تأمین آمار نفت تاکنون منجر به برکناری سه مقام نفتی در کشور شده است. دادگاه حسابها ، که در تلاش برای به دست آوردن آمار نفتی بوده است ، آنها را محکوم کرده است که خدمات دولت را به دلیل عدم ارائه آمار نفتی توسط مدیرعامل فعلی و سابق شرکت ملی نفت و همچنین مدیرعامل شرکت پتروشیمی خلیج فارس ، رد کنند. این نشان می دهد که تحریم های نفتی نه تنها تولید و صادرات نفت را دشوار می کند ، بلکه مدیران پست و نفت را نیز دشوار می کند!
براساس Business News ، موضوع انتشار آمار نفت در ایران بار دیگر با توجه به فرمان خدمات حمید بوردارد ، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران و مدیرعامل سابق Mohsen Khojasteh Mehr ، مورد توجه قرار گرفته است. دادگاه حسابها دو مدیر نفت را به مدت شش ماه به دلیل امتناع از ارائه اطلاعات مربوط به فروش نفت از مشاغل دولتی محروم کردند.
صرف نظر از جنبه های قانونی این جملات ، این بار دیگر مسئله بحران آمار نفت در کشور را نشان داده است. به عبارت دیگر ، نقش تحریم ها در تأمین آمار نفت و پیامدهای آن برای شفافیت ، حاکمیت اقتصادی و حتی ثبات مدیریتی در صنعت نفت بیش از هر زمان دیگری شناخته شده است.
هلدینگ خلیج فارس از تیغه دادگاه محاسبات نجات نمی یابد
بحث و جدال اخیر محدود به شرکت ملی نفت نبوده است. برخی از رسانه ها گزارش می دهند که دادگاه حسابداری نیز به دلیل عدم همکاری و خودداری از ارائه اطلاعات ، یک سال تخلیه یک ساله را به محمد شرییاتماداری ، مدیرعامل Gulf Holding صادر کرده است.
همانطور که برخی از رسانه ها ادعا می کنند ، این امر منجر به عزل شریع به دلیل خصوصی سازی نگه داشتن خلیج فارس نمی شود ، اما این حکم قادر به برگزاری پست دولتی در سال آینده نخواهد بود.
گسترش دادگاه حساب ها از شرکت ملی نفت به Holding Gulf نشان می دهد که دامنه اختلاف بین نهادهای نفت و دادگاه حساب ها گسترده تر از یک پرونده است.
رازداری نفت نه تنها یک رسانه یا چالش اقتصادی است ، بلکه یک بحران قانونی و اداری است.
از سال 1977 ، صادرات نفت ایران محرمانه بوده و وزارت نفت از انتشار آن امتناع ورزیده است. استدلال اصلی این است که ارائه این اطلاعات به نفع تحریم های ایالات متحده و متحدین آن ، فروش نفت ایران را دشوارتر می کند. این محرمانه به گونه ای است که حتی آژانس های نظارتی داخلی مانند دادگاه حساب ها از دسترسی به داده های دقیق محروم شده اند.
این وضعیت در عمل تضاد ایجاد کرده است. از یک سو ، انتشار آمار رسمی باعث شده است تا تحلیلگران به داده های غیررسمی شرکت هایی مانند Kepler یا Vertexa استناد کنند. این شرکت ها تخمین هایی از صادرات نفت ایران با استفاده از داده های ماهواره ای و رهگیری کشتی ارائه می دهند. تخمین هایی که بارها توسط وزارت نفت رد شده است ، اما هرگز با آمار جایگزین دقیق و رسمی همراه نبوده است.
نتیجه این روند سردرگمی بازار ، ابهام در برنامه ریزی اقتصادی کشور و از دست دادن اقتدار دولت در ارائه آمار است. بارها و بارها استدلال شده است كه تحلیلگران آمار قابل توجهی را كه توسط ردیاب های کشتی منتشر شده است ، استناد كرده اند ، اما وزارت نفت فقط ادعاها را رد كرده و آماری را ارائه نداده است.
همین محرمانه بودن در سطح داخلی اکنون مشکل ساز است. دادگاه حساب ها از مدیران شرکت ملی نفت خواسته است تا آمار فروش نفت را ارائه دهند ، اما مدیران نفت از انجام این کار خودداری کرده اند. سرانجام ، این منجر به صدور حکم عزل برای دو مدیرعامل نفتی و مدیرعامل صنایع پتروشیمی خلیج فارس شد.
این نشان می دهد که رازداری نفت نه تنها یک رسانه یا چالش اقتصادی است بلکه به یک بحران قانونی و اداری نیز تبدیل شده است.
آیا تحریم ها هنوز کاغذ هستند؟
در سالهای اخیر ، برخی از مقامات از تحریم ها به عنوان “مقاله” یاد کرده اند و بر ناکارآمدی آن تأکید کرده اند. اما داستان برکناری مدیران نفت نشان داد که تحریم ها نه تنها دسترسی به ایران به بازارهای جهانی نفت را دشوار کرده است ، بلکه حتی مکانیسم های داخلی شفافیت و مدیریت را تحت الشعاع قرار داده است.
اینکه وزارت نفت و شرکت ملی نفت باید آمار خود را از مؤسسات داخلی پنهان کنند ، بهترین تأثیر تحریم ها است. از آنجا که هر درزهای اطلاعاتی می تواند مسیرهای فروش نفت را برای تحریم ها نشان دهد و هزینه دور زدن تحریم ها را افزایش دهد ، اما در عین حال ، این رازداری مستقیماً منجر به تضعیف شفافیت داخلی ، عدم اعتماد به سازمان های نظارتی و فشار بر مدیران نفت شده است.
صدور حکم برای مدیران نفت نتیجه دیگری دارد. اگر هر مدیرعامل شرکت ملی نفت به دلیل تصویب شورای عالی امنیت ملی و ارائه آماری به دادگاه حساب ها ، برکنار شود ، این چرخه بی پایان می شود. به عبارت دیگر ، هرکسی که در صندلی مدیریت این شرکت ها قرار دارد دیر یا زود با همان اتهام روبرو خواهد شد.
داستان اخیر بار دیگر ثابت کرد که تحریم ها نه تنها فروش نفت ایران را محدود کرده است ، بلکه حتی روابط قانونی و اداری این کشور را نیز محدود کرده است. فقدان آمار رسمی و آمار باقیمانده اطلاعات نفت ، هم اقتصاد مبهم و هم نهادها و مدیران نظارتی را ایجاد کرده است.
این بحران تا زمانی که تحریم ها ادامه یابد. بلند کردن تحریم ها نه تنها به معنای تسهیل فروش نفت نیست ، بلکه به معنای شفافیت در کشور و جلوگیری از تکرار بحران های مشابه است. در غیر این صورت ، صنعت نفت ایران باید خود را برای چرخه ای آماده کند که در آن مدیران به دلیل آمار با دیگری روبرو شوند و از طرف دیگر ، هیچ آمار نفتی برای افکار عمومی منتشر نمی شود!
برای مطالعه بیشتر گزارش شرکت ملی نفت بدون اینکه مدیرعامل در آن باقی بماند اخبار تجاری بخوانید





