بحران بورس پس از جنگ ساختاری است یا مقطعی؟

بورس اوراق بهادار

ارهتصاد۲۴- Alireza Khan Mohammadi ، یک تحلیلگر ارشد بازار مالی ، نوشت: “این یادداشت به سه محور کلیدی می پردازد: آیا این بحران صرفاً نتیجه جنگ است یا ریشه های ساختاری دارد؟” مثلث نرخ بهره بالا ، نرخ ارز غیرواقعی و قیمت گذاری دستوری به بازار عرضه کرده است؟ و سرانجام ، سیاست های انقباضی دولت چگونه بر آینده بازار تأثیر می گذارد؟

افت اخیر در بورس اوراق بهادار تهران ، برخی در مقایسه با سقوط تاریخی سال ، سؤالات اساسی را مطرح کرده است. آیا این فقط یک واکنش متقاطع به شوک ژئوپلیتیکی جنگ است یا نشانه ای از یک بحران عمیق تر؟ برای پاسخ ، ابتدا باید به روند بازار قبل از جنگ نگاه کنیم.

وضعیت بورس سهام در هفته های منتهی به 6 ژوئن ، بحران عمیق را نشان می دهد ، که می توان با کاهش ارزش انتقال میکرو و خروج مداوم نقدینگی واقعی ، کاهش شدید شاخص کلی را ذکر کرد. این داده ها نشان می دهد که بازار قبل از جنگ نیز در وضعیت نامناسب قرار داشت. ریشه های بحران فعلی به مشکلات ساختاری باز می گردد که توسط حباب غیرواقعی و تبلیغات غیرمسئولانه دولت تشدید شده است.

در آن سال ، فروپاشی شاخص General Trust به شدت تضعیف شد. در ناکارآمدی ، مانند قیمت گذاری دستوری ، ضعف نظارت بورس و عوامل خارجی مانند تحریم ها و بی طرفی انرژی بازار در یک چرخه فرسایش قرار داده است. جنگ دو روزه تحمیل شده یک بازار ریسک بی سابقه را تزریق کرد ، اما بحران اصلی در جایی دیگر بود. بحران امروز نتیجه برخی تصمیماتی است که صنایع و اقتصاد را به زانو درآورد. عزیمت پول از صندوق های درآمد ثابت و کاهش ارزش تحرکات خرد نشان دهنده یک بحران اعتماد به نفس عمیق است. سرمایه گذاران خرد به سرعت نقدینگی خود را با هر شوک منفی از بین می برند.

این رفتار ، همراه با کاهش نسبت P/E بازار به دامنه 4.1 (در مقایسه با میانگین تاریخی) ، بی اعتمادی عمیق همراه با ترس از تشدید خطرات سیستماتیک و سیاسی دارد. بازار سرمایه ایران در یک گرداب کشنده گرفتار شده است: نرخ بهره بالا ، نرخ ارز سرکوب شده ، قیمت گذاری گرامری ، بحران انرژی ، تورم و ریسک سیاسی باعث شده است که بازار به رکود اقتصادی برسد.

نرخ بهره بدهی دولت با بلوغ کوتاه مدت به 5 ٪ رسیده است و میانگین بازده بازار بدهی ادغام شده است. این نرخ های بالا وجوه را از بازار سهام به گزینه های پایین مانند بدهی و سپرده های بانکی هدایت کرده است. به عنوان مثال ، بازده 5 ٪ اوراق بهادار بدهی ، جذابیت سهام را در مقایسه با بازده 1-2 ٪ پیش بینی شده در بورس سهام کاهش داده است. این سیاست هزینه تأمین اعتبار بازارهای سهام را افزایش داده و بر سودآوری آنها فشار آورده است ، به ویژه در صنایع با کارآمد انرژی مانند فولاد و پتروشیمی. نرخ بهره بالا نه تنها نقدینگی را از بازار سهام حذف می کند ، بلکه با افزایش هزینه های مالی شرکت ها و کاهش حاشیه سود آنها افزایش یافته است.


بیشتر بخوانید: شکوفه های ترمز ترمز کشیده شده است


نرخ ارز به صادرکنندگان فشار آورده است. این سیاست سودآوری شرکت های صادراتی مانند پتروشیمی ، فلزات اساسی و مواد معدنی را کاهش داده است که باعث کاهش جذابیت سهام صادرات شده است.

سیاست های قیمت گذاری گرم در صنایعی مانند خودرو ، سیمان و فولاد شرکت هایی را از دستیابی به حاشیه سود واقعی محروم کرده است. به عنوان مثال ، قیمت گذاری گرامری در صنعت خودرو باعث شده است که شرکت هایی مانند ایران خمرو و سایپا با ضررهای انباشته بالا روبرو شوند. این سیاست با کاهش سودآوری شرکت ها و جلوگیری از رشد سهام در یک چرخه رکود معیوب ، اعتماد به نفس سرمایه گذاران را به بازار کاهش داده است. سیاست متضاد دولت فشار بیشتری را به بازار سرمایه وارد کرده است ، فروش اوراق بهادار با علاقه بالا باعث نقدینگی از بازار سهام به بازار بدهی و کاهش نقدینگی بازار شده است.

بحران بازار سهام ایران ترکیبی از شوک متقابل بخش و مشکلات ساختاری عمیق است. نرخ بهره بالا ، نرخ ارز غیرواقعی و قیمت گذاری گرامری ، همراه با سیاست های انقباضی دولت ، بازار را در رکود اقتصادی قرار داده است. این بحران ، مهمتر از همه ، “بحران اعتماد” است که ریشه در تجربیات تلخ و سیاست های ناکارآمد دارد.

با این حال ، با اصلاحات ساختاری و پشتیبانی هدفمند ، بازار سهام می تواند فرصتی برای رشد باشد. برخی از این اقدامات مثبت وزیر اقتصاد در مورد نرخ دلار که مانع از بین رفتن و عدم موفقیت صنعت می شود ، موضوعات مثبت دیگری خواهد بود که شامل تلاش های دولت برای از بین بردن قیمت های گرامری وسیله نقلیه است. سرمایه گذاران با دید طولانی مدت و تمرکز روی سهام اساسی می توانند از این فرصت ها استفاده کنند ، مشروط بر اینکه دولت اقدامات لازم را برای کاهش خطر موجود انجام دهد.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی