ریشه بسیاری از کشور در سیاست و مدیریت است. جایی که آینده قربانی امروز می شود و هوش ، علم و رقابت با شعارها ، شبه شکلی و انحصار جایگزین می شود.
بیش از یک دهه است که فعالان مدنی و محیط زیست با معایب مختلفی به ویژه آب ، برق و انرژی سر و کار دارند و ادبیات و مطالب زیادی را در این زمینه تولید کرده اند. پس چرا هیچ اقدامی مؤثر و مؤثر انجام نمی دهیم؟ آسان است که امسال همه می دانستند که بارندگی بد است. اما تاکنون هیچ اقدامی برای مدیریت مصرف صورت نگرفته است ، و اکنون خبر پایان اولیه سدهای تهران به مردم اطلاع می دهد.
خوشبختانه ، وزیر انرژی ، که مستقیماً مسئول آب و برق است ، یکی از بقایای دولت قبلی است و افراط گرایان نمی توانند این وضعیت را به دولت فعلی نسبت دهند. به نظر ما ، البته ، این مشکل برای این دولت و آن دولت و این وزیر و آن وزیر منحصر به فرد نیست. این در مورد کل برنامه ریزی و ساختار سیاست در ایران است که اکنون در عمل هستند و می گویند: “چو فردا فکر می کنم فردا” علاقه ای به واقعیت ندارد.
نتیجه وضعیت فعلی است که حتی پایتخت کشور با کاهش مکرر و طولانی مدت با آن روبرو است. با این حال ، تهران در منابع آب کمبود ندارد. متوسط مصرف سرانه و از بین رفتن آب در اینجا زیاد است. مصرف قیمت آب معقول نیست ؛ زیرا سیاست اقتصادی نامناسب ، ناکارآمد و غیرعلمی است.
مشکل امروز ما فقط به همین دلیل است که ما قطع برق یا کمبود آب داریم؟ مسئله فراتر از آن است. در حقیقت ، اغلب و شاید همه مناطق ما سیاسی شده اند.
تفاوت بین آب و برق در این است که فوریت بیشتر و بیشتر است. به عنوان مثال ، اگر به این روش برویم ، مسئله اینترنت بسیار بدتر می شود. از آنجا که برخی از افراد نادان و ضد علمی که چیزی غیر از سرگرمی نمی دانند به دنبال دسترسی رایگان و راحت به دنبال مسدود کردن و فیلتر کردن اینترنت هستند.
همین رفتار در قانون مشاهده می شود. Majlis ، که باید قوانین را به وضوح بررسی و تصویب کند ، بدترین مصوبات را از طریق ماده 2 تصویب کرد. یعنی آنها قطع و خیاطی در عموم و در یک کمیسیون ویژه و قوانینی مانند حجاب ، زایمان ، چیزی جز خسارت نبودند و به دنبال محافظت بودند که در عمل اجرا شد و همه اینها آسیب های زیادی به جامعه داشتند. آنها اکنون تصویب کرده اند تا قانون سازمان ملی مهاجرت را بررسی و تصویب کنند ، و این قطعاً یک فاجعه مانند موارد قبلی است.
اوضاع در سیاست خارجی نیز مشخص است. تنهایی و انزوا دیپلماتیک ایران محصول اختلاف نظر سیاست خارجی ایران است. ایران عزیز ، که باید قدرتمند و مغرور باشد ، بهتر از این است. سیاست خارجی کشور نباید به وفور برخی از جوانان باشد.
مطمئناً نباید فراموش کنیم که در سیاست های اقتصادی بدترین شاهد بوده ایم و هنوز می بینیم. در سیاست ارزهای خارجی ، در قیمت گذاری انرژی ، در سیاست خودرو ، مالکیت و مدیریت دولت در بنگاه ها و مداخله در همه امور ، در گسترش سیاست ها و مجوزهای اجاره ای ، و سرانجام هر کجا که می بینیم ، سیاست سیاست گذاران در آنجا وجود دارد ، و باید مراقب باشید که آنها را روی درهای خود قرار ندهید.
ممکن است بپرسید ، پس چرا قبلاً نه؟ دو دلیل وجود دارد. اول ، به سال ، سیستم سیاست حداقل از عقلانیت پیروی می کرد. در دوران روحانی ، آنها همچنین سعی کردند قطار را به مسابقه عقلانی که شکست خورد ، برگردانند. دلیل دوم درآمدهای نفتی بود. تا یک دوره ، به ویژه در سالهای 1 تا 2 ، درآمد نفتی برای غیر منطقی بودن مدیریتی جبران می شود و اثرات آن قابل مشاهده نبود. اما با آغاز تحریم ها ، این عامل مهم از بین رفت و سیاست برهنه این نوع سیاست فاش شد.
منبع: میهن





