برخلاف تصور عامه ، Zangar تنها گزینه اتصال سرزمین اصلی آذربایجان به Nakhchivan نیست. مسیر دوم ، که منطقی تر است ، ایجاد مسیرهای زمینی مستقیم از طریق ایروان یا ناگورنو -کراهاک است. در صورت اجرای ، این مسیرها می توانند همگرایی اقتصادی پایدار بین ارمنستان و آذربایجان ایجاد کنند.
براساس اخبار تجاری ، توافق نامه سه جانبه در 7 نوامبر ، که توسط رئیس جمهور جمهوری آذربایجان ، الهام علیف ، نخست وزیر ارمنستان ، نیکول پاسینیان و رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین ، به امضا رسید ، به جنگ دوم غربغ پایان داد. آخرین بند این توافق نامه می گوید: “تمام راه های اقتصادی و حمل و نقل در منطقه باید بازگشایی شود.” جمهوری ارمنستان باید امنیت ارتباطات حمل و نقل بین مناطق غربی جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار ناخچیوان را تضمین کند ، به طوری که شهروندان ، وسایل نقلیه و محموله ها از هر دو طریق آزاد باشند. “کنترل این ارتباطات حمل و نقل بر عهده خدمات امنیتی فدرال روسیه خواهد بود.”
در این پاراگراف ، نام های بدون مسیر یا راهرو به طور خاص ذکر شده است. با توجه به رویکرد تاریخی مسکو ، مشخص است که روسیه قصد دارد راه آهن قفقازی را که از سال 6 بسته شده است ، به ویژه خط Nakhchivan که از ایروان عبور می کند ، به همراه مسیرهای جاده ای از طریق ارمنستان باز کند. اما تحولات پس از جنگ نشان داده است که نه ایروان و نه باکو از این دیدگاه پیروی نمی کنند. درعوض ، هر دو تعداد و کشورهای آرام مسیر دیگری را ترجیح می دهند: بازگشایی راهرو در مجاورت مرز ایران. راهرو Zangzur که حدود 2 کیلومتر است ، برای دور زدن حاکمیت ارمنستان طراحی شده است.
سه مسیر ترانزیت ، یک هدف سیاسی
برخلاف تصور عامه ، Zangar تنها گزینه اتصال سرزمین اصلی آذربایجان به Nakhchivan نیست. مسیر دوم ، که منطقی تر است ، ایجاد مسیرهای زمینی مستقیم از طریق ایروان یا ناگورنو -کراهاک است. در صورت اجرای ، این مسیرها می توانند همگرایی اقتصادی پایدار بین ارمنستان و آذربایجان ایجاد کنند. یک مسئله بسیار مهمتر از راهرو باریک در جنوب که فقط از مرز ایران عبور می کند و ناخچیوان را جدا می کند. با این حال ، گروهی از ناظران از گفتمان عمومی حذف شده اند.
گزینه سوم و شاید کارآمدتر در حال حاضر وجود دارد: راه آهن استفاده نشده قفقازی. اگر هدف واقعی طرفین ایجاد یک کریدور منطقه ای واقعی باشد-که به نفع هر دو کشور است و آنها را به جریان های تجاری بزرگتر شرق و غرب متصل می کند-بازسازی راه آهن منطقی ترین راه حل است.
اما مشکل سیاسی از اینجا آغاز می شود: راه آهن ارمنستان توسط شرکت راه آهن قفقاز جنوبی (YUKJD) اداره می شود. این امتیاز که از سال 2 برای یک قرارداد پنج ساله تحت راه آهن روسیه بوده است. بازگشایی این مسیر ، زیرساخت ها و تأثیر روسیه را تقویت می کند – این دقیقاً گزاره ای است که ایروان و باکو از آن جلوگیری می کنند.
اتحاد رقبا با مسکو
تحولات سیاسی اخیر در ارمنستان و آذربایجان نشان می دهد که رهبران هر دو کشور یک هدف مشترک را دنبال می کنند. دولت علیف عمداً تنش را با مسکو به یک درگیری دیپلماتیک تبدیل کرده است. هدف بزرگتر رئیس جمهور آذربایجان واضح است: حذف روسیه از معادلات منطقه ای.
از طرف دیگر ، نیکول پاسینیان دیگر تلاش نمی کند تا تمایل خود را پنهان کند. پروژه حكومت وی بر اساس حاشیه مسكو بنا شده است. شک روسیه در حمایت از ارمنستان در درگیری های اخیر باعث تضعیف موقعیت منطقه ای هر دو کشور شده و پایه و اساس نفوذ غربی را فراهم می کند.
پس از جنگ دوم غربراغ ، دولت پاشینیان در آستانه کودتای بود ، بنابراین نخست وزیر ژنرال های ارشد را برکنار کرد و روابط خود را با CSTO به حالت تعلیق درآورد و به دنبال همکاری با اتحادیه اروپا بود. هیچ یک از این اقدامات تصادفی نبود ، بلکه نشانه چرخش صریح به غرب بود.
در این مسیر ، پاشینی ها نیز همه مخالفان داخلی را خنثی کردند. این پاکسازی سیاسی منجر به از بین بردن یکی از مهمترین شبکه های طرفدار روسیه در ارمنستان ، گروه کاراپیتی شد. کنترل آنها بر شبکه توزیع برق ارمنستان از طریق شبکه های برقی ارمنستان به دولت منتقل شد. بنابراین ، برای اولین بار ، “ملی سازی” به ابزاری برای از بین بردن نفوذ روسیه تبدیل شد.
محاسبات ایرانی و گزینه کریدور ARAS
اما گزینه دیگری وجود دارد: Corridor Aras ، حدود 2 کیلومتر ، در حدود 2 کیلومتر در خاک ایران. در ماه سپتامبر ، رجب طیب اردوغان اعلام کرد که اگر ارمنستان از افتتاح راهرو زنگزور جلوگیری کند ، راهرو آراس راه اندازی می شود. یک ماه بعد ، جمهوری آذربایجان شروع به ساخت پلی بر روی رودخانه آراس در نزدیکی منطقه Aghband کرد. تا اول ژانویه ، حدود 2 درصد از جاده به پایان رسید و ساخت این پل با رضایت ایران به مراحل پایانی رسید.
موقعیت تهران کاملاً واضح است. در اواسط سال ، ایران محکم هر راهرو را که از حاکمیت ارمنستان دور می شود ، رد کرد. منطق تهران مبتنی بر “عمق استراتژیک” است: اگر ارمنستان کنترل مرزی جنوبی خود را از دست بدهد ، ایران از یک همسایه تاریخی و یک کشور حفظ طبیعی جدا می شود. بنابراین ، در مذاکرات سه جانبه – قبل از عمومی شدن زنگزور – ایران نسبت به سیاست کریدور طرفین شک و تردید داشت. شاید تهران از ابتدا از آذربایجان درک کرده یا احساس کرده بود که این پروژه در نهایت منجر به از بین بردن ارمنستان و روسیه خواهد شد.
روسیه به حاشیه رانده شد. آمریکا وارد می شود
اگرچه مسکو همچنان به استناد به مفاد توافق نامه های 9 و 6 نوامبر ادامه می دهد ، اما اصرار دارد که طرفین به کلیه مسیرهای منطقه ای – نه فقط زنگزور – دستور داده اند ، بلکه واقعیت این حوزه چیز دیگری می گوید. از سال 2 ، تمرکز استراتژیک روسیه به جبهه اوکراین منتقل شده و ظرفیت تأثیر آن در قفقاز جنوبی کاهش یافته است. بند 2 توافق نامه – راهرو – تقریباً بی اثر است. در چنین خلاء ، نظم جدیدی با گرایش غربی شکل می گیرد. نیروهای صلح صلح روسیه اخراج شده اند. طراحی بزرگ بازگشایی مسیرهای ترانزیت از طریق ارمنستان فرو ریخته است. کسانی که امیدوار بودند علیف از تمایل غربی پاشین جلوگیری کند ، اکنون برعکس می بینند: دو کشور اکنون در حال تقویت اهداف ضد روسی یکدیگر هستند.
در این میان ، تصویر رئیس جمهور ایران مسعود میانه و علیف در 6 ژوئیه در خانکندی ، بسیار گیج کننده است. چند روز بعد ، Aliyev و Pasinian در امارات متحده عربی ملاقات کردند و دوباره از توافق نامه صلح دو جانبه زنگزور صحبت کردند. تهران به وضوح نگران است. نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد پروژه راهرو ممکن است به یک کنسرسیوم بین المللی واگذار شود. این بیانیه به معنای حضور نمایندگان ایالات متحده یا اروپایی آن است. چنین اقدامی منجر به ایجاد دشمنان ایران در مرزهای شمالی شده است ، روسیه از معادلات خارج شده و ایران در حال دور زدن است.
در همین راستا ، تام باراک ، سفیر ایالات متحده در آنکارا و هماهنگ کننده سیاست قفقاز-شی ، پیشنهاد کرد: “راهرو زانزور را به مدت پنج سال اجاره دهید.”
زنگزور ؛ میراژ یا راهی برای نجات اقتصاد
ارمنستان و آذربایجان موافقت کردند که “همه روابط حمل و نقل” را در سال 6 افتتاح کنند. اما در ماه آوریل ، علیف ناگهان زنگزور را مطرح کرد. وی برای توجیه این تغییر ، به انتقام ارمنستان اشاره کرد. اما دلیل واقعی یک ماه بعد فاش شد: وی گفت که این راهرو ضروری است زیرا راه آهن ارمنستان تحت کنترل روسیه است. این اعتراف از واقعیت رونمایی کرد: هر دو دولت به دنبال از بین بردن روسیه هستند و مواضع ظاهراً متضاد آنها به یک وحدت نانوشته تبدیل شده است.
آنچه اتفاق می افتد “ائتلاف ضد روسی” به نام دیپلماسی منطقی است. Aliyev بیش از یک شریک نقش نقش تسهیل کننده پاشینی را ایفا می کند. این پروژه غالباً به عنوان پادشاه کورنکا میانه معرفی می شود. طرحی برای اتصال چین به اروپا از طریق آسیای میانه و Türkiye. بر روی مقاله ، این پروژه نوید تجارت روانشناختی و همگرایی منطقه ای را می دهد. اما یک مشکل ساختاری وجود دارد: این راهرو باید از دریای خزر عبور کند – یک نهاد محصور که توسط قوانین جمعی کشورهای ساحلی ، از جمله ایران و روسیه اداره می شود ، کشورهایی که اکنون مورد هدف قرار گرفته اند.
آنچه هواداران زنگار از آن چشم پوشی می کنند این است که بدون هماهنگی با روسیه ، هیچ مسیر ترانزیت شرق و غرب از منطقه نمی تواند عملیاتی شود. پروژه Zangzur علی رغم ظاهر بی طرفانه ، یک تلاش هدفمند برای از بین بردن نقش استراتژیک مسکو در قفقاز است.





