به گفته یک کارشناس اقتصادی ، دولت که علت تورم و شرایط نامناسب است ، از فعالیتهای سوداگرانه درآمد کسب می کند ، که این تضاد منافع است و ممکن است به مالیات بر گمانه زنی ها و گمانه زنی ها تبدیل شود.
براساس اخبار تجاری ، شورای گاردین دیروز ، پس از سالها درگیری ، یک برنامه مالیاتی و گمانه زنی را که در ابتدا مالیات سرمایه E Genesis نامیده می شود ، تأیید کرد. قانونی که اهداف وی در مبارزه با فروشندگان در بازارهای مسکن ، خودرو ، طلا و ارز ، بهبود شفافیت مالیاتی ، هدایت منابع به بخش تولیدی و همچنین مهار تورم اعلام شده است ، اما در سالهای اخیر با تعداد زیادی روبرو شده است.
منتقدین بر این باورند که اجرای قانون مالیات حدس و گمان و گمانه زنی در اقتصاد ایران چالش های بسیاری دارد که می تواند قانون را علیه خودشان سوق دهد. از یک طرف ، آنها ادعا می کنند که با اجرای قانون ، دولت مالیات تورم را می دهد ، که خود عامل آن است. با این حال ، طراحان مالیات بر گمانه زنی ها و گمانه زنی ها اصرار دارند که محاسبات این مالیات با نرخ تورم تعدیل می شود و افراد عادی نباید نگران اجرای قانون باشند.
محمد تگی فیاازی ، یک متخصص اقتصادی در مصاحبه با اخبار تجاری ، نظرات مختلفی را در مورد قانون گمانه زنی ها و گمانه زنی ها شرح می دهد و چالش های اجرای آن را بررسی می کند.
اقتصاد ایران گمانه زنی ها را تشویق می کند
فیایزی ابتدا توضیح داد: “استدلال برای حدس و گمان و گمانه زنی این است که محدود به فعالیت سوداگرانه است و منابع به بخش های تولیدی اقتصاد هدایت می شوند. علاوه بر این ، دولت منابع جدیدی را بدست می آورد و شفافیت مالیاتی در حال افزایش است.”
وی گفت: “با این حال ، باید توجه داشت كه اقتصاد ایران با مجموعه ای از شرایط نامطلوب روبرو است كه خود گمانه زنی ها را ترغیب می كند.” به عنوان مثال ، بانکها سود منفی به سپرده گذاران می دهند و بازار سهام که باید یک بازار سالم برای فعالیت های اقتصادی باشد ، طی چند سال گذشته در وضعیت نامناسب بوده است. “این عوامل سرمایه گذاران را به بازارهای موازی سوق می دهد.”
با تورم 40 تا 5 درصد ، نمی توان فهمید که در اقتصاد چه اتفاقی می افتد
اقتصاددان بر اهمیت در نظر گرفتن وضعیت تورمی اقتصاد ایران در اجرای قانون تأکید کرد: “هنگامی که نرخ تورم به 2 تا 5 درصد می رسد ، نمی توان به درستی درک کرد که چه اتفاقی در اقتصاد می افتد و چه سودآوری واقعی در اقتصاد اتفاق می افتد.” این سیاست سیاست ساز را محدود می کند و صرفاً بر افزایش قیمت دارایی مانند مسکن یا ماشین متمرکز است. “در حالی که خود تورم باعث این مشکلات شده است.”
“هدف دولت هدایت منابع به سمت تولید است ، اما با توجه به مشکلات همه بخش های تولید ، چرا مردم باید در زمینه تولید جایی که به آنها آسیب می رساند سرمایه گذاری کند؟” همچنین ، هنگامی که دولت سود تجارت و وظایف گمرکی را به دو برابر افزایش می دهد و قیمت تمام شده خودرو سه برابر قیمت اولیه است ، چرا مصرف کننده نهایی باید برای حدس و گمان و گمانه زنی ها بپردازد؟ به عبارت دیگر ، خودرویی که به عنوان مثال یک میلیارد دلار قیمت دارد ، اکنون سه میلیارد برای مصرف کننده است و این سه میلیارد پایه مبتنی بر محاسبه گمانه زنی و مالیات حدس و گمان است. این با عدالت مالیاتی سازگار نیست. چند بار مصرف کننده مالیات می پردازد؟ “
دولت ، که علت تورم است ، از فعالیتهای سوداگرانه درآمد کسب می کند
فیاازی به یک خبرنگار تجارت گفت: “در حقیقت ، دولت ، که علت تورم و شرایط نامناسب است ، از فعالیتهای سوداگرانه درآمد کسب می کند ، که این یک درگیری است و ممکن است قانون علیه خود باشد.” “دولت فقط ممکن است از نظر کسری بودجه و کمبود منابع به دنبال درآمدزایی باشد ، اما این درآمد با فعالیت های سوداگرانه بدست می آید و هدف اصلی حمایت از تولید فراموش می شود.”
طراحی یک قانون مالیات سوداگرانه و سوداگرانه احتمالاً اشتباه است
اقتصاددان ادامه داد: “این وضعیت می تواند چرخه ای را ایجاد کند که دولت هیچ انگیزه ای برای مبارزه با فساد و شفافیت نداشته باشد و سیاست ها هماهنگ نیستند.” “به عنوان مثال ، بانک مرکزی اخیراً گفته است که فروش طلا را توجیه می کند که این سیاست را برای مقابله با کاهش ارز ملی تحمیل می کند.”
وی همچنین تأکید کرد: “در چنین شرایطی ، اقتصاد ایران فضای نامتوازن دارد که حدس و گمان را تقویت می کند و درک این مسئله که دقیقاً چه حدس و گمان در آن اتفاق می افتد دشوار است و نمی تواند با ابزارهای مختلف مبارزه کند.” در این جو گرد و غبار ، طراحی قانون احتمالاً اشتباه است و نمی تواند به اهداف خود برسد. “
محاسبات مالیاتی با نرخ تورم نمی تواند مشکل را حل کند
فیایزی در ادامه به چالش های تنظیم نرخ تورم از محاسبات مالیاتی سوداگرانه و گمانه زنی ها پرداخت ، و با اشاره به تعدد آمار تورم ، اظهار داشت: “طبق قانون ، مرجع اصلی آمار تورم مرکز آمار است ، اما آمار مرکز آمار برای تورم پایین تر از بانک مرکزی است.”
وی افزود: “نکته مهم دیگر این است که تورم به عنوان میانگین قیمت محاسبه می شود ، در حالی که در یک دوره سوداگرانه در یک بازار خاص مانند مسکن و قیمت مسکن بسیار بیشتر از تورم افزایش می یابد.” بنابراین ، تعدیل نرخ تورم نمی تواند مشکل را حل کند و با عدالت مالیاتی سازگار نیست. “این به هدف قانونگذار نخواهد رسید و مشکل ساز خواهد بود.”
این اقتصاددان گفت: “همچنین ، این مشکل ساز است که همه بازارها با یک نرخ واحد تنظیم می شوند.” “در نتیجه ، اجرای این قانون در شرایط فعلی با چالش های بسیاری روبرو است که باید مورد توجه قرار گیرد.”
برای خواندن بیشتر اخبار کسب و کار را دنبال کنید.





