در سال 2 ، زیمبابوه تصمیم گرفت صفر را از ارز ملی خود در اوج بحران اقتصادی خود حذف کند. در آن زمان تورم به بیش از 5 میلیون درصد رسیده بود و قرار بود اعتماد به نفس عمومی را بازگرداند و اقتصاد را تنظیم کند.
رئیس سابق اتاق بازرگانی ایران حسین غتی وارزی در روزنامه Etemad نوشت: اما چه اتفاقی افتاد؟ حذف صفر نه تنها شامل تورم نبود ، بلکه به دلیل عدم اصلاح ساختاری ، ارزش ارز ملی به فروپاشی ادامه داد و اقتصاد کشور بیشتر فروپاشید.
این تجربه تلخ امروز یک درس مهم برای ایران دارد: حذف صفر از ارز ملی ، بدون تغییر عمده در ساختار اقتصاد ، فقط یک نمایش آشکار است که نمی تواند مشکلات عمیق را حل کند. در وضعیت فعلی اقتصاد ایران ، که به تورم مزمن ، کسری بودجه ساختاری و کاهش ارزش ریال می پردازد ، حذف چهار صفر نه تنها یک راه حل است ، بلکه می تواند منجر به هزینه های اضافی و پیامدهای منفی نیز شود.
حذف صفر از ارز ملی یک تغییر آشکار است که “تغییر اسمی” در دنیای اقتصاد نامیده می شود. این هیچ تاثیری در واقعیت های اقتصادی مانند تولید ، اشتغال یا قدرت خرید مردم ندارد.
ارزش واقعی پول به عواملی مانند تورم ، عرضه ، تقاضا و بهره وری اقتصاد بستگی دارد ، نه تعداد صفرها در اسکناس ها. اقتصاد ایران امروز با مشکلات عمیقی روبرو است: تورم سالانه که بین 2 تا 5 درصد نوسان دارد ، کسری بودجه که در سال گذشته به بیش از 5 تریلیون دلار رسیده است و ارزش ریالی که بیش از 93،000 دلار در برابر دلار بوده است.
حذف صفر نمی تواند این واقعیت ها را تغییر دهد. به نظر می رسد که ما می خواهیم با تغییر لباس ، بیماری را درمان کنیم. ریشه تورم در ایران به موضوعات ساختاری برمی گردد: کسری بودجه دولت که عمدتا توسط بانک مرکزی تأمین می شود ، رشد نقدینگی که سالانه حدود 2 درصد افزایش می یابد ، وابستگی بیش از حد به درآمدهای نفتی و فشار تحریم های اقتصادی. این عوامل مانند رانندگان در حال حرکت تورم هستند و حذف صفر هیچ تاثیری در خاموش کردن این موتور ندارد.
تجربه کشورهایی مانند Türkiye در سال 2 نشان می دهد که حذف صفر تنها در صورت همراهی با اصلاحات عمیق اقتصادی مانند کنترل نقدینگی و سیاست های پولی منسجم مؤثر است. اما در ایران ، بدون چنین اصلاحاتی ، حذف صفر اینگونه نخواهد بود و تنها تکرار تجربه ناکام زیمبابوه خواهد بود. اجرای این سیاست نیز سنگین است. تغییر ارز نیاز به به روزرسانی سیستم های بانکی ، نرم افزار حسابداری ، چاپ اسکناس ها و سکه های جدید و آموزش عمومی دارد.
این روند در کشوری مانند Türkiye میلیاردها دلار هزینه دارد. در ایران ، جایی که امور مالی دولت محدود است و کسری بودجه ریزی فشار زیادی به اقتصاد وارد می کند ، صرف چنین هزینه ای برای تغییر ظاهری توجیه نمی شود. از همه بدتر ، حذف صفر می تواند به “قیمت های گرد” منجر شود. در معاملات روزمره ، فروشندگان ممکن است به دلیل ساده سازی قیمت ها را افزایش دهند ، مانند کالایی که 1.5 تا 1.5 دلار است. این مسئله در اقتصادی که افراد تحت فشار قرار می گیرند برای کاهش قدرت خرید می توانند انتظارات را تشدید کرده و فشار بیشتری به خانوارها وارد کنند.
برخی بر این باورند که حذف صفر باعث تقویت اعتماد عمومی به ارز ملی می شود و تصویر بین المللی آن را بهبود می بخشد. اما واقعیت این است که اعتماد مردم به ارز ملی هنگام کنترل تورم ، معیشت بهبود می یابد و اقتصاد تثبیت می شود. کاهش ارزش ریال ریشه در تحریم ها ، سوء مدیریت اقتصادی و مشکلات ساختاری دارد. حذف صفر این مسائل را حل نمی کند و فقط یک عمل نمادین است که به سرعت در گرداب تورم از بین می رود. دنیای تجربیات واضح در این زمینه به ما نشان داده است.
پس از جنگ جهانی دوم (1) و Türkiye (1) ، آلمان ، با اصلاحات اقتصادی عمیق ، صفر را به تثبیت ارز ملی تبدیل کرد. اما در ایران ، بدون کنترل نقدینگی ، کاهش کسری بودجه یا برطرف کردن مجازات ها ، حذف صفر فقط هزینه اضافی و ناامیدی عمومی را به همراه دارد.
در عوض ، سیاست گذاران باید بر اصلاحات واقعی تمرکز کنند: کاهش وابستگی به درآمدهای نفت ، اصلاح سیستم یارانه ، تقویت تولید داخلی و افزایش استقلال بانک مرکزی برای اجرای سیاست های پولی هدفمند. دیپلماسی اقتصادی همچنین می تواند به تثبیت فشار تحریم ها کمک کند. حذف چهار صفر از ارز ملی در شرایط فعلی ایران مانند نقاشی دیواری خانه ای است که پایه های آن در حال فروپاشی است. این اقدام نه تورم را کنترل نمی کند ، نه ارزش ارز ملی را بر نمی گرداند و نه اعتماد مردم را به دست می آورد. تجربه زیمبابوه نشان داد که بازی با صفر بدون اصلاحات ساختاری بی فایده است. به جای این اقدامات چشمگیر ، سیاست گذاران باید تورم و بی ثباتی را هدف قرار دهند. فقط در این صورت می توان امیدوار بود که اقتصاد و زندگی مردم را بهبود بخشد.





