جمهوری اسلامی ایران همیشه از زمان اشغال 10 ساله افغانستان توسط ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی (1358 تا 1368) از مردم این کشور استقبال کرده است و آنها در ایران از جمله احزاب سیاسی و مردم عادی مورد تقدیر قرار گرفته اند.
طبق روزنامه جمهوری اسلامی:
پس از عقب نشینی ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان در اواخر دهه 1980 و شکل گیری MEK افغانستان در این کشور ، جمهوری اسلامی ایران کمک بزرگی به دولت اسلامی افغانستان کرد که توسط افغان مك تشکیل شده است. اتباع افغانستان که در زمان اشغال کشورشان توسط اتحاد جماهیر شوروی به ایران پناه بردند ، به کشور خود بازگشتند و سعی در توسعه آن داشتند. در همین حال ، آموزش دانشگاهی ، که در دهه 1980 به تحصیلات عالی دانشگاهی در دانشگاه های ایران رسیده بود ، نقش مهمی در توسعه کشورشان ایفا کرد.
ظهور گروه تروریستی طالبان در اواخر دهه 1990 و کودتای خونین آنها علیه دولت افغانستان مجاهدین ، که به مدت پنج سال منجر به حکومت این گروه شد ، بار دیگر شهروندان افغان را به کشورهای همسایه از جمله ایران فرستاد. این بار ، مردم ایران از پناهندگان افغان استقبال و مورد استقبال قرار گرفتند. در سال 2001 ، ایالات متحده با دوقلوی برج های دوقلوی نیویورک به افغانستان حمله کرد. این اشغال 20 سال به طول انجامید تا 24 اوت 2014 ، دولت افغانستان به رهبری اشرف غنی در 24 اوت 1400 سقوط کرد و طالبان با کمک ایالات متحده کنترل افغانستان را به دست گرفتند ، که همچنان ادامه دارد و اکنون چهارمین سالگرد سلطه شرم آور را تحت الشعاع قرار داده است.
این بار ، طالبان ادعا كردند كه در سیاست های خود اصلاح شده و اصلاح شده است و حتی ادعا كرد كه مبارزه با ایالات متحده است. متأسفانه ، مقامات جمهوری اسلامی نیز این ادعای دروغین را فریب دادند و با طالبان همکاری کردند و به خواسته های مردم افغانستان که طالبان را نمی پذیرند ، نادیده گرفتند. گروه به رهبری ایالات متحده ، بدون اینکه از مردم سؤال کند و مردم را به رأی دادن در صندوق رأی دعوت کند بدون اینکه مردم از مردم بخواهند و مردم را در انتخابات دعوت کنند ، خود را حاکم افغانستان خواندند ، قانون اساسی را رها کردند و با انتصاب یک حاکم به عنوان خلیفه ، به فرمان خود بستگی داشت. چنین دولتی ، که در مواجهه با خواسته های مردم است ، امتیازات زیادی را از جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد ، در حالی که هیچ یک از حقوق قانونی مردم ایران را حتی با غصب حق ایران در هیرمند و هیررود نمی داد.
آنچه جای تأسف آور است این است که برخی از مقامات کشور ما این راه را برای میلیون ها تبعه افغانستان باز کرده اند و امکاناتی را برای آنها فراهم کرده اند که توانسته اند بیش از 10 ٪ از امکانات کشور ما را در خود جای دهند و در برخی موارد حتی اکثر ساکنان در برخی مناطق. در همین راستا ، اظهارات فرماندار تهران بسیار معاصر است و عمق فاجعه را نشان می دهد. وی می گوید: در حوزه کالاهای اساسی ، از جمله برنج ، نفت و حتی صفحات نانوایی ، بخش قابل توجهی از یارانه ها ناخواسته به جمعیت اتباع خارجی اختصاص می یابد ، به طوری که تعداد یارانه ها از کل اعتبار تهران فراتر می رود. جمعیتی معادل چندین استان اتباع خارجی در تهران زندگی می کنند. این امر باعث افزایش مصرف آب ، برق و نان و همچنین فشار بر زمینه آموزش می شود.
در بخش آموزش ، گرچه مشکل عدم کمبود حاد در کلاس درس است ، طبق گفته وزارت وزارت ، حدود 6000 کلاس درس در دسترس اتباع خارجی است. این جنگ 12 روزه منجر به کشف توطئه هایی شد که باعث شد مقامات اخراج شوند تا اتباع غیرقانونی افغان را برکنار کنند. براساس گزارش های رسمی ، این امر در برنج ، روغن ، برق و آب کاهش یافته است. این کاهش نشان می دهد که حضور اتباع در کشور ما ، همانطور که وزیر کشور دولت بارها گفته است ، غیر عادی بوده و اجازه داده شده است تا وارد چنین تعداد زیادی از اتباع خارجی شود. از نظر مصرف نان ، وزیر کشور همچنین مرز بیش از یک میلیون و صد هزار تبعه افغان را تاکنون 6 درصد کاهش داده است. براساس آمار اعلام شده در سال 1403 ، 5.8 میلیون معاملات نان روزانه ثبت شده است ، 6 ٪ معادل بیش از 550،000 معاملات ، و از آنجا که افغان ها نان به مراتب بیشتری مصرف می کنند ، رقم پس انداز میلیون ها یارانه در روز.
یکی از مهمترین نکات ، مشکلی است که حضور غیر ضروری اتباع را در زمینه مسکن ایجاد کرده است. براساس آماری که توسط اتحادیه مشاوران املاک و مستغلات ارائه شده است ، با بازگشت موج افغانستان به کشور خود ، تأمین مسکن اجاره ای در کلانشهرها از جمله تهران افزایش یافته است که منجر به صلح نسبی در بازار شده و با تأمین مسکن در برخی مناطق جنوبی تهران.
امنیت همچنین یکی از موضوعات مهمی است که در چهار سال گذشته به دلیل ورود غیرمجاز اتباع غیرقانونی و حضور آنها و کتاب آنها در ایران آسیب جدی وارد کرده است و مقامات امنیتی پس از عزل آنها کاهش یافته است. این مسئله ، که به ویژه در شرایط بحرانی فعلی برای کشور ما بسیار مهم است ، باید روند اخراج اتباع را تسریع کند تا بتواند راه را برای امنیت پایدار هموار کند.
نکته مهم این است که مقامات نباید تحت تأثیر افراد و جریان هایی قرار بگیرند که سعی در جلوگیری از روند عزل اتباع بهانه های مختلف دارند. خوش بینانه ترین دیدگاه این است که این افراد و جریان ها از تأثیرات منفی حضور گسترده اتباع آگاه نیستند و صرفاً به احساسات متکی هستند. این سیستم علاوه بر تسریع در روند اخراج اتباع ، باید پرونده ای را برای مقاماتی که میلیون ها اتباع افغانستان را در کشور ساخته و پایدار کرده اند ، باز کند و تأثیر زیادی بر ضربات اجتماعی ، اجتماعی ، فرهنگی و امنیتی ایران به ایران داشته باشد. پیدا کردن کشوری با بیش از 12 درصد از جمعیت آن امکان پذیر نیست که اتباع کشور دیگری باشد و اثرات منفی ایجاد کند که برای مدت طولانی بر جامعه تأثیر می گذارد. این یک اقدام طبیعی نبود و بنابراین باید با دقت و قاطعانه مورد بررسی قرار گیرد و با سازندگان آن برخورد کند.





