دیشب در تهران ، شورای امنیت بار دیگر صحنه شرق و غرب بود. نبرد بر سر ایران و سرنوشت توافق نامه ای که سالها چیزی جز سایه ها باقی مانده است. پیش نویس قطعنامه مشترک روسی -چین ، که هدف از تعویق شش ماهه مکانیسم ماشه را هدف قرار داده است ، توسط دو منفی ، چهار مثبت و دو ممتنع اتخاذ نشده است. سقوط این پیش نویس نه تنها منجر به ادامه تنش ها شد ، بلکه پرده جدیدی از چند لایه قدرت در سازمان ملل نیز به دست آورد.
آغاز داستان ، صحنه ای از تناقض و تفسیر
رد این قطعنامه به معنای بازگشت تحریم های شورای امنیت علیه ایران از 22 سپتامبر است. تحریم های روی کاغذ از بار سنگین یادآوری می شود ، اما در عمل ، به دلیل وجود تحریم های ثانویه ایالات متحده ، آنها ابعاد روانی بیشتری نسبت به اقتصاد دارند ، با این حال ، ابعاد روانی برای لرزش بازارها و دیپلماسی به اضطراب کافی است.
نماینده چین ، متأسفانه ، از سرنوشت پیش نویس مشترک صحبت کرد ، نه تنها از عدم موفقیت این قطعنامه ابراز نارضایتی کرد ، بلکه به طور مستقیم انگشت خود را در سه کشور اروپایی فرانسه ، انگلیس و آلمان نشان داد و آنها را صادقانه و “با حسن نیت” با ایران خواند. به قول او ، یک پیام ضمنی وجود داشت: اگر غرب واقعاً به دنبال یک راه حل دیپلماتیک است ، چرا در برابر کمترین تلاش برای متوقف کردن چرخه تهدید و تحریم سرسختانه مقاومت می کند؟
روایت های غربی متناقض
با این حال ، نماینده انگلیس داستان را متفاوت روایت کرد. وی ادعا كرد كه سه كشور اروپایی در تلاش بوده اند ایران را به تیپ برگردانند و از راه حل دیپلماتیک حمایت كنند. کلماتی مانند “ثابت” و “پشتیبانی” در زبان او معنای دوگانه ای داشت: از یک سو تلاش برای القاء مسئولیت اروپا و از طرف دیگر این سؤال اصلی را نادیده می گیرد که چرا هیچ یک از وعده های اقتصادی پس از خروج ایالات متحده به ایران انجام نشده است؟
فرستاده ایالات متحده همچنین با وجود هدف وی برای “محرومیت ایران” ، قطعنامه روسیه -چین را به عنوان نشانه تلاش مقصر دانست. در لحن او ، همان منطق قدیمی شنیده شد: ایران متهم اصلی است و تمام تلاش برای کاهش فشارها نوعی انکار واقعیت است. به نظر می رسید که تاریخ سال دوباره تکرار شد ، خروج ایالات متحده از کارگزاری ، فروپاشی Intex و بازگشت به صفر.
صدای تیز مسکو
با این حال ، نماینده روسیه در برابر این روایات سکوت نکرد. وی گفت: “کسانی که به نفع قطعنامه ما رای داده اند ، در واقع به همکاری بیشتر با ایران و آژانس رای داده اند.” سپس ، “به نظر می رسد که همکاران غربی ما حتی قطعنامه ما را نخوانده اند.” این جمله به جای شکایت از روندی که بارها در سازمان ملل تکرار شده است ، بیش از یک طعنه بیش از یک طعنه بود: سیاست ، نه متن.
آنچه در زیر آمده است ، پاسخ شدید به نماینده فرانسوی بود. فرانسه ایران را به عدم تحرک در مذاکرات متهم کرد ، اما معاون روسیه گفت: “توضیح شما اکنون حتی کمتر قانع کننده است. من پیشنهاد می کنم که دیگر صحبت نکنید ؛ شما فقط خود را بیشتر در این بیماری پرتاب می کنید.” این جمله ضربه مستقیم به ادعای استقلال فرانسه بود. کشوری که در سایه “برادر بزرگتر” آمریکایی حرکت می کند و قادر به پیشبرد توافق های مستقل نیست.
پاسخ ایران ؛ بین واقعیت و روایت
سید عباس اراكچی ، وزیر امور خارجه ایران نیز اجازه سکوت نکرد. وی گفت: “در تاریخ 9 سپتامبر در قاهره ، من با مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی ، تفاهم نامه ای را امضا کردم.” “این اقدام توسط آژانس و جامعه بین المللی مورد استقبال قرار گرفت ، با این حال ، ایالات متحده و کشورهای اروپایی بلافاصله با رویکردهای غیر سازمانی روبرو شدند.”
اراكچی ادامه داد: “نماینده فرانسوی گفت كه ایران هیچ برنامه ای ارائه نداده است.” این کاملاً برعکس است. “من در چهار ، پنج روز گذشته چندین پروژه ارسال کرده ام ، اما هیچکدام از آنها پذیرفته نشده اند.” وی سپس خاطرنشان كرد كه حتی یكی از برنامه ها با هیئت فرانسه موافقت كرده است ، اما سرانجام این هیئت نتوانست آن را بپذیرد. بنابراین ، روایت فرانسه معکوس شد: ایران پیشنهاد کرده بود ، اما اروپا جرات نکرد که آن را بپذیرد.
معنی تیپ ؛ صلح یا سایه صلح
عراق بار دیگر تأکید کرد که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است و همیشه صلح آمیز خواهد بود. وی گفت: “براجام سندی در تمایل ایران برای اثبات برنامه هسته ای خود به طور مسالمت آمیز بود ، اما این ایالات متحده بود که بیرون آمد.” این جمله یادآور تضاد اساسی است: توافق نامه ای که قرار بود ضمانت صلح باشد ، خود ابزاری برای تهدید بود.
سوال از معنی عدم موفقیت قطعنامه
رد روسیه و چین معنای روشنی داشت: آخرین تلاش برای جلوگیری از بازگشت تحریم های شورای امنیت. این بدان معنی است که از 21 سپتامبر ، ایران دوباره تحت همان تحریم هایی قرار دارد که کارگزاری برای پرداختن به آن طراحی شده است. آیا تضاد تلخ تر از آن وجود دارد؟ توافق نامه امضا شده برای عقب نشینی ایران از فصل هفتم منشور سازمان ملل ، اکنون راه بازگشت همان تهدیدات را هموار کرده است.
میراث اروپایی و اینتکس
این بحران اما ریشه های عمیق تری دارد. پس از عقب نشینی ایالات متحده در سال 2 ، ایران یک سال به اروپا داد تا تعهدات اقتصادی خود را انجام دهد. اروپایی ها Intex را طراحی کردند ، اما مکانیسم بدون ایجاد مبادله واقعی خاموش شد. شکست Intex نماد عدم موفقیت اروپا در ایفای نقش مستقل بود. همان زخمی که امروز در شورای امنیت افتتاح شده است.
سیاست سیاست ؛ از دیپلماسی تا بازدارندگی
اکنون سوال اصلی این است: آیا رد وضوح به معنای پایان دیپلماسی یا آغاز مرحله جدید است؟ برخی بر این باورند که فشار غربی فقط جنبه های روانی دارد و تأثیر واقعی بر اقتصاد ایران محدود است. برخی دیگر بر این باورند که سایه تهدید جنگ سنگین تر شده است. در این میان ، ایران با تأکید بر اقتصاد مقاومت ، کاهش وابستگی دلار و تقویت توانایی دفاعی ، در تلاش است تا به یک فرصت فشار بیاورد.
Counter -trigger ؛ دیپلماسی فعال ، اقتصاد مقاومت و بازدارندگی چند رنگ
مهرداد ، کارشناس امور بین الملل در نجفی ، در مصاحبه ای با IMNA گفت: “اولین قدم برای مقابله با این شرایط ، ریشه کن کردن داستان برای یادگیری در مورد آینده است.” دولت های قبلی ، که Brajam را امضا کردند ، تصور می کردند که پس از توافق می توانند با طرف مقابل به خطر بیایند و آشتی به یک رابطه پایدار و عادی در سطح بین المللی تبدیل می شود. بر این اساس ، آنها مکانیسم ماشه را پذیرفتند ، زیرا خوش بینی در مورد رفتار غربی در آن زمان در بین دیپلمات ها رایج بود. آنها فکر می کردند که این مکانیسم هرگز فعال نخواهد بود و پس از یک دهه ، ایران می تواند در مناطق دیگر مذاکره کند و به یک کشور معمولی در سیستم بین المللی تبدیل شود.
وی افزود: “نوع ادبیات و تفکر ظریف همچنین نشان داد که مکانیسم ماشه بعید است که در ذهن تیم مذاکره فعال شود ، اما امروز به جای اصلاح آن ، کشور متهم به داشتن مشکل است.”
نجفی تأکید کرد که این موضوع دارای آموزه مهمی برای سیاست خارجی این کشور است و اظهار داشت: ایران یک دهه را امضا کرد و امتیازاتی را ارائه داد ، اما امروز این شرایط به نقطه ابتدایی بازگشت. با این حال ، در زمینه تحقیق ، توسعه و فعالیت های هسته ای ما محدودیت هایی داریم و حتی تهدید جنگ نیز مطرح شده است. جالب اینجاست که برانجام دقیقاً برای جلوگیری از جنگ ایران و خروج از فصل هفتم منشور سازمان ملل امضا شده است ، اما اکنون بدترین سناریو می تواند مشروعیت همان سازمان باشد.
وی گفت: “ایالات متحده به قوانین بین المللی بدون هیچ مشروعیت و غفلت قانونی حمله می کند ، آخرین مرحله تحریم ها می توانست مقدمه جنگ باشد و ما این تجربه را پشت سر گذاشته ایم.” درست است که تحریم های سازمان ملل ناکارآمد نیستند ، اما از آنجا که مکانیسم ضمانت اجرایی ندارد ، تأثیر واقعی آن محدود است. در حقیقت ، این آمریکا است که با قرار دادن کشورها در ایران دوگانه یا من ، اجرای تحریم ها را تضمین می کند و بیشتر کشورها ایالات متحده را انتخاب می کنند.
این متخصص بین المللی گفت: “سازمان ملل متحد هیچ مکانیسمی برای اجرای تحریم ها ندارد ، بیشتر استرس روانی که می تواند بر اقتصاد تأثیر بگذارد ، اما علت اصلی مشکلات اقتصادی ما کسری بودجه است.”
نجفی افزود: “واقعیت این است که تحریم های ایالات متحده بسیار مؤثرتر از تحریم های بین المللی است زیرا آنها ابزار فشار و فشار سایر کشورها را به انتخاب خود می رسانند.”
نجفی تأکید کرد: خواسته های اروپا کاملاً واضح است. متوقف کردن غنی سازی ، ورود به مذاکرات موشکی و پرداختن به مسائل منطقه ای. این همان سیاستی است که در سال 2 آغاز شد و خروج ایالات متحده از Brajam توسط Pompeo و ادامه می یابد.
نجفی در مورد استراتژی مقابله با فشارهای بین المللی توضیح می دهد: موضوع مکانیسم ماشه محدود به مذاکره یا موضع منفعل نیست. ایران باید همزمان دیپلماسی فعال را دنبال کند ، از ظرفیت های حقوقی بین المللی استفاده کند و با مدیریت اختلافات بین اروپا و ایالات متحده ، مشروعیت فشار را کاهش دهد ، تنها در صورتی که کشور بتواند از اجماع منفی جهانی علیه خود عبور کند.
وی افزود: تقویت اقتصاد داخلی و حرکت به سمت اقتصاد مقاوم ، کاهش وابستگی به دلار و توسعه معاهدات دو طرفه پولی ضروری است. افزایش بازدارندگی و توانایی دفاعی کشور همچنین پیام واضحی را به طرف دیگر ارسال می کند: فشار بالاتر هزینه سنگین تری خواهد داشت. این رویکرد چند جانبه تنها راه غلبه بر سایه ماشه و تبدیل فشار به فرصت است.
اروپا به دنبال بهانه ها است / ایران واقعیت فعال سازی مکانیسم ماشه را می پذیرد
محمد علی شفیعی ، یک کارشناس امور بین الملل در مصاحبه با یک خبرنگار IMNA ، با اشاره به مصاحبه عراق با Troika اروپایی ، گفت: “ایران باید واقعیت فعال سازی مکانیسم ماشه را بپذیرد و می داند که هیچ توافقی با اروپا نمی تواند کاملاً از این طرف رضایت نداشته باشد.”
وی افزود: “هر توافق نامه ای ، حتی اگر تمام خواسته های آژانس را برآورده کند ، همچنان با نقص های جزئی اروپایی روبرو خواهد شد ؛ نکاتی مانند برنامه ریزی و جزئیات قانونی بهانه ای برای مخالفت ارائه می دهد.
یک کارشناس امور بین الملل گفت: “ایران نمی تواند اروپا را راضی کند و فقط می تواند اجرای مکانیسم ماشه را به تأخیر بیندازد و اجازه دهد روند قانونی و دیپلماتیک آن ادامه یابد.”
وی گفت: “همراهی کشورهایی مانند روسیه و چین و استفاده از مسیرهای قانونی می تواند از فعال شدن تحریک جلوگیری کند و ایران را در موقعیت بهتری قرار دهد.”
این کارشناس امور بین الملل گفت: “تمرکز بر تلاش برای جلب رضایت اروپا یک تلاش ناکام و غیرممکن است ، اما تمرکز بر کشورهای ترغیب کننده در شورای امنیت و زیر سوال بردن ارزش حقوقی عمل اروپا می تواند نتایج واقعی و ملموس داشته باشد.”
شفیعی ادامه داد: تجربه گذشته ، از جمله خروج ایالات متحده از کارگزاری و تلاش برای فعال کردن ماشه ، نشان می دهد که وقتی ایران و متحدین آن از روایت قانونی خود پیروی می کنند ، می توان اقدامات یک جانبه را خنثی کرد.
وی گفت: “در شرایط فعلی ، ایران باید انرژی خود را بر روی محور متمرکز کند که سایر کشورها ، به ویژه اعضای رأی شورای امنیت ، معتقدند که فعال کردن مکانیسم ماشه ارزش قانونی و تکیه بر همان روایت است.”
شفیعی خاطرنشان کرد: این مسیر دشوار است ، اما ممکن است و در نهایت می تواند یک تلاش مؤثر برای محافظت از منافع ملی باشد.
بازی بی پایان یا نقطه عطف؟
آنچه دیشب برای شورای امنیت اتفاق افتاد بیش از یک رای بود. این آینه ای از تضادها ، روایات متناقض و جهانی بود که در آن حقیقت قربانی سیاست است. چین از حسن نیت گفت که انگلیس از دیپلماسی بی وقفه ، ایالات متحده از محرومیت از مسئولیت ، روسیه از استقلال گمشده فرانسه و ایران تا برنامه هسته ای مسالمت آمیز خود. هر کلمه می گفت ، اما آنچه شنیده می شد ، تکرار بی اعتمادی متقابل بود.
به نظر می رسد رد این قطعنامه بازگشت تحریم ها است ، اما در فضای داخلی نشانه نبرد عمیق تر است. نبرد بر استقلال ، حقیقت و آینده نظم که هر روز در آستانه فروپاشی است. در این میان ، ایران نه تنها موضوع استدلال است ، بلکه آینه ای است که اشتیاق و درگیری غرب را نشان می دهد. شاید این معنای واقعی داستان شب گذشته باشد. تصویری از دنیایی که در آن هیچ قطعنامه ای به پایان نرسیده است ، اما آغاز یک فصل جدید از مبارزات بی پایان است.
منبع : به گزارش میهن تجارت





