روایت بازمانده خانواده از شب قتل عام آمل

روایت بازمانده خانواده از شب قتل عام آمل

بازمانده خانواده غزلی تأکید کرد که بسیاری از این شایعات ، به ویژه داستانهای وثیقه ، از فضای مجازی ساخته شده است. وی گفت که اصل داستان چیزی جز اختلاف خانواده بین داماد و همسرش نیست.

براساس اخبار تجاری ، خیابان آمول یکی از وحشتناک ترین جنایات در سالهای اخیر بود. حادثه ای که در عرض چند دقیقه ، یک محله آرام ، خون و ترور فریاد زد. ساکنان این کوچه که چند دقیقه پیش در زندگی روزمره خود زندگی می کردند ، ناگهان از تیراندازی ها و فریادها و فریادهای پی در پی از خانه زین آل -هابدین گیزلیسفلی شوکه شدند.

همسایگان از خانه های خود می ترسیدند و در مقابل بنایی که در آن باروت دود می کند و صدا پیچیده می شود ، جمع می شدند. هیچ کس جرات ورود به آن را نداشت ، تنها صدای گریه ، فریاد زدن و سپس سکوت سنگین که همه را در دستان گرفت.

چند دقیقه بعد ، اولین تیم های امدادی اضطراری و مأموران اجرای قانون به ماشین خود آمدند. چراغ های آژیر فضای تاریک کوچه را روشن می کردند ، و ظاهر کنجکاو و وحشت زده ساکنان از پنجره ها به خانه ای که به یک صحنه قتل عام خانوادگی تبدیل شده بود ، دوخته شد.

در این لحظه ، مردی با اسلحه در دستش در جمع ظاهر شد. او داماد خانواده بود. کسی که لحظات پیش صدای گلوله های خود را شنیده بود. چشم ها به او خیره شدند. چهره ای خونین ، اضطراب و ناامید کننده ، در حالی که نفس ها را بریده و به دنبال راهی برای فرار می گردید.

مردم حیرت زده ابتدا از او دور شدند ، اما به زودی صدای زمزمه بین چشمه های جمعیت: “این همان است … این … این علت تیراندازی است!” وقتی پسر -در -لاو فهمید که هیچ راهی برای فرار از جمعیت وجود ندارد ، در یک حرکت تکان دهنده و آخرین پرده نمایش خونین ، او لوله اسلحه خود را روی شلیک خود قرار داد و زندگی خود را با یک شلیک به پایان رساند.

اجساد در خانه

هنگامی که مأمورین جنایی و کارآگاهان پلیس به خانه آمدند ، آنها با صحنه ای باورنکردنی و تکان دهنده روبرو شدند. صحنه ای که حتی باتجربه ترین افسران پلیس نیز کمتر احتمال دارد. در زمین و اتاق ها ، چهره های بی جان خانواده پخش شد. اولین جسد ای که در ورودی خانه دیده می شود ، زین البریدین غزلفلی ، یک خانواده 5 ساله بود. در کنار دخترش مالیه ، 6 ساله ، وارد خون او شده بود. هر دو با تیراندازی مستقیم کشته شدند.

کمی بیشتر ، مأمورین با بدن خونین دو دختر جوان روبرو شدند. فاطیما ، 2 ساله و هاتمه 2 ساله که فرزندان مالیا بودند. آنها فرصتی برای فرار یا حتی پناهندگی نداشتند و در چند دقیقه اول ، گلوله های وحشیانه داماد مورد هدف قرار گرفتند. در یک اتاق دیگر ، جسد محمود ، 2 ساله ، همسر مالیا پیدا شد. او همچنین یکی از قربانیان قتل عام خانواده بود.

اما این جنایت در اینجا متوقف نشده است. این مرد مسلح به خشونت بی پایان خود به دختر دیگر زین البریدین ، ​​مهبوبه رفت. او و دو دخترش ، یک سوگند و ستایش 5 ساله ، تیراندازی شدند. در حالی که سوگند جان خود را از دست داد ، ماهببه علیرغم جراحات شدید ، به طور معجزه آسایی به بیمارستان منتقل شد.

دختر کوچکتر او ، ستایش ، نیز در شرایط جدی به تهران فرستاده شد. اگرچه او از مرگ نجات یافت ، یکی از چشمان وی به شدت آسیب دیده و پزشکان مجبور به تخلیه آن شدند. به طور کلی ، 2 اجساد در خانه کشف شد. اشیاء به دستور بازپرس قتل به یخچال پزشکی قانونی منتقل شدند تا معاینات دقیق تری را انجام دهند.

اما شوک هنوز تمام نشده بود. ساعاتی بعد مشخص شد که پسر در -law مرتکب جنایتی مشابه در شهر مینداشت گلستن در شهر مینداشت شده است. در آنجا ، او همسرش ، سومایه ، 2 ساله و دو پسر ، ارفان ، 2 ساله ، و هوشام را به قتل رساند. با این کشف تکان دهنده ، تعداد قربانیان به نه نفر رسیدند و با خودکشی این جنایت ، سرانجام این پرونده چهار کشته شد. آماری که این پرونده را به یکی از خونین ترین جنایات خانوادگی در سالهای اخیر در کشور تبدیل کرده است.

شایعات

هنگامی که خبر این قتل عام وحشتناک در AMOL و MINOODASHT پخش شد ، موجی از شوک ، اندوه و عصبانیت در سراسر منطقه و حتی فضای مجازی. تعداد کمی از مردم معتقد بودند که یک مرد می تواند نزدیکترین خانواده خود را در چند ساعت از بین ببرد.

از همان دقایق اول ، گمانه زنی ها و شایعات مختلفی در رسانه های اجتماعی و محافل محلی وجود داشت. برخی نوشته اند که عامل جرم به دلیل حبس قبلی و اختلاف در مورد وثیقه آزادی چنین اقدامی را انجام داده است. طبق روایت ، او مدتی در زندان به سر برد و وقتی همسرش به دلیل آزادی وثیقه خودداری کرد ، عمیقاً رشد کرده و تصمیم به انتقام گرفت.

گروه دیگری در فضای مجازی این موضوع را با اختلافات مالی مرتبط کردند و ادعا کردند که داماد خانواده در وراثت یا پول با نزدیکان همسرش درگیر شده است و این مبارزات پایه و اساس این فاجعه بود. اما هیچ یک از این روایات به طور رسمی تصویب نشده است. زیرا خود این جنایت قبل از بازجویی و روشن شدن انگیزه های خود درگذشت. همسر وی ، سومایه ، که می توانست نزدیکترین راوی زندگی پر جنب و جوش آنها باشد ، قبلاً قربانی گلوله های وی بوده است. بنابراین راز اصلی انگیزه های این جنایت برای همیشه در وضعیت ابهام باقی مانده است.

با این حال ، بازمانده خانواده غزلی تأکید کرد که بسیاری از این شایعات ، به ویژه داستانهای وثیقه زندان ، از فضای مجازی ساخته شده است. وی گفت که اصل داستان چیزی جز اختلاف خانواده بین داماد و همسرش نیست.

این حادثه آنقدر سنگین و تلخ بود که نه تنها در آمول و مینداش ، بلکه در سراسر کشور نیز به طور گسترده ای منعکس شد. بسیاری از کاربران در فضای مجازی ابراز ناراحتی و همدردی کردند و از این پرونده به عنوان یکی از تاریک ترین قتل های خانوادگی یاد کردند. برخی همچنین این فاجعه را خطری برای جدی گرفتن اختلافات خانوادگی و بی اعتنایی به هشدارهای رفتاری در زندگی توصیف کردند. جزئیات این جنایت خونین را در مصاحبه اختصاصی با بازمانده خانواده غزالی بخوانید.

در مورد حادثه تلخ که برای اعضای خانواده شما اتفاق افتاده است برای ما بگویید.

این جنایتی بود که شوهرم انجام داد. در این حادثه چهار عضو خانواده ام را از دست دادم.

*شما در شب حادثه کجا بودید؟

من در محل کار بودم و همسرم و فرزندانم قرار بود ابتدا به خانه پدرم بروند و بعد به خودم بروم ، اما یک ساعت قبل از اینکه همسرم به آنجا برود ، یکی از خواهرزاده های من که در این حادثه کشته شد با همسرم تماس گرفته بود و گفت که به اینجا نرسد. سپس گفت که شوهر خواهرم در آنجا بود و او بسیار عصبانی بود و او خوشحال نبود.

*آیا همسرتان پس از این تماس به شما اطلاع داده است؟

بله او به من آمد. مضطرب بود که شوهر خواهرم با عصبانیت به خانه پدرم رفته بود. من شروع به تماس با اعضای خانواده ام کردم. من ابتدا به پدرم زنگ زدم ، سپس خواهرزاده هایم ، اما هیچ کس به تلفن پاسخ نداد.

*آن وقت چه کار کردی؟

داشتم به طور مرتب با همه تماس می گرفتم. سه دقیقه بعد مادرم تماس گرفت و گفت که شوهر سومایه توسط همه خانواده ام به ضرب گلوله کشته شد. من دیگر نفهمیدم که چگونه خودم را در مقابل خانه پدرم درست کردم.

*مادر شما خانه نبود؟

بله ، او بود ، اما به محض شروع تیراندازی ، او فرار کرد و زنده ماند.

*وقتی به جلوی خانه رسیدید ، این جنایت را از نزدیک دیدید؟

جلوی خانه بسیار شلوغ بود و من وارد خانه نشدم. در حقیقت ، پلیس و همسایگان مجاز به ورود و برخورد با آن صحنه وحشتناک نبودند.

*دلیل عمل داماد شما چیست؟

او و خواهرم سالهاست که همیشه با یکدیگر مخالف بودند. درگیری های آنها بسیار زیاد بود. خواهرم بارها می خواست از او جدا شود ، اما شوهرش اصلاً حاضر به طلاق نبود. او گفت شما باید بین ادامه زندگی و مرگ انتخاب کنید. خواهرم چندین بار از خانه اش خارج شده بود و به خانه پدرم آمده بود. این رفت و آمد بارها به خانه پدر و خانه همسرش تکرار شده بود.

*داستان زندان او چه بود؟

همسرم یک بار برای سلاح غیرمجاز زندان شده بود ، اما این به پنج سال پیش برمی گردد ، و در واقع قبل از ازدواج با خواهرم. ما نمی دانستیم که شوهر سومایه یک بار زندانی شده است. گفتن اینکه او زندان بوده است و امتناع خواهرم از وثیقه شایعاتی از فضای مجازی است ، و من نمی دانم چه کسی این کلمه دروغین را که خیلی زیاد شده است صحبت کرده است.

*پس دلیل این قتل عام چیست؟

او همیشه با خواهرم درگیری داشت. ما هرگز او را با افراد دیگر شر ندیده بودیم ، اما او همیشه با خواهرم تفاوت های عمیقی داشت و حتی یک بار برای او چاقو هم داشت. در روز این حادثه ، پس از کشته شدن وی به اعضای خانواده من ، فهمیدیم که او قبل از عزیمت به آمول ، خواهرم ، همسر و دو پسرش را در خانه خود در منوداشت به قتل رسانده است. سپس به آمول رفت و با اسلحه به خانواده افتاد. جرمی رخ داد که در آن چهار نفر از اعضای خانواده ام را از دست دادم.

*بعد از قتل عام در خانه پدرتان ، متوجه شدید که سومایه و فرزندانش نیز کشته شدند؟

بله ، آنها ساکن میندشت بودند که 2 ساعت از آمول فاصله دارد. سومایه و دو پسرش نیز توسط پسرش کشته شدند -در -لاو. سپس شوهر سومایه با فاصله چهار ساعته به خانه پدرم آمد و مرتکب جنایت شد.

منبع: فارو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی