معنایی فراتر از این برداشت داشته باشد.
دیپلماسی در وسط میدان نبرد و بی اعتمادی
در این شرایط ، بدیهی بود که افکار عمومی در ایران نسبت به گذشته حساس تر و محتاط تر بودند. از آنجا که حمله عمومی ایالات متحده به ایران ، جو اعتماد را نه تنها بلکه به مرز فروپاشی نابود کرده بود. مذاکرات برای مردم ایران دیگر قبل از حمله یکسان نبود. چه رسد به اینکه به دنبال یک راه حل فوری باشید. با این حال ، آنچه نگران کننده ترین به نظر می رسید خطای ناخوشایند است که در درک عمومی و حتی بخشی از نخبگان سیاسی به سمت مفهوم مذاکره وجود داشت.
در فضای عمومی کشور ، تصور غلط این بود که خود مذاکره یک هدف است. ابزاری در سرویس نیست. در حالی که حقیقت دقیق تر و استراتژیک تر این است که مذاکره ، مانند موشک ، رسانه یا عملیات دفاعی ، بخشی از ابزارهای قدرتمند و ترکیبی برای مدیریت بحران ها و ترویج منافع ملی است. بهانه ای برای عقب نشینی یا پذیرش بیش از حد طرف مقابل نیست.
علی لاریجانی در پاسخ به سؤالی در مورد آنچه گروه دیپلماسی ایران می خواهد با ایالات متحده مذاکره کند ، گفت: “مذاکره یک تاکتیک است ، رهبری ، جایی که او به آن احتیاج دارد ، آن را مطرح می کند.” در حال حاضر هیچ مذاکره ای وجود ندارد و نباید عجله ای به این امر انجام داد ، آنها باید توضیح دهند که چرا آنها را به ما می دهند. “
در مصاحبه اخیر با رسانه های چینی ، عراق نه تنها احتمال سوءاستفاده دیپلماتیک از موضع ایران را از بین برد ، بلکه باعث شد کشورهای غربی از ساخت یک تصویر یک جانبه و تحریف شده از ایران در عرصه بین المللی جلوگیری کنند. وی ثابت کرده است که جمهوری اسلامی حاضر نیست با قوانینی که توسط ایالات متحده نوشته شده است در جدول مذاکره بنشیند.
بخش دیگری از گفتگوی وی به حمله اخیر به تأسیسات هسته ای ایران اختصاص یافته است. جایی که عراق گفت ، “حمله به تسهیلات ما ثابت کرد که راه حل نظامی علیه برنامه هسته ای ایران چیزی بیش از یک توهم نیست.” مرجع صریح وی یادآور این واقعیت بود که اگرچه ترامپ با افتخار و بحث برانگیز در مورد گزینه های نظامی بود ، گذر زمان و بازگشت غرب به ابزارهای دیپلماتیک برای اعمال فشار نشان می داد که این حملات نتوانسته اند به اهداف اصلی برسند. نه تنها تأسیسات هسته ای ایران به نقطه صفر برنگشته است ، بلکه گزینه نظامی نیز نتوانسته است به صفر بازگردد. این مسئله بود که غرب را به میز چانه زنی بازگرداند.
سرانجام ، مجموعه ای از مواضع اعلام شده توسط مقامات ارشد جمهوری اسلامی ، به ویژه وزیر امور خارجه ، تصویری واضح تر از وضعیت “مذاکره” در سیاست خارجی ایران ترسیم می کند. مذاکره نه به عنوان یک امتیاز یک جانبه غربی و نه به عنوان نشانه عقب نشینی یا ناتوانی ، بلکه به عنوان ابزاری هوشمندانه و تاکتیکی است که به منافع استراتژیک کشور به همراه سایر مؤلفه های قدرت ملی خدمت می کند.
امکان تعریف مجدد مذاکره در شرایط پس از جنگ؟
محمد علی شفیعی در مصاحبه با یک خبرنگار IMNA گفت: “مذاکره ابزاری مهم در دیپلماسی است و همیشه کاربرد دارد ، اما در شرایط فعلی ، ادامه مذاکره از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.”
وی افزود: “در دور قبلی ، مذاکره در سایه تهدید سایه زده شد و ما می توانیم رویکرد متفاوتی داشته باشیم ، اما اکنون با ادامه جنگ به دنبال مذاکره هستیم.” ادبیات مورد استفاده آمریکایی ها و اروپایی ها بر تهدید جنگ و از سرگیری درگیری ها تأکید می کند ، که روند دیپلماسی را شکست می دهد.
این کارشناس امور بین الملل گفت: “تیم مذاکره ایران ، همانطور که وزارت امور خارجه اعلام کرده است ، در حال حاضر تمایلی به مذاکره ندارد و معتقد است که شرایط لازم نیست.” اگر این ادبیات ادامه یابد و جو تهدید به جنگ از بین برود ، مذاکره امکان پذیر خواهد بود. اما در شرایط فعلی که در صورت عدم مذاکره ، تهدیدی برای حمله مجدد وجود دارد ، مذاکره محکوم به شکست است.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی ، حتی اگر توافق اولیه و حداقل حاصل شود ، احتمال جنگ هنوز هم زیاد است. مانند دور قبلی ، مذاکره تحت سایه تهدید بود و سرانجام به جنگ منجر شد.
شفیعی با اشاره به خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران به دلیل ارتباط مجدد وزیر امور خارجه در مصاحبه با رسانه های CGT چین ، گفت: “رویکردی که آقای عراق دنبال می کند ، دقیق و معتبر است.” در صورتی که مسئله جنگ و احتمال شروع مجدد آن به طور کامل از بین برود ، ایران مایل به مذاکره است.
دختر
وی افزود: وزیر امور خارجه ما تأکید کرده است که هنگامی که ادبیات رسمی غربی مسئله جنگ را به طور کامل از بین ببرد ، خسارت به ایران را از بین می برد ، زیرا طرف قربانی جبران می شود و رژیم صهیونیستی به عنوان متجاوز شناخته می شود. ” در این حالت ، تهدید برای جنگ از جو مذاکرات برداشته می شود و مذاکرات در شرایط منطقی و مترقی می تواند از سر گرفته شود.
این کارشناس امور بین الملل گفت: “این امر مستلزم اصرار و اصرار تیم مذاکره ایران است تا احزاب غربی بتوانند درک کنند که تهدید ماشه و مکانیسم جنگ نمی تواند نتیجه گیری شود.” نکته مهم دیگر این است که از این نظر ، در رسانه های چینی حرکاتی وجود دارد که ایران جهت خاص خود را در این مورد تعیین می کند.
وی خاطرنشان کرد: اشتباه اصلی ما در زمان کارگزاری این بود که پس از مذاکره و دستیابی به توافق با غرب ، ما فرض کردیم که با شرق همکاری کنیم. اما اکنون اعلام می کنیم که در هر صورت با شرقی ها تعامل داریم و رسانه های چینی را به عنوان مخاطب مستقیم خود انتخاب کرده ایم. موضوعی که تعادل لازم را در این جهت به ما می دهد.
مقابله با پروژه “اتهام رسانه ای” غرب
شفیعی افزود: “ما مذاکره را به طور کامل در رسانه ها در رسانه ها قرار نمی دهیم و فضای دیپلماسی را تخصصی و دور از هیاهو نگه می داریم.” با این حال ، از آنجا که طرف غربی همواره از رسانه ها به عنوان ابزاری برای فشار در مذاکرات استفاده کرده است ، ما می توانیم به طور متقابل در رسانه های بین المللی ظاهر شویم و مواضع خود را شفاف بیان کنیم. این اقدام باعث می شود که ایران متهم به امتناع یا فرار از مذاکرات نباشد و این ادعاها دیگر به تیم مذاکره ایران متصل نمی شود.
وی گفت: “تصور من این است که اگر ایران با عزم کامل و پیروی از شرایط خود عمل کند ، مذاکرات شکل می گیرد.” بسیار محتمل است که اروپایی ها و ایالات متحده مکانیسم Snapbec را به عنوان گزینه پیشنهادی برای مذاکرات گسترش دهند.
این کارشناس امور بین الملل گفت: “آنها به احتمال زیاد مکانیسم ماشه را برای مدتی تجدید می کنند تا خلاصه کنند که چگونه این کار انجام می شود و سرنوشت توافق هسته ای.”
درب مذاکره نیمه است
امروز ، مقامات ارشد ایرانی ، با درک عمیق از پیچیدگی میدانی و نوسانات ظریف ژئوپلیتیکی ، نشان داده اند که آنها نه اسیر خیالات خام هستند و نه در انفعال پناه آورده اند. تصمیمات مربوط به مذاکره مبتنی بر تعادل دقیق فرصت ها و تهدیدات است و اعتقاد بر این است که گفتگو فقط در صورت محافظت از امنیت ، عزت و عزت ملی ارزشمند است.
به همین دلیل ، ایران درهای دیپلماسی را باز کرده است ، اما درهای فشار ، باج خواهی و فریب قدیمی غربی بسته است. این منطق هوشمندانه و استراتژیک مانعی برای پروژه انزوا تحمیل شده و نقاب دار بر چهره واقعیت ایران در جهان است. چهره ای که نشانگر مذاکره هوشمندانه است ، نه یک موقعیت ضعیف بلکه یک موقعیت قوی و قدرتمند.
منبع : به گزارش میهن تجارت





