واقعیت را پنهان نکنیم؛ برجام در همان مدت کوتاه هم توانست اقتصاد ایران را نجات دهد

آخرین خبر از مذاکرات برجام، شهریور 1402

در فضای سیاسی امروز در ایران ، حملات و تفسیرهایی که سالها مطرح شده است ، اکنون در مکالمات صریح برخی از مقامات سابق سیاست خارجی ، با نگاهی از درون ، مورد سؤال و به چالش کشیده شده است.

وزیر امور خارجه پیشین ایران ، محمد جاواد زاریف اخیراً سعی در ارائه تصویری واقعی تر از مذاکرات هسته ای داشت ، نشان می دهد که خسارات واقعی در توافق نامه نیست ، بلکه در سالهای مذاکره بود. دوباره خواندن پرونده هسته ای ایران ، بدون هیچ گونه تعصب سیاسی ، مستندات زیادی برای این ادعا دارد. اگر هدف دیپلماسی حفظ منافع ملی با کمترین هزینه است ، باید از خود بپرسیم: در کدام دوره بیشترین هزینه را پرداخت کردیم و کمترین دستاورد را بدست آوردیم؟

مذاکرات بدون موفقیت ؛ فصل جلییلی در سیاست خارجی

از 1 تا 2 ، پرونده هسته ای ایران مسئول دبیر آن زمان شورای عالی امنیت ملی سعید جلییلی بود. دیدگاه وی در مورد مذاکرات “مقاومت بدون تعامل” بود. رویکردی که در واقع هرگونه آشتی ، انعطاف پذیری یا مکانیسم مرحله را رد کرد. در طی این شش سال ، تیم مذاکره ایران جلسات بی شماری را با نمایندگان P5+1 برگزار کرد ، اما حتی به بیانیه مشترکی نرسید. ضلع غربی بارها اظهار داشته است که مذاکرات در دست است و ایران از تهیه بسته های مهم خودداری می کند. نتیجه این بن بست دیپلماتیک صدور شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بود که فشار علیه ایران را یکی پس از دیگری گسترش داد:

قطعنامه 2 (1): تحریم های فروش تجهیزات هسته ای به ایران و مسدود کردن دارایی های مربوط به برنامه هسته ای.

قطعنامه 1 (1): گسترش حلقه تحریم ها ، افزودن افراد و نهادهای ایرانی به لیست بین المللی سیاه.

قطعنامه 2 (1): محدودیت های بیشتر در مورد سفر و ممنوعیت خدمات مالی و بیمه ایرانی.

قطعنامه 1 (1): تأکید بر قطعنامه های قبلی و هشدار به ایران.

قطعنامه 2 (1): سنگین ترین قطعنامه ، که شامل محدودیت های اسلحه ، مالی ، بانکی و حمل و نقل است.

در همین مدت ، اتحادیه اروپا و ایالات متحده نیز تحریم های یک جانبه شدید را تحمیل کردند: فروش نفت ایران به طرز چشمگیری کاهش یافت ، انتقال بانکی متوقف شد ، بانک مرکزی ایران هدف قرار گرفت و بسیاری از شرکت های حمل و نقل بین المللی و هواپیمایی از همکاری با ایران ممنوع شدند. همه این اقدامات اقتصاد ایران را در تنگناهای تاریخی قرار می دهد ، که کارش در زندگی روزمره مردم مشهود بود.

Brjam: با دستاورد ، اما در خانه خیره کننده

فصل جدیدی با آمدن دولت حسن روحانی و انتقال پرونده هسته ای به وزارت امور خارجه در سال 2 آغاز شد. تیمی به سرپرستی محمد جواد زاریف ، در کمتر از دو سال ، با P5+1 که در ماه ژوئیه امضا شد ، به توافق جامع رسید. برژام چهار دستاورد اصلی برای ایران داشت:

(2) لغو شش قطعنامه شورای امنیت هفتم ، که به طور خودکار با تصویب قطعنامه 2 به پایان رسید.

1) افزایش صادرات نفت ایران ، که از کمتر از یک میلیون بشکه به بیش از 1.2 میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.

2) بازگشت ارز مسدود شده از کشورهای مختلف از جمله هند ، چین ، کره جنوبی و ژاپن.

2) حذف محدودیت های بانکی ، بیمه ، حمل و نقل و هواپیما ، که بسیاری از آنها اجرا شد.

در کنار اینها ، آژانس بین المللی انرژی اتمی تعهد ایران را به تعهدات براجامی در چهار گزارش متوالی تأیید کرد ، اما این قربانی بی اعتمادی داخلی و عزیمت ایالات متحده بود. دولت دونالد ترامپ به طور یک جانبه توافق را پس گرفت و تحریم ها را پس گرفت. این امر همچنین فضای سیاسی در ایران را تنش داد و زمینه را برای حملات سنگین به اصل توافق فراهم کرد. حملات همراه با کلماتی مانند “آسیب خالص”.

اگر می خواستیم دستاوردها و هزینه های برادری را با هم مقایسه کنیم ، واضح است که اخوان علی رغم عدم حفظ منافع ایران پس از عقب نشینی ایالات متحده ، توانست برخی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد و راه را برای تعامل با جهان هموار کند. در مقابل ، آنچه می توان از آن به عنوان “خسارت واقعی” یاد کرد ، نه تنها با جسارت مذاکره حاصل شد ، بلکه پرونده ایران به شورای امنیت کشیده شد و کشوری با بیشترین ذخایر انرژی جهان در صف انزوا و تحریم های فلج کننده بود. در مصاحبه اخیر ، زاریف تأکید می کند که آنچه امروز برخی از “دستاوردهای مقاومت” در عمل به وجود آمده است ، منجر به فشار بی سابقه ای بر مردم ایران شده است. او به درستی یادآوری می کند که سیاست خارجی هرگز نباید با شعارهای داخلی اندازه گیری شود. زیرا در عرصه بین المللی ، تنها نتیجه و موفقیت ، معیار است ، نه اهداف و گفتار.

آنچه در این مورد نگران کننده است ، فراموشی سازمان یافته و انتخابی در حافظه سیاسی کشور است. کسانی که امروز قطعنامه های شورای امنیت را “مقاله” خواندند ، به موضع طلبکار حمله می کنند ، توافق نامه ای که قطعنامه ها را لغو کرد. کسانی که در مواجهه با فشارهای جهانی مذاکره را رها کردند ، امروز با دیدگاه اخلاقی و انتزاعی “اقتدار ملی” صحبت می کنند. ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که سیاست خارجی ایران بیش از همه بر اساس واقع گرایی و ارزیابی هزینه و فایده باشد. طراوت تجربه مذاکرات هسته ای ، با تمام فراز و نشیب های آن ، می تواند در این راستا آموزنده باشد. البته اگر به واقعیت ها نگاه نکنیم.

منبع: میانگین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی