شعار اصلی آقای پزشکی یک اجماع است. اجماع در ساختار سیاسی ، اجماع مردم و اجماع در سطح بین المللی! این شعار قابل دفاع است ، اما باید نیز در نظر گرفته شود.
عباس عبدی در روزنامه Etemad نوشت: “دو مورد مهم در این باره وجود دارد. اول ؛ بین این سه اجماع درگیری وجود دارد. دوم ؛ اجماع یک شعار است و باید براساس محتوای مشترکی باشد که در اینجا با هم اختلاف دارد.
در حقیقت ، شعار اجماع ضروری است ، اما ناسازگار یا متناقض است و آن را دشوار می کند. اگر می خواهید از فضای داخلی سازه رعایت کنید ، اجماع به ناچار افراد را مختل می کند. حتی اجماع با جهان دچار مشکل است. اگر می خواهید اجماع با مردم و جهان را برجسته کنید ، اجماع داخل ساختاری شکست خواهد خورد.
همان فریادهای هاردینرها را که برای استیضاح مطرح شده اند ، ببینید ، یا حتی جاسوسان آنها شما را ردیابی کرده است. شما به سیاست رسانه ها ، از جمله سمعی و بصری و فضای مجازی رفتید و با مردم اجماع بسیار زیادی از دست داده اید. شما در مورد حجاب برعکس عمل کردید و نتیجه آن برعکس بود.
شما هنوز یک اقدام تعیین کننده در مورد مسائل خارجی نشان نداده اید ، اما وقتی یک جمله گفتید ، اجماع داخلی لرزید! و تهاجم آنها با اتکا به سمعی و بصری آغاز شد.
شما بیشتر به سمت اجماع ساختاری در قرارها حرکت کرده اید و به هر حال حمایت مردمی را از دست داده اید.
مشکل این است که با این وضعیت شما نمی توانید همه را داشته باشید ، این است که همه را از دست می دهید. نه تنها شما ، حریف شما از دست خواهید داد ، بلکه به دلیل اینکه آنها هیچ تعهدی ، مسئولیت و آینده ندارند ، آنها خیلی در ضرر نیستند زیرا آنها سیاست را تعریف کرده اند و یک نفر. این یک نقطه ضعف یک رویکرد اجماع است.
آقای پزشکی سه راه پیش رو دارد. راه اول به طور کلی سیاست تحمل اجماع است و فقط به دنبال پیشبرد اهداف خود صرف نظر از دیگران است. این کار نمی کند.
راه دوم ایستادن در نقطه بهینه و معقول و پیروی از نسبت برای حرکت است. این امر نیاز به یک مکالمه مستقیم و شفاف با آنها دارد ، اما از آنجا که ذهنیت آنها توتالیتر است و هیچ انسجام سازمانی ندارد ، آنها نمی توانند بحث کنند و درک کنند که آیا این کار را انجام می دهند ، آنها معتبر نیستند که تعهدات خود را انجام دهند. بنابراین این در عمل است.
سومین ، روش کاربردی تر و ایمن تر این است که قدرت واقعی یا سطح رهبری این درک را به وجود آورند و هیچ کس حق ندارد آن را نقض کند یا حقیقت را در سطح عمومی بگوید و آنها را در مقابل مردم قرار دهد ، زیرا این جامعه چیزی جز چیز دیگری ندارد.
البته ، به نظر می رسد که آوردن مسئله به عرصه عمومی با روحیه و شخصیت شما ناسازگار است و در شرایط فعلی برای کشور درست نیست. تنها راه باقی مانده برای حل مسئله از طریق رهبری است. این کار را نه برای خودتان بلکه برای خدمت به کشور و مردم انجام دهید. شما فرصتی ندارید امروز و فردا نباش به عنوان منتقد عمل نکنید. شما رئیس جمهور هستید مردم از شما انتظار دارند که سیاستهای قابل دفاع را بشنوید و آنها را پیاده سازی کنید.
اظهارات شما نشان می دهد که کشور فاقد یک استراتژی است. بسیاری از مشکلات موجود در کشور راه حل های روشنی دارند ، اما به دلایلی مانند ماندن با همان اجماع یا سایر موضوعات یا خصوصیات شخصی که شما با مدیران قاطعانه سر و کار ندارید ، نمی توان طراحی کرد.
یک سال گذشته است ، مهمترین شعار شما ، که یک اجماع است ، نه تنها پیشرفت کرده است بلکه به عقب مانده است. شما هنوز انرژی را نیز حل نکرده اید ، هنوز سیاست خارجی را در یک مدار قابل دفاع قرار نداده اید ، وعده های فضای مجازی و رسانه ها هنوز برطرف نشده است ، گره همه نیروها ، به ویژه با معیارهای باز شما ، باز نشده است ، که بسته تر شده است.
گزارش هایی که در مورد دخالت نمایندگان در حذف و نصب به شما داده شده است ، کار نکرده اند. گزارش فضای مجازی جایی نیست. چرا؟ از آنجا که اجماع مقدمه ای برای بهبود و بهبود بود ، در حالی که اکنون به یک هدف تبدیل شده است و البته فقط تا حدی ، حتی اگر نه تنها کارها بهبود یابد ، بلکه مانع از بهبودی نیز شده است.
باید به یاد داشته باشید که در هفته اول جلسه خصوصی و دو نفر در طبقه پنجم دفتر مرکزی شما ، گفتم که این حضور شما در یک انتخابات منظم نیست. شما می توانید و باید سرنوشت ایران را از چنگال افراط گرایان که توسط یک ملت اسیر شده اند و تمدن که توسط جاه طلبی هایشان اسیر شده اند ، حذف کنید. اگر شکست بخورید ، این یک فاجعه برای خود و کشور است ، اما اگر موفق شوید ، اهمیت و اعتبار قهرمان آذربایجان نیز در برابر نقش شما رنگ خود را از دست می دهد.
منبع: اعتماد





