راهرو میانه به خط مقدم رقابت چند جانبه تبدیل شده است. حضور واشنگتن در زنگار همچنین یک پیشنهاد بازتابی نه تنها برای تثبیت مرزها ، بلکه برای جلوگیری از انحصار چین از ترانزیت اوراسیا است.
به گزارش اخبار تجاری ، توافق نامه اوت در کاخ سفید نقشه سیاسی حمل و نقل اوراسیا را بازسازی کرد. واشنگتن ، که ادعا می کند واسطه صلح بین ارمنستان و آذربایجان است ، این اقدام بی سابقه را برای توسعه حقوق منحصر به فرد راهرو جدید از ارمنستان جنوبی به دست آورد. این گذرگاه ، به نام جاده ترامپ برای صلح و رفاه بین المللی ، جمهوری آذربایجان را به ناخشیوان وصل کرده است و به ایالات متحده این فرصت را داده است که به مدت پنج سال یک نکته استراتژیک در قلب اوراسیا داشته باشد. آنچه به نظر می رسد زیرساخت ها است ، در واقع ادعای جسورانه از تأثیر ژئوپلیتیکی است که با استفاده از آن جایگزینی برای تجارت شرق و غرب ایجاد می کند.
اهمیت این راهرو فراتر از تجارت است. طی چند هفته پس از توافق ، رهبران ارمنستان و آذربایجان در چین حضور داشتند و داده های این پروژه را به عنوان بخشی از گسترش راهرو میانه به شرق ارائه می دادند. مسیری که برای کاهش مسابقات منطقه ای طراحی شده است ، امروز به یک عرصه جدید تبدیل شده است. اکنون سوال واقعی دیگر امروز در دو زمینه است که بازیگر ابتدا از آن استفاده می کند ، و از همه مهمتر ، کدام بازیگر یا بازیگران متعلق به آن هستند.
سایه سنگین بازی های سیاسی بر روی حاکمیت ارضی!
در اصل ، راهرو میانه یک پروژه منطقه ای است. کشورهایی که در آن فعالیت می کنند ، از جمله قزاقستان ، آذربایجان و جورجیا – و بعداً ترکیه ، که در این گروه سرمایه گذاری کرده اند – در بندری مانند باکو و آکائو سرمایه گذاری کرده اند ، راه آهن و جاده های جدیدی را ساخته اند و به شدت در زیرساخت های نرم برای ساده سازی آداب و رسوم و قوانین منطقه ای درگیر شده اند. هدف آنها ، به ویژه جمهوری آذربایجان و قزاقستان ، واضح بود: انتقال از وابستگی منابع و قطب های ترانزیت و لجستیکی که اروپا و آسیا را به هم وصل می کنند.
با این حال ، آژانس های عملیاتی نتوانستند از نفوذ بازیگران فراملی جلوگیری کنند. راهرو زنگزور – یا مسیر صلح ترامپ – نشان می دهد که حکومت بازیگر چقدر سریع در معرض خطر است. این بدان معنی است که در حالی که این راهرو به طور رسمی و قانونی متعلق به ارمنستان است ، نزدیک به یک قرن در دسترس واشنگتن خواهد بود. بنابراین آنچه به نظر می رسد یک توافق فنی است ، در واقع طرحی در کنترل استراتژیک ایالات متحده است – توافق نامه ای که تأثیر ایران را تحت الشعاع قرار داد و سکوت نگران کننده مسکو را برانگیخت. اپراتورهای منطقه ای هنوز در مرکز هستند ، اما مانور این زمینه به طور فزاینده ای به یک موضوع جدی برای رقابت تبدیل شده است.
نقشه راه بازیگران برای زنگزور
اروپا این راهرو را به عنوان مانعی برای صداقت مسکو پذیرفته است. اتحادیه اروپا علاقه خود را به سرمایه گذاری نشان داده و سرمایه گذاری قابل توجهی کرده است. در همین زمان ، چین همان هدف را دنبال کرده است. با توجه به اینکه شاخه شمالی کمربند و جاده تحت فشار جنگ و تحریم ها قرار دارد ، پکن در حال تکیه به جنوب است. پکن این ابتکار عمل را به عنوان یک ابتکار “برنده” برای کشورها در طول مسیر توصیف کرده است ، اما هدف واقعی آن اطمینان از اتصال زمینی پایدار به اروپا است که هم محاصره شمالی و دریایی مانند کانال سوئز را از بین می برد.
سایر بازیگران منطقه ای نیز به دنبال ورود به مسیر هستند. ازبکستان و ترکمنستان این راهرو را به عنوان بزرگراه صادرات و استقلال می دانند. ارمنستان ، که مدت ها تحت سایه سنگین مسکو قرار گرفته است ، اکنون از توافق ایالات متحده و پیشنهادات چین برای بازیابی نفوذ خود استفاده می کند. با این حال ، با خطر بیگانگی روسیه و ایران روبرو است.
مسابقات روی یک تخته شطرنج پیشرفته
راهرو میانه به خط مقدم رقابت چند جانبه تبدیل شده است. حضور واشنگتن در زنگار همچنین یک پیشنهاد بازتابی نه تنها برای تثبیت مرزها ، بلکه برای جلوگیری از انحصار چین از ترانزیت اوراسیا است. پکن با استفاده از زیرساخت ها ، امور مالی و دیپلماسی ، به دنبال تأثیر طولانی مدت بر زنجیره های تأمین است.
در همین زمان ، روسیه و ایران ، که زمانی بازیگران غالب در منطقه محسوب می شدند ، اکنون ناظر هستند. هر دو توافق واسطه ایالات متحده را تهدیدی مستقیم برای امنیت و تأثیر آنها می دانند. در چنین شرایطی بعید است که ذینفعان منفعل باقی بمانند: پروژه های رقابتی ، مانع دیپلماتیک و حتی اختلال پنهان هنوز گزینه هایی در جدول هستند. این راهرو دیگر فقط یک مسیر تجاری نیست. این یک تخته شطرنج ژئوپلیتیکی است.
مالکیت پارادوکس
هیچ بازیگری به تنهایی صاحب راهرو میانه نیست. عملیات روز به روز مسئولیت قزاقستان ، آذربایجان ، جورجیا و Türkiye است ، اما قوانین ، مسائل مالی و اهرم سیاسی توسط واشنگتن ، بروکسل و پکن تأمین می شود. ایالات متحده به دنبال یک کنترل نقطه حساس است ، چین صحنه سیاسی دارد و اروپا این چارچوب را از نظر مالی ارائه می دهد. نتیجه ، حاکمیت همپوشانی ؛ راهرو با بسیاری از صاحبان اما هیچ استاد نیست.
بنابراین ما یک معادله چند وجهی را می بینیم. مالکیت چند منظوره ممکن است انعطاف پذیری را تقویت کند: اگر یک حامی در وضعیت لرزان باشد ، دیگری می تواند او را جایگزین کند. اما این نیز شکنندگی می کند. هر ایست بازرسی به یک پاسگاه سیاسی تبدیل می شود ، هرگونه توافق برای اجاره این راهرو مورد اختلاف قرار می گیرد و هر توافق نامه در رقابت بزرگتر گروگان خواهد بود. راهرو میانه از بزرگراه کمتر از یک سالن آینه است. هر قدرت نشان دهنده توانایی خود است ، اما هیچ کس به تنهایی جاده را کنترل نمی کند.
آینده راهرو میانه کمتر تحت تأثیر جاه طلبی های قدرتهای خارجی قرار خواهد گرفت و بیشتر تحت تأثیر تعهد چهار کشور میزبان – قزاقستان ، جمهوری آذربایجان ، جورجیا و ترکیه قرار دارد. بدون مدیریت مشترک آنها ، هیچ سرمایه گذاری خارجی یا مانور سیاسی برای تبدیل این راهرو به یک اوراق قرضه واقعی قابل اعتماد در سراسر اوراسیا کافی نخواهد بود. برای سیاست گذاران و سرمایه گذاران ، درس از این وضعیت واضح است: موفقیت پایدار نه به رقابت بین قدرتهای بزرگ ، بلکه به توانمندسازی کشورهای منطقه ای بستگی دارد که همکاری آنها در نهایت سرنوشت راهرو را تعیین می کند.





