محمد جاواد زاریف امروز – 27 اوت – در یک جلسه صمیمانه با هنرمندان اصفهان با تسلیت به مرگ پروفسور محمود فارشچیان ، با بیان اینکه: “یکی از دو چشم کاهش یافته و بیش از هزاران خرد است. من می توان من را به عنوان نماد بشریت ، به پایان می رسانم تا اواخر محمود. نگران سلامتی او بود.
وی افزود: “من سالها خوشبختی و افتخار داشتم که از عظمت استاد لذت ببرم. چه در نیویورک بودم و چه من یک خدمت استاد بودم ، یا در تهران ، وقتی موزه استاد در کاخ سعدآب باز شد. یک انسان از این عظمت فقط به عنوان یک هنرمند شناخته نمی شود. تزئین هنر ، استاد فارشیان موقعیتی بی نظیر به دست آورده است.
وزیر امور خارجه پیشین اظهار داشت: عشقی که استاد اهل البیت ()as) همراه با عشق به ایران و بشریت ، برای هر کس با او صندلی واضح بود خانم مستر به این موضوع اشاره داشت و من می خواهم خاطره ای بسازم. نه از استاد ، بلکه در مورد استاد.
زاریف ادامه داد: من با آقای کری در پاریس ملاقات کردم. گفتگوی جدی در مورد نزدیکی ایران با سلاح های هسته ای وجود داشت. آنها معتقد بودند که ما نزدیک سلاح هستیم. من به شما گفتم که محاسبات خود را بگویید ، اما آنها گفتند که ما نمی توانیم. من گفتم: آیا می خواهید ایرانی بگویید که شما حق ندارید حتی محاسبات خود را بشنوید؟ به هر حال ، من با افتخار با آثار استاد عادت داشتم. هر سال به مناسبت سال جدید ، ما کتاب های استاد را می فرستادیم و می گفتیم این ایران است. نماد ایران نیست ، چیزی نیست که شما به عنوان خشونت و جنگ معرفی کرده اید.
وی خاطرنشان کرد: در همان زمان ، من دو یا سه آلبوم کارشناسی ارشد در ماشین داشتم تا با مقامات فرانسوی برای هدیه دادن به رئیس جمهور فرانسه ملاقات کنم. من به محافظان خود گفتم كه یكی از آنها را بیاورد. من این آلبوم را به کری دادم و گفتم: “به اینها نگاه کنید ، و اگر می خواهید بیشتر ببینید ، به نیوجرسی بروید ؛ جایی که استاد فارشچیان آتلیه داشت. آنها یک لیوان بزرگنمایی برای دیدن جزئیات آن وجود دارد. من به او گفتم ، “نگاه کنید ، چنین ملتی نمی توان گفت که قادر به درک آن است.” این ملت چنین استاد و چنین بزرگی دارد.
وزیر امور خارجه پیشین گفت: استاد فارشیان واقعاً نمونه ای بی نظیر بود. با این عظمت و توانایی هنری ، در عین حال فروتنی بود. یادم می آید وقتی استاد اهل کشور آنها از اصفهان به ایالات متحده آمدند و همان فرش را که امروز با موضوع “اعضای بنی آدام” در مقر سازمان ملل نصب شده بود ، آوردند. در آن زمان ، پروفسور فارشیان به همراه گروهی از هنرمندان و بازرگانان فرش – که بسیاری از آنها یهودی بودند – به تسکین آنها آمدند خاطره آن صحنه هنوز در ذهن من است که استاد فارشچیان در گوشه ای نشسته بود. این تصویر هرگز مرا فراموش نخواهد کرد.
زاریف در پایان گفت: “فارشیان واقعاً بزرگ بود و ایران ، ایفاهان و دنیای هنر گوهر ارزشمندی را از دست دادند. امروز ، همه هنرمندان سوگواری می کنند و احساس می کنم همه آنها در مقبره ابدی خود همراه خواهند بود. روح شاد آنها همیشه به خوبی شناخته شده و هنر ایرانیا در جهان خواهد بود.
منبع : به گزارش میهن تجارت





