با توجه به نقش اصلی بانک مرکزی در تنظیم و کنترل قیمت دلار ، انتظار می رود که به عنوان منبع اصلی ثبات بازار عمل کند. با این حال ، شکاف قابل توجه بین رسمی و نرخ آزاد نشان می دهد که سیاست های ارز موجود با واقعیت های اقتصادی کشور ناسازگار است و این اعتماد به نفس عمومی در تصمیمات بانک مرکزی را زیر سوال می برد. پیممن مولوی ، متخصص اقتصادی ، در مصاحبه با به گزارش میهن تجارت ، به بررسی عوامل مؤثر بر نرخ دلار ، نقش بانک مرکزی ، تأثیر تحریم ها و تورم بر اقتصاد ایران می پردازد و تأکید می کند: “اگرچه بانک مرکزی می تواند در کوتاه مدت بازار ارز را آرام کند ، اما نرخ اقتصادی ملی و طولانی مدت هستند.”
بانک مرکزی همیشه در تلاش بوده است که نشان دهد بازار آزاد دلار سهم کمی از صرافی های کشور دارد و حجم اصلی مبادلات در چارچوب رسمی موسسه انجام می شود. به گفته مقامات ، بیش از 5 ٪ تا 5 ٪ صرافی های ارز کشور در چارچوب قرار دارند و بنابراین نرخ های کشف شده در بازار آزاد “نامعتبر” یا حتی “غیرواقعی” تلقی می شوند.
اما از دیدگاه فعالان اقتصادی و عموم مردم ، واقعیت کاملاً متفاوت است. از آنجا که نیازهای ارز شهروندان ، به ویژه در غیر رسمی یا برای استفاده شخصی ، از طریق مسیر رسمی کاملاً برآورده نمی شود. سهمیه سالانه دو هزار ساله -همه نیازها را برآورده نمی کند و در نتیجه ، تقاضای بخش قابل توجهی از مردم و مشاغل به بازار آزاد هدایت می شود. بازاری که نرخ آن به مراتب بالاتر از نرخ رسمی است و عملاً براساس قیمت گذاری کالاها و خدمات در سطح جامعه است.
این شکاف بین رسمی و نرخ آزاد ، علاوه بر افزایش هزینه تولید و مصرف ، اعتبار سیاست های ارزی را نیز زیر سوال می برد. به عبارت دیگر ، تا زمانی که بازار آزاد اقتدار اصلی قیمت در اقتصاد ایران را بازی کند ، بی اعتنایی بانک مرکزی نه تنها منجر به کاهش شیب می شود بلکه ثبات اقتصادی را بیشتر می کند.
این تورم است که حرف آخر را در تعیین قیمت ارز قرار می دهد
در همین راستا ، مولاوی ، یک متخصص اقتصادی در مصاحبه با اخبار تجاری ، اظهار داشت: “در کوتاه مدت ، دولت و بانک مرکزی قادر به مدیریت بازار ارز با سیاست هایی مانند تخصیص ارز یا کنترل واردات هستند.
مولاوی ادامه داد: تورم یک امتیاز 3.5 درصدی به وضوح نشان می دهد که ارزش ارز ملی در میان مدت و طولانی مدت کاهش می یابد و این فشار بیشتری بر نرخ ارز وارد می کند. “
این اقتصاددان همچنین افزود: “هیچ بانک مرکزی در جهان ، با وجود تحریم های سنگین و تورم زیاد ، قادر به حفظ ارزش ارز ملی نیست.” “این نمونه ای از ترکیه است که ارزش LIRA را حتی بدون تحریم از دست داده است.”
به گفته مولوی ، “بدون سیاست منسجم و پایدار برای کنترل تورم ، حفظ ارزش ارز ملی تقریباً غیرممکن خواهد بود.”
مداخله مستقیم دولت در بازار ارز خطرات زیادی را برای کل اقتصاد ایجاد می کند
در بخش دیگری از سخنان خود ، مولوی با اشاره به ساختار اقتصاد ایران ، گفت: “اقتصاد ایران آزاد نیست و رتبه آزادی اقتصادی ما 2 از 5 است.”
وی افزود: “هنگامی که دولت با کنترل فعالیت ها و تخصیص ارز به طور مستقیم در بازار مداخله می کند ، در واقع خطرات را بر کل اقتصاد تحمیل می کند و کمبود کالا و محدودیت های بازار را ایجاد می کند.”
“نقدینگی از سال دو برابر شده است ، در حالی که میانگین رشد اقتصادی در مدت مشابه حدود یک درصد بوده است ، در حالی که متوسط رشد اقتصادی از سال حدود یک درصد بوده است.” کمبود نسبت هیچ ارتباطی با تورم بالا ندارد. “
شکاف بین دلار رایگان و دلار رسمی تعادل در چرخه واردات و صادرات را از بین می برد
مولی گفت: “این شکاف با افزایش شکاف بین دلار آزاد و دلار رسمی بر اقتصاد ، پاسخ داد:” این شکاف یک تصور غلط را ایجاد می کند و تعادل را در اقتصاد از بین می برد ، به خصوص در افزایش تقاضای غیر ضروری برای واردات برخی کالاها و مختل کردن توازن چرخه واردات و صادرات “.
دلار دولت بیشتر شبیه یک رویا است
“مردم به نرخ دلار رایگان توجه می کنند و به هر حال ، کار درست را انجام می دهند ؛” زیرا دلار دولت بیشتر شبیه یک رویا است ، به جای تثبیت ، باعث ایجاد اختلال عظیمی در اقتصاد می شود. “
وی گفت: “تنها بازار واقعی بازار آزاد است و تا زمانی که بانک مرکزی نرخ گرامری را پایه گذاری کند ، حقوق صادرکنندگان و فعالان اقتصادی مختل می شوند.”
وی گفت: “بانک مرکزی ادعا می کند که تنها 5 ٪ از معاملات ارزی در بازار آزاد است ، اما این خلاف اصول اقتصاد است.” “از آنجا که عدم شفافیت در تقاضا برای خروج سرمایه و چگونگی تعیین نرخ ارز ، خطر را افزایش داده و مشکلات ساختاری را تشدید می کند.”
سیاست پولی صحیح می تواند از رشد نقدینگی جلوگیری کند
در بخش دیگری از اظهارات خود ، مولوی همچنین به تأثیر تحریم ها اشاره کرد ، “تحریم ها ، مکانیسم ماشه و محدودیت های فعلی تأثیرات عمیقی و عمیقی بر اقتصاد ایران دارد.”
وی توضیح داد: “کاهش درآمد ارزی دولت در واقع ما را به سمت چاپ بیشتر پول سوق می دهد.” “این روند نه تنها تورم را افزایش می دهد بلکه فشار بیشتری بر نرخ ارز وارد می کند.”
در 5 سال گذشته ، فقط 10 سال نرخ بهره مثبت مثبت بوده است
“در شرایط فعلی ، سیاست پولی صحیح می تواند از رشد مخرب نقدینگی جلوگیری کند ؛ به عنوان مثال ، اگر نرخ بهره واقعی مثبت باشد ، بخشی از مشکلات مهار می شود. اما واقعیت این است که در پنج سال گذشته ، تنها 10 سال یک نرخ سود منطقی مثبت بوده و در بقیه سالها برای کسانی که به وام های زیادی دسترسی دارند ، منفی بوده است.”
وی گفت: “ادعای تأثیر تحریم ها غیرعلمی است.” حتی کشوری مانند روسیه همچنان با ادامه تحریم ها ، رشد اقتصادی را کاهش می دهد و تورم را افزایش می دهد. بنابراین ایران نمی تواند از اثرات جدی تحریم ها خارج شود. “
بانک مرکزی باید به جای مداخلات کوتاه مدت در بازار ارز ، روی ابزارهای کلیدی مانند نرخ بهره تمرکز کند.
اقتصاددان گفت: “بانک مرکزی باید به جای مداخلات کوتاه مدت ، روی ابزارهای کلیدی مانند نرخ بهره متمرکز شود.” “اگر نرخ بهره حتی به 5 ٪ برسد ، ممکن است در ابتدا مخالفت های زیادی وجود داشته باشد ، اما در واقع ، چنین سیاستی می تواند به کنترل نقدینگی و کنترل تورم کمک کند.”
در پایان ، مولوی تأکید کرد: “مشکلات اقتصادی ایران کاملاً سیستماتیک است و نمی توان آن را فقط به بانک مرکزی مقصر دانست.” کل ساختار اقتصادی نیاز به اصلاحات اساسی دارد ، اما متأسفانه ذینفعان از تحقق این اصلاحات جلوگیری می کنند و این باعث شده است که اقتصاد ایران به طور کلی ناکارآمد و بی ربط باشد. “
گزارش های بیشتر در صفحه طلا و ارز را بخوانید.





