در حالی که پاکستان از منظر استراتژیک به چین و روسیه نزدیک شده است ، توافق نامه تجاری اخیر آن با ایالات متحده ، که در تاریخ 1 ژوئیه نهایی شد ، نمونه بارز از ماهیت کاملاً واشنگتن و اسلام آباد است.
به گزارش Business News ، استراتژی غیر قابل برگشت پاکستان با چین و روسیه با توجه به توافق نامه تجارت اخیر ایالات متحده آمریکا ، به خوبی مشهود است. این توافق نامه منعکس کننده ماهیت معامله و عملگرا روابط دو جانبه است. روابطی که ما را به تعامل اقتصادی موقت محدود می کند و هیچ نقشی در تغییر پیشاهنگان کلان ژئوپلیتیکی ندارد.
بازی در سرزمین های شرقی و غربی
در حالی که پاکستان از منظر استراتژیک به چین و روسیه نزدیک شده است ، توافق نامه تجاری اخیر آن با ایالات متحده ، که در تاریخ 1 ژوئیه نهایی شد ، نمونه بارز از ماهیت کاملاً واشنگتن و اسلام آباد است. از آنجا که مشارکت پاکستان با ایالات متحده صرفاً مبتنی بر منافع موقت اقتصادی است ، نه مشارکت استراتژیک ، این تکامل بر این واقعیت تأکید می کند که پاکستان در چارچوبی به نام “ائتلاف استراتژیک شرقی” غیرقابل برگشت است.
اظهار نظر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریكا مبنی بر اینكه “ما به تازگی توافق نامه ای با پاکستان امضا كردیم كه این دو كشور برای توسعه ذخایر بزرگ نفتی در پاکستان همکاری خواهند كرد” بازتاب ای از سبک اغراق آمیز رئیس جمهور آمریكا است. همچنین ، اظهار نظر وی مبنی بر “آنچه ما می دانیم ، شاید روزی نفت به هند!” نه تنها دیدگاه تجاری ترامپ ، بلکه نشان دهنده ناآگاهی آشکار او از وضعیت واقعی ذخایر نفتی پاکستان است. کشوری که فقط در رتبه 5 در رتبه 5 قرار دارد.
در مقابل ، واکنش محاسبه شده وزیر امور خارجه محمد اورنگ زیبا ، وزیر دارایی پاکستان نشانگر درک واقعی تر است. وی گفت: “این توافقنامه شروع دوره جدیدی از همکاری های اقتصادی ، به ویژه در زمینه های انرژی ، معادن ، فناوری اطلاعات ، قوچ و سایر بخش ها است.” با این حال ، Aurang Ziba انتظارات را با دقت مدیریت کرد و افزود: “به نظر ما ، مسئله فقط یک توافق نامه تجاری فوری است. نکته این است که تجارت و سرمایه گذاری باید با یکدیگر پیش برود.”
معاون نخست وزیر پاکستان ، اسحاق دارگا همچنین نشان دهنده رویکرد عملی این کشور برای تعامل با ایالات متحده و در عین حال تعهد استراتژیک گسترده تر است. وی گفت: “من معتقدم توافق با ایالات متحده تقریباً نهایی شده است.” “به نظر من ، این بیانیه نه ماه و هفته انجام می شود ، اما در چند روز آینده.” وی همچنین تأکید کرد که نخست وزیر کمیته ای برای اصلاحات لازم را منصوب کرده است و تیم های واشنگتن در حال حاضر در حال مذاکره و جلسات مجازی هستند.
برنده!
نکته قابل توجه این اظهارات تلاش پاکستان برای ایفای نقش “پل” بین ایالات متحده و چین بود. رویکردی که نخست وزیر پاکستان می گوید “می تواند” برای دنیای برد-برد “پیروز شود. این گفته ها حاکی از آن است که پاکستان نمی خواهد در کنار یکی از طرفین باشد و به دنبال بهره برداری حداکثر از همه روابط است.
در مقایسه با رقبای منطقه ای ، کاهش تعرفه های پاکستان در چارچوب این توافق نامه اندک است. از 2 ٪ تا 2 ٪. با این حال ، همانطور که Sequerritis topliner اشاره کرده است ، این توافق “خنثی” است و به پاکستان مزیت خاصی نسبت به رقبا مانند اندونزی (2 ٪) یا ویتنام (2 ٪) در اختیار پاکستان قرار نمی دهد. اظهار نظر وزیر دارایی پاکستان ، که گفت: “تا زمانی که شرایط ما با رقبا بهتر باشد یا سطح آن باشد” ، این نشان می دهد که اسلام آباد انتظارات خود را واقع بینانه تنظیم کرده است و این توافق را صرفاً یک مانور اقتصادی می داند ، نه تغییر در توازن استراتژیک کشور.
جهت گیری اصلی سیاست خارجی پاکستان نسبت به چین و روسیه با وجود تلاش های ایالات متحده برای مشارکت تغییر نکرده است. پروژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) و افزایش همکاری دفاعی با روسیه گواهی بر پایبندی اسلام آباد به مشارکتهای شرقی است. اکنون مثلث چین و پاکستان شفاف تر است و نشان می دهد که این سه کشور با تعامل اقتصادی و استراتژیک خود هماهنگ هستند. با این حال ، در محاسبات استراتژیک پاکستان ، ادغام طولانی مدت منطقه ای منافع اقتصادی کوتاه مدت با ایالات متحده در اولویت قرار دارد. بر این اساس ، اگر صادرات قابل توجه مواد معدنی به ایالات متحده باعث ناراحتی چین شود ، احتمالاً این بیانیه توسط اسلام آباد محدود خواهد شد.
رویکرد تجارت ترامپ ترک می کند
اعلام توافق نفتی ترامپ ، به جای نشانه تکامل واقعی ، بیشتر شبیه یک بحران هویتی است که رئیس جمهور آمریکا در آن بزرگی اما کمبود پشتوانه ایجاد کرده است. به عنوان مثال ، ادعای وی در مورد “ذخایر عظیم نفت” پاکستان با ارزیابی تخصصی مغایرت دارد. از آنجا که به طور متوسط فقط 5000 بشکه در روز تولید می کند ، در حالی که مصرف آن به بسیار بالاتر و بدون ذخایر اثبات شده ، چه در زمین و چه در دریا نیاز دارد.
هنگامی که وی میزبان فرمانده ارتش پاکستان در کاخ سفید بود ، رویکرد تجارت ترامپ آشکارتر شد. وی گفت: “وی گفت:” من می خواستم از وی بخاطر جلوگیری از جنگ تشکر کنم.
به طور کلی ، این توافق نامه تجاری به جای بازگرداندن مشارکتهای استراتژیک ، نمونه ای از “معاملات مدیریت شده” است. چنین توافق نامه هایی نمی تواند جهت گیری استراتژیک پاکستان را که اکنون در مدار شرقی قرار دارد تغییر دهد ، اگرچه ممکن است با کاهش تعرفه ها و برخی از فرصت های سرمایه گذاری ، منافع موقت برای اسلام آباد داشته باشند. ادعاهای بزرگ ترامپ در مورد نفت و پویایی منطقه ای ، به جای اینکه یک سیاست سیاست گذاری باشد ، نشان دهنده تمایل وی به اجراهای جسورانه و لعاب است.
استراتژی دیپلماتیک پاکستان نمونه ای از تعادل پیچیده است: حفظ روابط استراتژیک با پکن و مسکو ضمن استفاده از مزایای اقتصادی همکاری با واشنگتن. این رویکرد به پاکستان اجازه می دهد تا بدون به خطر انداختن اوراق قرضه منطقه ای بلند مدت خود ، از فرصت های کوتاه مدت استفاده کند.
سرانجام ، این توافق نشان می دهد که روابط ایالات متحده آمریکا -دیگر از عمق استراتژیک سابق برخوردار نیست و اکنون در قالب همکاری های محدود ، موضوع -با محوریت و کاملاً اقتصادی تعریف شده است. با توجه به اینکه همکاری با ایالات متحده محدود به توافق های کوتاه مدت و کوتاه مدت بوده است ، سیاست خارجی پاکستان هنوز بر اساس مشارکتهای استراتژیک شرقی است.





