وجود هاردلینرها در ساختار قدرت به عنوان بزرگترین مانع عقلانیت در سیاست گذاری ایرانی توصیف می شود. مشکلی که به نظر می رسد غلبه بر بحران ها و اصلاح مسیر کشور غیرممکن است.
براساس اخبار تجاری ، عباس عبدی در ایتاد نوشت: “هاردلین ها نیرویی هستند که از احمدی نژاد و پس از افزایش درآمدهای روغن در قدرت که دارای ذهنیت ضد علمی هستند ، هستند ، اغلب دارای ادبیات قوی ، مبارز و غیر کلدی هستند ، با اعتقاد به اینکه آنها در قدرت نقش دارند. فرقه ای و سرسخت و غیره ، این ویژگی ها به معنای وجود آنها در همه آنها نیست ، بلکه ویژگی های غالب است.
به راحتی سیاست های ویژه و حذف را ارائه دهید. اگرچه منشأ آنها در بنیادگرایی است ، اما سنت گرایان مرتد را به عنوان ارتداد از آنچه که آنها انقلاب و دین می دانند می شناسند. به همین دلیل ، خصومت آنها با اصولگرایان سنتی کمتر از خصومت آنها با سایر جریان های سیاسی نیست. برای همه این ویژگی های ذکر شده ، می توانید نمونه های مختلفی را حساب کنید.
برخلاف ادعاهای آنها در مورد دینداری ، آنها با دانشمندان سنتی مذهبی فاصله زیادی دارند. دین و هر چیز دیگری در خدمت آنچه آنها ادعا می کنند انقلابی و عدالت هستند. آنها گمان می کنند که با عناوینی برای افرادی مانند شهید و شهید پیامبر ، آنها را تبرئه کرده و جای خود را ترویج می کنند ، در حالی که آنها نمی دانند که استفاده از این کلمات در چنین مواردی آنها را از معنای اصلی خود محروم می کند و مردم می گویند ، بنابراین همه شهدای مانند آقای صدیقی هستند!
آنها هیچ مسئولیتی در قبال سخنان و مواضع خود نمی پذیرند. آنها هیچ درک از تعداد زیادی ندارند. آنها قول می دهند 2 میلیارد دلار برای صادرات به روسیه و تورم تک و تورم ، اما در عمل دو برابر گذشته. آنها قول دومین اقتصاد ایران در جهان را می دهند. در حالی که آنها اقتصاد و جامعه را در سطح پایین قرار داده اند. آنها ادعا می کنند که با یک میلیون تومان شغل ایجاد می کنند ، سپس آنها مسئول ایجاد شغل هستند ، هزاران میلیارد دلار هزاران میل می کنند و در ایجاد چند ده شغل دریغ می کنند! آنها قول دادند كه همزمان آمریكا و اسرائیل را نابود كنند ، اما روزی كه جنگ افتخار می كرد كه حزب نتوانست به اهداف خود برسد كه سقوط ما بود.
آنها ادعا كردند كه دشمن جرات حمله ندارد و احتمال جنگ صفر است ، گویا فراموش شده و تمام ادعاهای گذشته. آنها در سیاست گذاری سرسخت هستند ، نمونه ای از تغییر ساعت و قانون فرزندآوری و سیاست های اینترنتی. دیدگاه آنها به دولت و دولت به گونه ای است که آنها آن را مانند یک دارایی شخصی می دانند ، هر کس می خواهد در هر سطح صلاحیت استخدام کند. آنها دارای درجه ید طولانی هستند و با شواهد رسمی ، عنوان پزشک به دم آنها بسته است ، در حالی که تمام سخنان آنها شبه علم و حتی ضد علم و آخرالزمانی است.
وجود چنین نیروهایی در هر جامعه نه تنها عجیب است ، بلکه ممکن است طبیعی باشد. در توسعه یافته ترین جوامع ، چنین افرادی دیده می شوند. تعداد حامیان طالع بینی و فال و تأثیر ستاره ها بر زندگی بشر در ایالات متحده نیز حدود 5 ٪ را تشکیل می دهد. مخالفان تغییرات آب و هوایی حدود 2 درصد حداقل 2 ٪ از هواداران نظریه توطئه هستند و جالب ترین ، حداقل 5 ٪ از مردم آمریکا معتقدند که زمین قطعاً مسطح است و تنها 2 ٪ از زمین کروی اطمینان دارند! در جامعه ای که فضانورد روی ماه نشسته است !! و 5 ٪ از آنها به طور کلی به فرود آپولو 2 اعتقاد ندارند و روی ماه نشسته اند.
بنابراین حامیان چنین افکار حتی در ایالات متحده نیستند ، اما تفاوت مهمی با ما دارند. اینکه آنها در ساختار قدرت نقش ندارند و به ابزارهای قدرت متکی هستند. در حقیقت ، آنها محدود به یک نگرش محدود هستند که هیچ ارتباطی با دولت و سیاست های آن ندارد. داستان در ایران متفاوت است.
در مصاحبه با مجلس نمایندگان ، یک فعال محافظه کار و تحلیلگر ، در مصاحبه ای با مجلس نمایندگان و نگرانی از موضع افراط گرایان مورد نظر ، با اشاره به سخنان برخی سیاستمداران و معرفی آنها به عنوان یک سوء تفاهم و سوء تفاهم ، گفت: “من هیچ اعتقادی ندارم و این اعتقادات را ندارم.
وی گفت: “آقای … شخصی است که نظرات خود را دارد ، وی همچنین اظهار داشت ، اما آنها در زمینه های مختلف دولت کشور تأثیرگذار نیستند.”
در اینجا ما نمی توانیم با نظرات آنها موافق باشیم. این افراد و دوستانشان تمام مزایای یک قدرت یک طرفه را دارند و در این موقعیت رفتار می کنند ، اما بیان این مواضع یا حداقل برای ما اشکالی ندارد. دیگران هستند که این کلمات را می گویند و هیچ کس هیچ ارتباطی با آنها ندارد. مشکل این جامعه حضور آنها در مؤسسات قدرت و استفاده از امکانات آن برای پیشبرد اهداف آنها است. خوب ، ما با چنین افکاری مشکلی نداریم ، زیرا آنها نمی توانند فکر کنند.
منبع: اعتماد





