چرا توافق ایران و آمریکا به تضمین نیاز دارد؟

چرا توافق ایران و آمریکا به تضمین نیاز دارد؟

آینده دکتر عبدالله خلیفه الشیجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از روزنامه القدس العربی، وب سایت خبری Axios هفته گذشته گزارش داد که گشایش احتمالی برای پایان دادن به جنگ بین دولت ترامپ و ایران قریب الوقوع است. این رسانه با انتشار اطلاعاتی که از دولت ترامپ و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل دریافت کرده بود، فضایی از خوش‌بینی اغراق‌آمیز و غیرواقعی ایجاد کرد. فضایی که از طریق گزارش های باراک راوید، گزارشگر اسرائیلی به بازارها، قیمت نفت و حتی بازارهای شرط بندی منتقل شد تا واکنش های مثبت مالی و سفته بازی ایجاد کند.

نقشه راه سه مرحله ای برای غلبه بر بحران ایران و آمریکا

در این چارچوب، نقشه راه برای تهیه پیش نویس چارچوب توافقنامه یک صفحه ای و سه مرحله ای ارائه شد. ادعا شده بود که این توافق دو طرف را بیش از هر زمان دیگری به توافق نزدیک می کند. بر اساس این طرح، مطالبات به صورت مرحله ای تفکیک می شود. مرحله اول شامل توقف عملیات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز و رفع تدریجی محاصره دریایی بنادر ایران است. اقداماتی که هدف آنها ایجاد فضای اعتماد و کاهش فوری تنش است.

سپس در مرحله دوم موارد پیچیده تری روی میز گذاشته می شود. از جمله موضوع هسته ای، غنی سازی اورانیوم، سرنوشت ذخایر 60 درصدی اورانیوم، برنامه موشکی ایران، آزادسازی تدریجی دارایی های بلوکه شده، روابط تهران با متحدانش و سایر موارد مرتبط. همه این موارد اکنون در انتظار پاسخ ایران به پیشنهادات آمریکاست تا بر اساس آن مسیر مذاکرات آینده مشخص شود.

در همین حال، یک مقاله تحلیلی در وب سایت سیاسی آمریکایی پولیتیکو هشدار داد که «بزرگترین مانع برای دستیابی به توافق با ایران» ممکن است رویکرد دونالد ترامپ و انتقادات از رهبری ایران باشد. این گزارش که بر اساس گفتگو با دیپلمات های غربی و کشورهای حوزه خلیج فارس تهیه شده است، تاکید می کند که بی توجهی ترامپ به احترام، فرهنگ و کرامت رهبران و مردم ایران می تواند مسیر دستیابی به توافق را دشوارتر کند.

پس از تشدید تنش ها و درگیری های نظامی در نزدیکی تنگه هرمز با نیروهای آمریکایی، اظهارات عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. وی با لحنی هشدارآمیز تاکید کرد: هر زمان نشانه ای از راه حل دیپلماتیک وجود داشته باشد، آمریکا عمدا دست به ماجراجویی های بی پروا می زند. آیا این یک تاکتیک فشار است؟ یا نتیجه حضور دوباره خرابکاری که توانست ترامپ را متقاعد کند وارد باتلاق جدیدی شود؟! دلیل هر چه باشد، نتیجه یکسان است; ایرانی ها در مقابل فشارها سر فرو نمی آورند و دیپلماسی قربانی می شود.

پس از این موضع، وزارت امور خارجه ایران نیز اعلام کرد: در شرایط آتش بس هستیم و نیروهای ما در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند. در بیانیه وزارت امور خارجه ایران آمده است: آنچه از سوی آمریکا رخ داد، نقض آشکار قوانین بین المللی و نقض آتش بس بود. نیروهای ما ضربه سنگینی به دشمن زدند و در صورت لزوم در صورت تهاجم و ماجراجویی جدید با قدرت پاسخ خواهند داد. نیروهای ما در وضعیت آتش بس هستند اما در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند و تحولات را به دقت زیر نظر دارند.»

در همین حال، محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران ادامه دارد. اقدامی که هدف آن خفه کردن اقتصاد ایران و وادار کردن تهران به بازگشت به مذاکرات با امتیازاتی است که در شرایط فعلی حاضر به پذیرش آن نیست. در عین حال، نگرانی ها در مورد ادامه وضعیت “بدون جنگ، بدون صلح” افزایش یافته است. وضعیتی که می تواند بین تشدید محدود تنش ها در آستانه جنگ و جنگ فرسایشی پرهزینه برای همه طرف ها در نوسان باشد.

میانجیگری قطر و پاکستان؛ تلاشی جدید برای شکستن بن بست بین تهران و واشنگتن

در این میان سفر و سفر محمد بن عبدالرحمن آل ثانی نخست وزیر قطر به واشنگتن نیز از اهمیت قابل توجهی برخوردار بود. وی در کاخ سفید با جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا دیدار و درباره بن بست مذاکرات واشنگتن و تهران گفتگو کرد. محور اصلی این رایزنی ها حمایت از میانجیگری پاکستان برای خروج از بن بست و کاهش شکاف بین 9 خواسته آمریکا و 14 خواسته ایران بود. هدف دیگر این رایزنی ها جلوگیری از تشدید تنش ها بود که می تواند پیامدهای خطرناکی برای امنیت و ثبات منطقه، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد. شیخ محمد بن عبدالرحمن در این دیدار نسبت به «احتمال زیاد» توافق آمریکا و ایران برای پایان دادن به مناقشه ابراز خوش‌بینی کرد و بر لزوم همکاری همه طرف‌ها با تلاش‌های میانجی‌گری از طریق گفت‌وگو و راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز تأکید کرد.

فضایی از خوش بینی فزاینده نسبت به برگزاری دور جدید مذاکرات بین ایالات متحده و ایران در اسلام آباد در هفته جاری وجود دارد. مذاکرات با حمایت و فشار میانجی ها بر تدوین پیش نویس توافق نامه متمرکز خواهد بود. هدف از این توافق، فراهم کردن زمینه برای مذاکرات فشرده یک ماهه است که قرار است پس از آن آغاز شود و راه برون رفت از بحران را روشن کند.

وال استریت ژورنال آمریکایی نیز در گزارشی از شکل گیری «خوش بینی محتاطانه» درباره مذاکرات آتی در اسلام آباد خبر داده است. فضایی که حاصل هماهنگی مشترک کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و حمایت همزمان قطر، عربستان و عمان از مسیر مذاکره است. این روند همچنین با تمایل دولت دونالد ترامپ برای دستیابی به یک “توافق بزرگ” تقویت شده است.

بر اساس این گزارش، تمرکز مذاکرات بر بهره برداری از انعطاف نسبی ایران در نتیجه فشارهای اقتصادی است. با این حال، چالش های عمده باقی می ماند. مهم ترین گره این است که چگونه می توان لغو تحریم ها را با توقف یا تعلیق غنی سازی اورانیوم پیوند داد. در این میان، قطر نقش «ضامن سیاسی» و مشوق طرف آمریکایی را بازی می کند. نقشی که از رابطه نزدیک دوحه با دولت ترامپ و درک نسبی آن از خواسته های ایران نشات می گیرد. بدون شک در دیدار محمد بن عبدالرحمن آل ثانی و جی دی ونس در کاخ سفید نیز همین موضوعات مطرح شد.

از سوی دیگر، عربستان به شدت به دنبال تثبیت وضعیت است تا امنیت مسیرهای انرژی حفظ شود و به اهداف “چشم انداز 2030” این کشور آسیبی نرسد. ریاض به خوبی می داند که هرگونه تشدید تنش نظامی در خلیج فارس می تواند کشتیرانی، صادرات انرژی، سرمایه گذاری خارجی و پروژه های بزرگ اقتصادی این کشور را تهدید کند. در همین حال، عمان که در مذاکرات قبلی نقش محوری داشت، همچنان جایگاه سنتی خود را به عنوان میانجی محرمانه و مورد اعتماد بین دو طرف حفظ کرده است. اهمیت مسقط نه تنها در بی طرفی نسبی آن، بلکه در دانش عمیق آن از موارد مورد مناقشه و تجربه آن در تهیه پیش نویس توافقنامه های چارچوب است.

تنگه هرمز در مرکز میز مذاکره ایران و آمریکا قرار دارد

مذاکرات آتی در اسلام آباد بر اساس سبک مورد علاقه ترامپ در “معامله گرا” طراحی شده است. یعنی گفتگوهای کوتاه و واضح و به دور از توافقات پیچیده و طولانی. تمرکز اصلی بر یک فرمول ساده است: “غنی سازی و تهدید کشتیرانی را متوقف کنید، در عوض محاصره اقتصادی و دریایی برداشته خواهد شد.” برای ایجاد اعتماد اولیه، یک جدول زمانی مشخص و یک محدودیت 30 روزه تعیین شده است تا بتوان قبل از انعقاد قرارداد دائمی اعتماد ایجاد کرد. آنچه می تواند به ایجاد گشایش واقعی در مذاکرات کمک کند، اعتماد به میانجی پاکستانی و بی طرفی آن است. دو ویژگی که عناصر کلیدی موفقیت هر میانجیگری هستند.

در خصوص محورهای اصلی مذاکرات که از یکدیگر جدا شده اند، چند مورد کلیدی روی میز است و قرار است در مورد هر کدام تصمیم نهایی گرفته شود. مورد اول تنگه هرمز است. پرونده ای که اکنون به مرکز ثقل بحران تبدیل شده است. هدف توسعه یک مکانیسم بین المللی برای تضمین امنیت عبور و مرور کشتی های تجاری و جلوگیری از هرگونه تجاوز، اختلال یا اختلال در مسیر کشتیرانی است. از سوی دیگر، آمریکا برای کاهش خطر برخورد مستقیم و ناخواسته، بخشی از ناوها و تجهیزات دریایی خود را از نقاط تماس و تنش خارج خواهد کرد.

محور دوم، توقف فوری غنی سازی اورانیوم در سطوح فعلی است. این اقدام به عنوان اولین گام برای اعتمادسازی و شروع فرآیند توافق پیشنهاد شده است. مورد سوم، پرونده اقتصادی است. بر اساس این محور، ایران به بخشی از دارایی های بلوکه شده خود در خارج از کشور دسترسی پیدا می کند تا بتواند کالاهای اساسی و دارو وارد کند.

با وجود فضای نسبتا مثبت پیرامون مذاکرات، موانع جدی بر سر راه توافق باقی مانده است. ایران بر دریافت تضمین های قانونی اصرار دارد تا دولت های آینده آمریکا نتوانند دوباره به صورت یکجانبه از توافق خارج شوند. این خواسته مستقیماً ناشی از تجربه خروج ترامپ از برجام و بی اعتمادی عمیق تهران به تعهدات واشنگتن است. از سوی دیگر، تهران همچنان مخالف ورود به بحث نفوذ منطقه‌ای و روابطش با متحدانش در منطقه است. موردی که آن را بخشی از امنیت ملی و عمق استراتژیک خود می داند. اما دولت دونالد ترامپ اصرار دارد که این موضوع در مذاکرات گنجانده شود. بنابراین، مذاکرات اسلام آباد را می توان آخرین «آزمایش نیات» دو طرف دانست. آزمونی که نتیجه آن یا ورود به مرحله «صلح سرد» یا حرکت به سمت تشدید همه جانبه تنش و تقابل خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی