یکی از پیامدهای منحصر به فرد بازار خودرو ، پذیرش ناگزیر هزینه های تصمیمات و سیاست های دولت توسط مصرف کنندگان است. هزینه هایی که مشتریان خودرو چاره ای جز پذیرش ندارند.
یکی از پیامدهای انحصاری در بازار خودرو ، اجتناب ناپذیری هزینه های تصمیمات و سیاست های دولت توسط مصرف کنندگان است. هزینه هایی که مشتریان خودرو چاره ای جز پذیرش ندارند. در چنین بازاری ، به جای اینکه در مرکز سیاست قرار بگیرد ، دولت ها مسیری جدید برای کسب درآمد یا تحمیل هزینه برای خریداران خودرو را باز می کنند ، نه اینکه حقوق مصرف کننده در مرکز سیاست گذاری باشد. هزینه هایی که در واقع منجر به بهبود کیفیت محصول و رضایت مصرف کننده می شود.
یکی از برجسته ترین نمونه های این زمینه ، پیامدهای “6 استاندارد” است که در سالهای اخیر به عنوان شاخصی از کیفیت و ایمنی اتومبیل های خانگی معرفی شده است ، در حالی که مصرف کنندگان بارها و بارها این سؤال را مطرح کرده اند که چرا علیرغم چنین استانداردها ، کیفیت و ایمنی اتومبیل های ایرانی نه تنها بهبود یافته اند بلکه مشابه محصولات خارجی هستند.
سیاست گذاران اکنون در مورد افزایش تعداد این استانداردها به پنج نفر صحبت می کنند ، بدون این که روشن شود که چگونه این استانداردها برای بهبود کیفیت ماشین بهبود می یابند.
آنچه برای مردم ملموس است تأثیر این استانداردها در افزایش ایمنی یا کیفیت نیست ، بلکه هزینه ای است که به قیمت نهایی خودرو اضافه می شود. هزینه ای که مستقیماً از جیب مصرف کننده گرفته می شود.
علاوه بر استانداردها ، تجربیات مشابه نشان می دهد که سیاست های دولت ها عمدتاً از نظر مالی برای مشتریان شده است که نمونه جدید آن داستان ورود دادگاه حسابداری کشور به سهم یک درصد آمبولانس و موتور سیکلت از فروش ماشین و موتور سیکلت است.
طبق قانون برنامه هفتم ، خودروسازان و واردکنندگان موظفند یک درصد از قیمت اتومبیل ، ماشین آلات و موتور سیکلت را پس از گردش خزانه داری برای خرید آمبولانس برای هلال احمر قرمز و اضطراری کشور واریز کنند. اما تحقیقات اولیه دادگاه حسابها با هماهنگی با کمیسیون بهداشت ماجلیس نشان می دهد که اگرچه این مبلغ از مشتریان دریافت شده است ، اما به حساب تعیین شده واریز نشده است.
این پرونده دوباره روشن می کند که مصرف کنندگان در ایران نه تنها تصمیمات سیاست گذاران را پرداخت می کنند ، بلکه حتی در موارد پولی که قرار است در خدمت بهداشت عمومی و رفاه اجتماعی باشد ، پرداخت می شوند ، بلکه در عمل سرنوشت آن مبهم است.
واقعیت این است که در بازار اتومبیل ایرانی ، برخلاف بسیاری از کشورها ، مصرف کنندگان هیچ ابزار فشار یا انتخاب گسترده ای ندارند. انحصار موجود منجر به هرگونه سیاست گذاری بدون داشتن نتیجه مثبت شده است ، در نهایت به بار مالی برای خریدار خودرو تبدیل می شود.
استانداردهای ملموس ، دستورالعمل های ایجاد و هزینه های حقوقی مانند یک درصد سهم خرید آمبولانس ، همه به جای خدمت به مصرف کننده ، به یک تجارت جدید برای دولت ها و خودروسازان تبدیل شده اند.
منبع: دنیای اقتصاد





