داستان ناامیدی سرمایه‌گذاران از بورس تهران

بورس سهام تهران

ارهتصاد۲۴- در صورت بروز خطرات یا خطرات شدید ، چه سیاسی ، ژئوپلیتیکی یا اقتصادی ، سرمایه گذاران معمولاً به دنبال کاهش سریع سطح ریسک دارایی خود هستند. در ضمن ، سهام اغلب اولین گزینه برای فروش است. دلیل اصلی این رفتار ماهیت ذاتاً خطرناک بازار سهام است. قیمت سهام واکنش سریع و شدید به اخبار و رویدادهای منفی است ، که باعث می شود سرمایه گذاران زودتر از آن انتقاد کنند تا از خسارات بیشتر جلوگیری کنند.

از نظر نقدینگی ، سهام قادر به فروش سریعتر از بسیاری از دارایی ها هستند. اگرچه این یک مزیت در شرایط عادی است ، اما به عاملی در جریان سریع سرمایه در طول بحران تبدیل می شود. علاوه بر این ، در دوره های تنش ، انتظارات سرمایه گذاران این است که ارزش دارایی ها را حفظ کنند ، نه برای دستیابی به بازده بالا. در نتیجه ، دارایی های ایمن تر مانند طلا ، ارز یا سپرده بانکی جذاب تر می شوند.

روند ورود و خروج پول

بازار سهام ایران در سالهای 1 و 2 شاهد یکی از کمترین امواج بی سابقه ورود سرمایه واقعی بود. فضای مهیج آن روزها ، ترکیبی از تبلیغات دولت ، تشویق سیاستگذاران و قیمت های بی سابقه ، بسیاری از سرمایه گذاران خرد را به سالن شیشه ای آورد. فقط بین ابتدای سال و اوج تاریخی 6 اوت آن سال ، بیش از 6 تریلیون دلار پول واقعی وارد بورس اوراق بهادار شد. در آن زمان ، شاخص کلی سوابق موفقیت آمیز بود و بسیاری از آنها بازار سهام را بهترین بازار برای حفظ پول می دانستند. اما همه چیز در ماه آگوست تغییر کرد. در حال سقوط بازار تاریخی ، که باعث حباب قیمت ، سیاست های ناکارآمد ، مداخلات گرامری و انتشار بازار در طوفان شد ، نه تنها به سهامداران آسیب رساند. در عوض ، اعتماد به نفس عمومی در بورس به شدت تضعیف شد.

پس از آن ، بورس اوراق بهادار هرگز نتوانست به همان موقعیت ذهنی در بین سرمایه گذاران بازگردد. از اول اوت تا پایان معاملات دیروز ، بیش از 5 تریلیون دلار پول واقعی از بازار سهام حذف شده است. رقمی که نشان می دهد نه تنها سرمایه گذاران قدیمی به تدریج از بازار دور می شوند. در عوض ، معرفی سرمایه گذاران جدید بسیار محدود و کوتاه مدت بوده است. جالب اینجاست که از ابتدای سال جاری فقط حدود 5 تریلیون دلار پول واقعی از بورس اوراق بهادار برداشته شده است. یعنی روند خروج سرمایه همچنان ادامه دارد.

موازی سازی

یکی از مهمترین دلایل خروج سرمایه از بازار سهام محدودیت های آن در بازارهای موازی است. در حالی که بازارهایی مانند مسکن ، طلا ، ارز و حتی بازارهای کالا در سالهای اخیر رشد متعددی را تجربه کرده اند ، بازار سهام نه تنها باعث رشد چنین شده است ، بلکه در بعضی مواقع حتی ضررهای اسمی برای سهامداران نیز وجود دارد. به عنوان مثال ، اگر سرمایه گذاری در ماه آوریل در حال خرید سکه های طلا بود ، امروز دارایی های وی چند برابر شده بود. اما اگر همان سرمایه وارد بورس اوراق بهادار شود ، نه تنها به نفع آن خواهد بود ، بلکه در بسیاری از نمادها باعث افت شدید قیمت می شد. این تفاوت عملکرد این پیام را در سالهای اخیر به سرمایه گذاران ارسال کرده است که بازار سهام مکان مناسبی برای حفظ ارزش پول در برابر تورم نیست.

خطرات سیستماتیک و سیاست های اشتباه

علاوه بر حذف بازارهای موازی ، بازار سهام تحت فشار بسیاری از خطرات سیستماتیک مانند تحولات سیاسی و تنش های منطقه ای به تصمیمات ناگهانی در سیاست های اقتصادی دولت است. مثال اخیر جنگ 6 روزه تحمیل شده بود ، هرچند که به سرعت فروکش کرد. اما تأثیر روانشناختی آن بر بازار باقی مانده است.


بیشتر بخوانید: چرا اقبال به بازار سهام نمی چرخد؟


در داخل ، سیاست هایی مانند قیمت گذاری گرامری ، تغییرات پی در پی در نرخ بهره و ابهام در نرخ ارز باعث بی ثباتی دائمی شده است. این عوامل باعث می شود سرمایه گذاران احساس کنند که ممکن است هر لحظه ارزش دارایی خود را تهدید کنند.

از حمله به خروج ؛ تغییر رفتار سرمایه گذاران

رفتار سرمایه گذاران واقعی طی سالها به طرز چشمگیری تغییر کرده است. همان افرادی که در اوایل و اوایل 2 در صف های طولانی ایستاده بودند ، اکنون با کوچکترین علامت ریسک یا افت قیمت در حال فروش هستند. برخی حتی ترجیح می دهند ضررهای سنگین خود را شناسایی کنند و پول خود را به بازارهای ایمن تر ببرند.

این تغییر رفتار نتیجه عدم اعتماد مستقیم به سیاست گذاران و ساختار بازار است. تجربه تلخ از سقوط و خسارات متعاقب آن باعث شده است که بسیاری از سهامداران حتی در صورت روندهای مثبت کوتاه مدت ، به بازار به عنوان یک فرصت گذرا نگاه کنند و آن را مکانی برای سرمایه گذاری طولانی مدت در نظر نگیرند.

مقصر بورس سهام

بخش عمده ای از مشکلات بازار سهام ریشه در سیاست های متناقض و کوتاه مدت دارد. دولت ها در سالهای اخیر از بازار سهام به عنوان ابزاری برای تأمین مالی و فروش دارایی های خود استفاده کرده اند و گاهی اوقات توسط سیاست های کنترل تورم یا قیمت قربانی شده اند. نتیجه این رفتار دوگانه یک بازار فرسوده و بی اعتماد است که در آن سرمایه گذار نه پشتیبانی منطقی دارد و نه پیش بینی حداقل. حتی وعده های مکرر برای حمایت از بورس اوراق بهادار اغلب یا به شعار باقیمانده یا با اقدامات موقت و کوتاه مدت که به محض تغییر اوضاع اثر خود را از دست داده اند ، واگذار شده است.

یک منظره مبهم

با وجود همه مشکلات ، بازار سهام هنوز یکی از مهمترین بازارهای مالی کشور است و از پتانسیل بالایی برای تأمین اعتبار و ارزش افزوده برخوردار است. اما تحقق این ظرفیت بدون بازسازی اعتماد به نفس عمومی و سیاست تثبیت غیرممکن است. تا زمانی که جریان سرمایه ادامه یابد و سرمایه گذاران ترجیح دهند دارایی های خود را به بازارهای ایمن تر منتقل کنند ، نمی توان انتظار رونق پایدار در بازار سهام را داشت. کاهش خطرات سیاسی ، پایان دادن به قیمت گذاری گرامری ، تغییر سیاست ارزی و ایجاد شفافیت در تصمیمات اقتصادی تنها بخشی از الزامات بازگشت اعتماد است. در غیر این صورت ، همانطور که آمار نشان می دهد ، روند نزولی شاخص ها و ادامه جریان سرمایه به سرنوشت غالب بورس ایران تبدیل می شود. بازاری که زمانی با امید به قله رسید ، اما امروز در دره بی اعتمادی گرفتار شده است.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی