تفاهم نامه درک برنامه توسعه دو میدان مهم گازی این کشور بین شرکت ملی نفت و شرکت های فولادی امضا شده است. به عبارت دیگر ، طبق برنامه توسعه هفتم ، شرکت ملی نفت در تلاش است تا توسعه برخی از مزارع گازی را به صنایع انرژی ، به ویژه فولاد و پتروشیمی ها ، برای جبران بخشی از گاز در این صنایع منتقل کند ، اما آیا این امر توجیه شده است تا انرژی لازم را داشته باشد؟
به گزارش Business News ، برنامه توسعه صنعت انرژی توسط صنایع انرژی موضوعی است که باید مطابق قانون برنامه توسعه هفتم دنبال شود. بسیاری از صنایع انرژی کشور ، که همیشه درگیر برق و گاز بوده اند ، باید پس از ساخت کارخانه در مورد توسعه مزارع گازی فکر کنند تا بتوانند انرژی مورد نیاز خود را تأمین کنند.
در همین راستا ، تفاهم نامه در مورد توسعه و بهره برداری از مزارع گازی هلیگان و شاهینی بین شرکت ملی نفت ایران و ایمیدرو ، فولاد و مپنا ، روز شنبه ، 8 سپتامبر 1404 امضا شد.
حمید بور ، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران ، این توافق نامه را توضیح داد: “تصمیمات اخیر در مورد این مزارع جدید گازی که عمر اکتشاف آنها بسیار کوتاه است و جوان امیدوار به افزایش تولید است.” همچنین تفاهم نامه برنامه توسعه مدار گاز با شرکت Sepahan Steel به پایان می رسد تا بخشی از گاز در صنعت فولاد کشور را در آینده نزدیک حل کند. “
به گفته وی ، “بر اساس برنامه ریزی ، می توان در دوره اوج مصرف مورد سوء استفاده قرار گرفت ، و به گونه ای حرکت کرده است که شرکت های فولادی در شبکه گاز مشکلی ندارند ، مگر اینکه در موارد خاص عملیاتی شوند. روند تولید این مزارع با یک پله آغاز می شود و در طی سال بعد ، این صنایع می توانند به تدریج گاز خود را از تولید این زمینه ها و در صورتی که ممکن است به عنوان MIN MUNTERS PER DAITS به دست آورد. پالایشگاه می تواند برای اصلاح گاز استفاده شود. “
این اولین بار نیست که تفاهم نامه با صنعت انرژی امضا شده است. در ماه مه 1403 ، توافق نامه های مطالعه توسط وزیر نفت با حضور وزیر نفت با مشارکت وزیر نفت با سرمایه گذاری 1.5 میلیارد دلار در پتروشیمی و شرکتهای اکتشافی و تولیدی ایران امضا شد.
در طول تفاهم نامه ، مطالعه توسعه زخور سفید ، سفید بغون و هولگان به طور مشترک به گروه توسعه نفت و گاز پارس و شرکت Petropars منتقل شد. پیش بینی می شد سرمایه گذاری مورد انتظار برای توسعه این زمینه ها 5 میلیون دلار باشد که در نهایت 5 میلیون متر مکعب به ظرفیت تولید گاز ایران اضافه کرد.
با این حال ، پس از گذشت بیش از یک سال از تفاهم نامه ، نه تنها اقدامات عملیاتی برای شروع توسعه مزارع گازی انجام شده است ، بلکه یکی از میادین که برنامه ریزی شده توسط پتروشیمی ها برنامه ریزی شده بود ، به فولاد واگذار شد!
مطالعه توسعه میدان هالگان ؛ مشکل بین فولاد و پتروشیمی!
میدان هولگان که روز شنبه به فولاد منتقل شد ، در سال 1403 در توافق نامه امضای بین شرکت ملی نفت و پتروشیمی بود.
اول ، روند شناسایی و کشف مزارع گازی هلیگان و شاهینی کشف و کشف می شود. میدان گاز Halegan در 2 کیلومتری شمال Assaluyeh و جنوب استان فارس واقع شده است ، در 2 کیلومتری جنوب میدان گاز بغون سفید و شمال میدان گاز سفید زخور و میدان گاز دی. با توسعه این زمینه ، که در سال 2009 کشف شد ، می توان روزانه 50 میلیون متر مکعب گاز به مدت 20 سال تولید کرد.
لازم به ذکر است که در حین حفاری و آزمایش “شاهینی” ، مشاهده شد که مربوط به میدان هایلگان است. به عبارت دیگر ، “هلیگان” و “شاهینی” مانند دو برآمدگی یک ابر گاز واحد هستند. پس از “خانیران” و “میدان کنگان” ، میدان گازی شاهینی در میدان گازی مستقل در میدان گاز مستقل در رده سوم قرار دارد.
همچنین گفته می شود که برخلاف دو زمینه ، گاز تولید شده Falcon شیرین است ، بنابراین می توان بزرگترین میدان گاز شیرین مستقل در سرزمین ایران را در نظر گرفت.
اگرچه مشخص نیست که برنامه توسعه برای فولاد یا پتروشیمی در دسترس است ، اما باید گفت که در هر صورت بزرگترین میدان گاز شیرین مستقل در ایران به صنایعی منتقل شده است که در زمینه های گاز کاربردی تخصص ندارند!
قانون برنامه توسعه هفتم از تولید گاز به صنایع گذاشته شده است
طبق ماده B ، ماده 15 قانون برنامه توسعه هفتم ، وزارت نفت موظف است سایر مزارع نفت و گاز را با اولویت مزارع مشترک نفت و گاز ، بدون واگذاری مالکیت و حاکمیت ، به انتقال فعالیت ها ، اکتشاف و کاوش در سایر شرکت های نفت و گاز اداره کند.
با توجه به یادداشت 3 این مقاله ، “صنایع انرژی و پتروشیمی ها اولویت واگذاری مزارع جدید گاز و گاز از طریق مشارکت با شرکتهای اکتشافی و تولیدی صالح هستند. وزارت نفت موظف است تخصیص گاز طبیعی تولید شده از این مزارع را در اولویت قرار دهد.
طبق ماده فوق الذکر ، به دلیل بی تحرکی انرژی ، مسئله تأمین انرژی مورد نیاز برای صنعت انرژی ، به ویژه فولاد و پتروشیمی ، به خودشان منتقل می شوند. اگرچه در نگاه اول این امر برای تأمین انرژی این صنایع معقول به نظر می رسد ، اما باید گفت که توسعه مزارع گازی این کشور به صنایعی که هیچ تخصص ندارند ، واگذار شده است.
صنایع انرژی تولید انرژی تخصصی ندارند!
توسعه و تولید گاز نیاز به سرمایه گذاری کلان ، استفاده از فناوری های پیشرفته و دقیق و تخصصی دارد. واگذاری این مسئولیت به واحدهای صنعتی ، که ماهیت اصلی مصرف انرژی آنها تولید آن نیست ، نوعی دخالت کارها را ایجاد می کند و در نهایت می تواند هر دو زمینه را مختل کند.
اکتشاف ، حفاری و بهره برداری از مزارع گازی فعالیتهای تخصصی و پرخطر است و خارج از مأموریت و توانایی عملیاتی صنعت مصرف کننده است. ورود این صنایع به چنین منطقه ای نه تنها آنها را از مأموریت اصلی آن خارج می کند بلکه باعث کاهش کارآیی آنها می شود.
تجربه مشابهی در سالهای اخیر در بخش برق مشاهده شده است. در جایی که دولت صنایع بزرگی را مجبور به ساخت نیروگاه های خصوصی یا سرمایه گذاری مستقیم در تولید برق برای جبران کمبود تولید و توزیع کرد. این راه حل موقت خود هزینه های سنگینی را به صنعت تحمیل کرده و مشکلات جدیدی را ایجاد می کند. اکنون ، به نظر می رسد که همان الگوی با همان عواقب ، این بار در میدان گاز تکرار می شود.
بسیاری از کارشناسان اعتراض خود را در مورد انتقال برق به صنایع نشان داده اند. پیش از این ، آراش نجفی ، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران ، با موضوع نیروگاه صنعتی اخبار تجاری “این باید کاملاً از بین برود ، و واحدهای تولیدی و بنگاه هایی که کاری غیر از کار نیروگاه انجام می دهند نباید وارد نیروگاه شوند ؛ زیرا نیروگاه خود یک کار حرفه ای ، کلاس و تجارت کاملاً مستقل است. برای واحدهای تولیدی منطقی نیست که واحدهای خود را ضمن مدیریت واحدهای خود ، و همچنین مدیریت نیروگاه های برق مدیریت کنند.” این منجر به پراکندگی می شود. “
چنین سیاست هایی در واقع می تواند منجر به اجاره ، انحصار و توزیع نامتعادل مزایا در صنایع شود. در این میان ، شرکت های بزرگی که دارای نفوذ سیاسی یا مالی هستند سودآور هستند ، در حالی که صنایع کوچک و متوسط که قادر به سرمایه گذاری مستقیم در میدان گازی نیستند ، خارج از چرخه هستند.
بنابراین اگر ورود بخش خصوصی به توسعه مزارع گازی به معنای بخش خصوصی و بخش مرتبط با انرژی باشد. یعنی شرکت هایی که تجربه و دانش فنی در مورد اکتشاف و بهره برداری از انرژی دارند ، نه بنگاه هایی که فقط در نقش مصرف کننده انرژی یا فعال اقتصادی در مناطق دیگر شناخته می شوند.
به نظر می رسد که این کشور ، با سیاست انرژی اشتباه ، نه تنها باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای صنایع می شود ، بلکه امنیت انرژی را نیز مختل می کند. توسعه مزارع گازی یک کار تخصصی است و اگر کسانی که صلاحیت ندارند ، خود مزارع گازی نیز ممکن است در معرض خطر باشند و بسیاری از ذخایر موجود در آن زمینه ها از بین می روند!
باید گفت که ضعف در قانون انرژی در بسیاری از سیاست ها یافت می شود. به نظر می رسد که هیچ کس به برنامه هفتم توسعه نپرداخته است که چرا مسئله تضاد منافع و از دست دادن منابع ملی مورد توجه قرار نگرفته است. سیاستگذاران که باید نقش موثری در انرژی نرده ایفا کنند ، فقط در مورد برون سپاری مسئله تولید ، توزیع و انتقال انرژی ، نوعی برون سپاری که باید برای موسسات غیر متخصص انجام شود ، فکر می کنند.
در همین راستا ، فقط می توان گفت كه آینده چنین پروژه هایی در وضعیت عدم اطمینان است ، زیرا نه دولت به فکر توسعه تخصصی مربع ها نیست و نه صنایع مبتنی بر انرژی كه چنین برنامه هایی نه تنها هزینه بالایی را تحمیل می كنند ، بلكه قرار نیست انرژی مورد نیاز خود را تأمین كند. چه سرنوشتی در انتظار یک حکم نیمه انرژی است؟
آیا این وظیفه صنایع است که بیشتر گزارش تولید گاز را بخوانید؟ در اخبار تجاری بخوانید





