در گوشه کشور ما ، صدها معدن وجود دارد که یا از مؤسساتی متروکه هستند یا در اختیار دارند که در واقع برای کار مؤثر کار نمی کنند.
روزنامه جوان گزارش داد: “این وضعیت به معنای قفل کردن ظرفیت های اشتغال و بخشی از اقتصاد کشور ما است ، در شرایطی که فشار محدودیت های درآمد بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.”
حال این سؤال پیش می آید ، چرا در حالی که ما به منابع درآمد پایدار احتیاج داریم ، مین ها در سایه عدم تحرک باقی می مانند؟
تجربه کشورهای موفق در زمینه معدن نشان می دهد که اولین قدم برای روشن شدن وضع موجود است. ما حتی پاسخ دقیقی به سوال ساده نداریم ، چه درصد از معادن کشور فعال است؟ آنها چقدر تولید می کنند و این درآمد کجا هزینه می کند؟ هنگامی که داده های دقیقی وجود ندارد ، تصمیمات بزرگ بهینه نمی شود و در بسیاری از موارد ، مبتنی بر حدس و گمان و فشارهای سیاسی است. یکی از دلایل اصلی عقب ماندگی در معدن کشور ما چیست.
علیرغم تأکید مکرر بر انتقال مین ها به بخش خصوصی ، تجربیات موجود نشان می دهد که این مسیر بدون طراحی مکانیسم نظارتی مطلوب نخواهد بود. بارها گفته شده است که اگر مین ها از دولت خارج شوند و به بخش خصوصی منتقل شوند ، بهره وری و توسعه افزایش می یابد ، اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از معادن که در حال حاضر متعلق به بخش خصوصی هستند ، نه شفافیت مالی دارند و نه روشن است که در آن هزینه درآمد دارد.
مسئله فقط انتقال نیست ، نوع و الگوی حاکمیت برای منابع مهم است. در چنین شرایطی ، آنچه مهمتر از مالکیت است ، سیستم مدیریت و نظارت است که بر عملکرد معادن تأثیر می گذارد. به جای تمرکز روی اینکه چه کسی صاحب معدن است ، باید اطمینان حاصل کنیم که چه کسی ، چگونه و با چه خروج از معدن. بدون این پاسخ ها ، انتقال مشکل را حل نمی کند ، اما ممکن است آن را پیچیده تر و پیچیده تر کند.
در سالهای اخیر ، مفهومی به نام “مسئولیت اجتماعی شرکتهای معدن” مطرح شده است ، اما آنچه به نام مسئولیت اجتماعی انجام می شود بیشتر شبیه به فرار از پاسخگویی مالی و دور زدن سیستم بودجه بندی کشور از شرکت در توسعه منطقه ای است. بخشی از معادن ، به جای اینکه مستقیم و کاملاً به خزانه دولت واریز شود ، برای پروژه هایی که انتخاب انتخاب آنها نه شفاف است ، نه مکان آنها و نه مشخص است ، و همچنین مشخص نیست ، در حالی که منابع معادن باید کاملاً به خزانه داری منتقل شوند. ردیابی عملاً راه را برای سوءاستفاده و سلیقه هموار کرده است. آنچه امروزه به عنوان مسئولیت اجتماعی متداول است ، در بسیاری موارد ، و نه ابزاری برای توسعه ، پوشش نظم و انضباط مالی و ابهام در تخصیص منابع است. روندی که به نفع مردم منطقه نیست و شفافیت ، عدالت و اعتماد عمومی را فدا می کند.
منبع: روزنامه جوان





