یک برنامه جدید برای مالیات حدس و گمان و حدس و گمان در ایران در آستانه اجرای گمانه زنی ها در بازارهایی مانند مسکن و ارز است. این گزارش به بررسی تجربه موفق و ناموفق کشورهای مختلف در زمینه مالیات بر افزایش سرمایه می پردازد.
براساس Business News ، طرحی برای حدس و گمان گمانه زنی ها و گمانه زنی ها در ایران به تازگی توسط سخنگوی شورای گاردین تصویب شده است. این پروژه که عملاً مشابه مالیات بر سود سرمایه است ، برای مقابله با فعالیت های غیرمجاز در بازارهایی مانند مسکن ، ارز ، اتومبیل ، کدهای طلا و ارز طراحی شده است (همچنین بخوانید: اقتصاد ایران گمانه زنی ها را تشویق می کند). اجرای این نوع مالیات به عنوان ابزاری برای کنترل بازارهای سوداگرانه ، سرمایه مستقیم به سمت فعالیتهای تولیدی و افزایش درآمد پایدار دولت در بسیاری از کشورها استفاده شده است.
در ادامه ، تجربه کشورهایی که در اجرای مالیات بر سود سرمایه موفق یا ناموفق بوده اند ، مورد بررسی قرار می گیرد. تمرکز این مطالعه بر کشورهایی است که از نظر ساختار اقتصادی ، درآمد سرانه ، بازارهای مالی و سیستم مالیاتی در سطح قابل مقایسه با جمهوری اسلامی ایران هستند. با این حال ، پس از آن نگاهی کوتاه به اقتصادهای بزرگتر برای درک بهتر ابعاد این سیاست مالیاتی ارائه شده است.
آفریقای جنوبی
در آفریقای جنوبی ، سیستم مالیاتی سود سرمایه از سال 4 اجرا شده است. در این کشور ، 5 ٪ از سود سرمایه به عنوان درآمد مشمول مالیات در نظر گرفته می شود و بسته به سطح درآمد ، نرخ نهایی تا حدود 2 ٪ است. دولت آفریقای جنوبی برای تشویق شفافیت و ساده سازی روند مالیات ، سالانه معافیت سالانه برای سود پایین را ارائه داده است. مهمترین نتایج این سیاست شامل افزایش درآمدهای مالیاتی ، کاهش مشوق های حدس و گمان و گسترش فرهنگ ثبت نام و مستندات است. ساختار ساده ، قابل پیش بینی و متناسب کشور عامل اصلی موفقیت در اجرای این نوع مالیات بوده است.
Türkiyeye
در ترکیه ، مالیات بر سود سرمایه نیز برای هدایت رفتار سرمایه گذاران در جهت سرمایه گذاری طولانی مدت قرار دارد. سود حاصل از فروش سهام یا املاک و مستغلات در صورت گذراندن بیش از یک سال از زمان کسب آن ، از پرداخت مالیات معاف است. در مقابل ، سود کوتاه مدت با نرخ های خاصی مالیات می شود. این سیاست قادر به جلوگیری از افزایش قیمت ها در نتیجه رفتارهای عاطفی بازار و در عین حال حفظ جذابیت سرمایه گذاری است.
ترکیه به دلیل شباهت نسبی تورم ، درآمد سرانه و بازار مسکن با ایران می تواند نمونه ای عملی از سیاست داخلی در نظر گرفته شود.
هندوستان
هند همچنین یکی از کشورهایی است که سیستم مالیات بر سرمایه را با تمایز بین سود کوتاه مدت و بلند مدت اجرا کرده است. در این کشور سود حاصل از فروش دارایی هایی مانند سهام یا دارایی ، در صورت حفظ در کمتر از یک یا دو سال ، در معرض نرخ بالاتر بین 1 تا 2 درصد است. در مقابل ، سود طولانی مدت با نرخ پایین تر مانند 1 یا 2 ٪ محاسبه می شود و در برخی موارد با معافیت همراه است.
سیستم هندی نسبت به نمونه هایی مانند آفریقای جنوبی یا Türkiye نسبتاً پیشرفته تر است ، اما توانسته است به برخی از اهداف نظارتی و درآمد برسد. چالش اصلی در اجرای موفقیت آمیز این سیاست در هند بستگی به سیستم تجارت دقیق و سیستم حسابرسی گسترده مالیاتی دارد.
بریتانیا
در مقابل ، نمونه هایی وجود دارد که در اجرای مالیات بر سود سرمایه با مشکلات جدی روبرو شده اند. یکی از این موارد ، انگلستان است که علی رغم داشتن زیرساخت های مالی و حقوقی قوی ، در سالهای اخیر کاهش قابل توجهی در درآمد حاصل از مالیات بر افزایش سرمایه را تجربه کرده است.
دولت انگلیس با کاهش سقف معافیت سالانه از 5000 پوند به 6000 پوند و سپس سه هزار پوند در سالهای اخیر به دنبال کسب درآمد بیشتر از این سایت بود. با این حال ، واکنش سرمایه گذاران در کاهش فروش دارایی یا استفاده از روشهای جایگزین انتقال سرمایه ، درآمد مالیاتی را کاهش داده است. براساس گزارش خزانه داری انگلیس ، در نیمه اول سال مالی ، درآمد حاصل از مالیات سود سرمایه حدود 2 ٪ کاهش یافته است. این تجربه نشان می دهد که افزایش فشار مالیاتی بدون طراحی مشوق های رفتاری مناسب می تواند منجر به کاهش درآمد دولت شود.
سوئد
نمونه دیگر عملکرد ناموفق سوئد در دهه 1980 است. در این دوره ، معادل مالیاتی 1.5 ٪ در هر معامله مالی انجام شد ، اگرچه برای کاهش حدس و گمان طراحی شده است ، اما در عمل منجر به بخش قابل توجهی از سرمایه و معاملات از بازار داخلی و انتقال آن به مراکز مالی مانند لندن شد. در نتیجه ، حجم معاملات و درآمدهای مالیاتی به طرز چشمگیری کاهش یافته است ، و این سیاست در سال 6 کاملاً لغو شد. تجربه سوئدی نشان داد که بدون ایجاد زیرساخت های نظارتی و اجرایی ، مالیات هایی که باعث کاهش جذابیت بازار می شوند می توانند تأثیر معکوس بر اهداف دولت داشته باشند.
بررسی ساختار مالیات بر درآمد سرمایه در کشورهای پیشرفته تر
در ایالات متحده ، نرخ مالیات سود سرمایه برای سودهای بلند مدت بین صفر تا 5 ٪ و برای سود کوتاه مدت برابر با نرخ مالیات بر درآمد (تا 5 ٪) است. این تفاوت نرخ برای تشویق سرمایه گذاری بلند مدت طراحی شده است.
در استرالیا ، سود حاصل از نگهداری دارایی ها برای بیش از یک سال مشمول معافیت 5 ٪ است که سرمایه را به خود جلب کرده و رفتار طولانی مدت سرمایه گذاران را تثبیت کرده است. با توجه به ساختارهای پیشرفته اقتصادی و سیستم جامع ثبت نام ، این کشورها توانسته اند مالیات سود سرمایه را به عنوان بخش پایدار درآمدهای مالیاتی دولت تثبیت کنند.
براساس تجربیات مورد بررسی ، می توان نتیجه گرفت که موفقیت مالیات بر سود سرمایه بیش از آن بستگی به نرخ کاربردی دارد ، به طراحی مناسب ، سیستم معافیت های هدفمند ، توانایی نظارت بر معاملات و اعتماد عمومی بر شفافیت اجرای قانون. کشورهایی که توانسته اند ساختارهای شفاف ، مشوق های معقول و نرخ متناسب با توسعه اقتصادی خود را تعریف کنند ، اغلب موفقیت آمیز هستند. در مقابل ، کشورهایی که به طور ناگهانی نرخ را افزایش داده اند یا معافیت ها را حذف کرده اند یا زیرساخت های لازم برای ثبت نام و نظارت بر نقل و انتقالات سرمایه را ندارند ، شکست خورده یا اثربخشی این سیاست را کاهش داده اند.
با استفاده از الگوی ترکیه ، آفریقای جنوبی و هند برای ایران ، که در آستانه اجرای این سیاست است ، با در نظر گرفتن ویژگی های بومی اقتصاد کشور ، می تواند راه را برای موفقیت در اجرای مالیات بر سرمایه و دستیابی به اهداف کلان اقتصادی هموار کند.





