نقدی بر احمدی نژاد؛ از مسکن مهر تا تنش‌های جهانی

احمدی نژاد

در حالی که محمود احمدی نژاد با شعار حمایت از محرومیت به قدرت رسید ، فیض زاهید معتقد است که سیاست های وی ، از پروژه های مسکن ناپایدار گرفته تا مواضع بحث برانگیز در هولوکاست ، نه تنها به نفع مزاحمت ها منجر شد ، بلکه منجر به افزایش تورم شد.

در چنین فضایی ، احمدی نژاد می توانست نمادی از سیاستمدار باشد که می تواند ادعا کند که می خواهد گروه های فراموش شده را بازیابی کند. با این حال ، در عمل ، ما بعداً برعکس دیدیم ، و نتیجه دولت احمدی نژاد نه تنها سطح توانمندسازی و مقاومت در برابر طبقات آسیب پذیر را افزایش نداد ، بلکه تورم را نیز افزایش داد.

آقای احمدی نژاد منوط به این اتهام مبنی بر اینکه اقدامات و تعصب وی ، به نفع ارزشهای انقلاب است ، مطابق با ارزشهایی بود که دولت اسرائیل تبلیغ کرد. یعنی آقای احمدی نژاد می خواست یا ناخواسته در سرزمینی بازی می کرد که از دولت اسرائیل استفاده می کرد. اسرائیل پس از آنكه رئیس جمهور ایران به سازمان ملل متحد رفت و در مورد گفتگوی تمدن ها علیه تمدنها صحبت كرد ، به شخصی مانند احمدی نژاد در ایران احتیاج داشت و سپس آقای خاتامی جایگاه ویژه ای در جهان پیدا كرد و احترام گذاشت.
بدشانس یا شانس ایران این بود که در دوره هشت ساله آقای احمدی نژاد ، ایران تا آن زمان به اندازه کل تاریخ خود از موضافار الدین شاه فروخت ، و این در واقع به دولت عزت نفس کاذب داد و در نتیجه ، این عزت نفس ضروری بود.

از این نظر و در جای دیگر جهان ، او پروژه هایی را انجام داد. به عنوان مثال ، در نیکاراگوئه ، بولیوی و ونزوئلا به ساخت مسکن برای مهر یا در داخل کشور رفتند و به پروژه هایی مانند مسکن مهر که ظاهر فریبنده ای بدون توجه به زیرساخت ها و منابع نیازها داشتند ، روی آوردند. در آن زمان ، استدلال می شد كه خوب است كه بافتهای فرسوده را احیا كنیم. در بسیاری از جلسات ، من دیدم که کارشناسان معتقدند که این شبیه به بیماری هلندی است که محمد رضا پهلوی در دهه 50 متحمل شده بود.

در همین حال ، آقای احمدی نژاد با جامعه بین المللی وارد دوره ای از تنش ماجراجویانه شد و به چیزهای عجیب و غریب توجه کرد. یکی از این موارد کنفرانسی در تهران بود که با تمرکز بر آقای محمد علی رامین بود. من شاید اولین مرد رسانه ای بودم که در آن سالها و بعد از بازگشت از آلمان با او گفتگو کردم. من از آقای رامین ، که در آن زمان یک فعال سیاسی افراطی و بعداً معاون مطبوعات بود ، پرسیدم ، اگر شما در طول جنگ تحمیل شده روز اول بودید؟ گفت نه من در آن مکالمه شوخی کردم و به او گفتم که از دریا بیرون آمده ام و در شهر دزول شما جنگیدم ، پس از آن برای دفاع از شهر خود از آلمان بلند نشدید؟ وی در آن زمان کنفرانسی به نام جهان بدون ایالات متحده برگزار کرد و سپس موضوع هولوکاست توسط آقای احمدی نژاد مطرح شد که تأثیرات بسیار مضر بر کشور داشت.

در تحقیقات ، من با بسیاری از منتقدین هولوکاست موافقم که شما نمی توانید سؤالات تحقیق را در دانشگاه های آمریکایی و اروپا در مورد هولوکاست انجام دهید. یعنی اسرائیلی ها خیلی از آن استفاده کردند تا آن را به یک تابو تبدیل کنند. تعداد و رقم هولوکاست را می توان مورد بحث قرار داد ، اما هیچ بحثی در خود هولوکاست وجود ندارد.

اما آقای احمدی نژاد هولوکاست را تکذیب کرد و موزه های هولوکاست را در همان سال افزایش داد ، برای اولین بار در مجمع عمومی سازمان ملل به نفع اسرائیل. در حقیقت ، جو که آقای احمدی نژاد برای افزایش سطح تنش ایجاد کرده است ، آن را در یک یا دو مورد ، و در فصل هفت منشور سازمان ملل متحد به شورای امنیت تبدیل کرده است و ما هنوز نتوانسته ایم از این چاه خارج شویم.

اما آقای احمدی نژاد ویژگی مثبتی داشت که من در همان مقاله در مورد اقتدار دولت نوشتم. آقای احمدی نژاد ، زیرا او به مؤسسات بالادست گرم بود ، نیازی به بهره مندی از حمایت امام و نمایندگان مجلس جمعه نداشت. بنابراین در دوران احمدی نژاد ، ما به نوعی قدرت در مجریه می بینیم.

یعنی برخلاف سایر دولتها ، در بعضی جاها به شدت با او برخورد می شد ، نه به عنوان مثال ، فرماندار برای تعیین کسی ، وی مجبور شد توسط هفت خواننده رد شود ، اما دولت وی در دولت و شاخه اجرایی قوی بود و شخص وی به دلیل روحیه خود به خوبی محافظت و سوء استفاده می کرد. آنچه در مورد آقای احمدی نژاد می توان گفت این است که در چهار سال اول ، ما احمدی نژاد داریم که هنگام دریافت حکم دست رهبری را می بوسید ، اما در چهار سال دوم او تمام ادعای استانی را دارد و به خانه می رود و در داستان ماشایی و وزیر اطلاعات شرکت می کند. در این دوره ، آقای احمدی نژاد به سطح دیگری می رسد.

این احمدی نژاد که امروز می دانیم با آنچه که بود تفاوت معنی داری دارد. من تاکنون با آنها ملاقات نکرده ام ، اما تحلیل من این است که آقای احمدی نژاد در سالهای بعد نتیجه گرفت که ایران با وقایع اجتماعی قابل توجه باردار است و آقای احمدی نژاد نتیجه گرفت که کسی که می تواند آینده ایران را به دست بگیرد ، کسی که می تواند یک منطقه کوچک باشد ، افرادی که می توانند در بین مردم باشند. او به این تصور رسید که می تواند در روز موعود زیاد باشد و مردم را با خود به همراه آورد.

من معتقدم که آقای احمدی نژاد ، چه به دلیل استعداد خودش و چه به دلیل تیمی که صاحب آن است یا به دلایلی که نمی توان گفت ، خود را برای صفر روز آماده کرده است. در همان داستان جنگ 12 روزه ، او یکی از افرادی بود که اگر چیزی غیرقابل پیش بینی باشد ، می توانست در صحنه سیاسی نقش داشته باشد و فکر می کنم این دور از چشمان تیز دستگاه امنیتی نبود.

اما نکته مهم این است که محمود احمدی نژاد اصالت ، اخلاق و شاهزاده خانم سیاستمداران و سایر روسای جمهور در ایران را نداشت ، اما او بی ادب ، جسارت و بی رحمانه زیادی نسبت به سیستم سیاسی داشت. سوالی که مطرح می شود این است که احمدی نژاد چه چیزی دارد که می تواند به سفر در جمهوری اسلامی ، عضویت در شورای مصلحت ، برای تشکیل سطح روابط ادامه دهد؟ من فکر می کنم او آگاهانه و آگاهانه اظهار می دارد که کاملاً دو برابر است و آنها می توانند تنش و تنش مقامات پرخاشگر را احساس کنند ، و این مهم است.

ویژگی های روانشناسی فردی نیز مهم است. آقای احمدی نژاد قدرت تحریک و نوعی پوپولیسم اجتماعی را دارد و این در جهان مد است. در فرانسه و در انتخابات پارلمانی در چند سال گذشته ، جریانهای افراطی 3 ٪ شروع کردند و به 27 ٪ رسیدند. در اتریش ، یونان ، اسپانیا و انگلستان یکسان بوده اند و در ایالات متحده پدیده دونالد ترامپ را داریم که دقیقاً از این رفتار اجتماعی سود می برد.

منبع: میهن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی