درخواست دعای رضا ایرانمش برای شهادت

درخواست دعای رضا ایرانمش برای شهادت

رضا ایرانمانش سخنان خود را با خاطره ای از یک جوان 5 ساله به نام مجید آغاز کرد. یک نوجوان که علی رغم ممنوعیت و مخالفت شدید ، ماشین خود را در جعبه ماشین گرفته بود و شبها به شهادت رسیده بود. ایرانمن با اشاره به شهید گفت: “ما با این افراد جنگیدیم.” وی ادامه داد: “دعا کنید ، من خیلی خسته ام.” باشد که خدا تو را نگه دارد و من خاک تو هستم. ”

رضا ایرانمانش ، در مراسم یادبودی که توسط مرکز فرهنگی سرو با همکاری مرکز ادبیات زمستانی برگزار شد ، گفت: “دعا کنید.” باشد که خدا تو را نگه دارد و من خاک تو هستم. “

همزمان با هفته دفاع مقدس ، مرکز فرهنگی سرو میزبان مراسمی برای بزرگداشت رضا ایرانمانش ، بازیگر کهنه کار و چهره ماندگار سینمای ایران بود.

در بخشی از این مراسم ، سید جاواد هاشمی در یک سخنرانی نزدیک ، خاطره ای از همکاری با رضا ایرانمنش را در فیلم “آتش ساجا” به یاد آورد. وی با تأکید بر مشکلات ایجاد آثار دفاعی مقدس ، گفت: “گاهی اوقات ساختن و حضور در فیلم های جنگی سخت تر از خود جنگ است.” هاشمی در مورد زیبایی های همکاری با ایرانمانش صحبت کرد و او را به عنوان یک هنرمند بیمار و همیشه لبخند توصیف کرد. این بازیگر پس از بیان اظهارات خود ، صحنه ای پر از احساسات و احترام را ایجاد کرد که همراه با هیجان و هیجان مخاطبان پس از بیان اظهارات خود بود.

پس از این مراسم ، علی غفاری ، کارگردان سینما در مورد اولین آشنایی خود با رضا ایرانمانش صحبت کرد. وی توضیح داد که وی از طریق همکاری با سید جاواد هاشمی با ایرانمانش آشنا شده است ، زیرا هاشمی همیشه مشکلات ساخت “آتش نشانان” و مهارت بازی ایرانمنش را در این فیلم آموخته است. غفاری افزود: از آن روزها ، مهر او در قلب من نشست و این آشنایی منجر به همکاری مشترک ما شد. “

این کارگردان گفت: “در شرایط دشوار جنگ ، من کار سخت ، مقاومت و تلاش رضا را آموختم.” من هرگز در طول کارم با چهره او جنگیدم و در آن روزها بازیگران سبک دیگری بودند. “او هرگز شکایت را باز نکرد.”

غفاری اظهارات خود را با یادآوری روزهایی که ایرانمنش در بیمارستان ساسان در بیمارستان بستری شد و روحیه محکم و امیدوار خود را تعریف کرد ، ادامه داد. وی گفت: “رضا همیشه به روزهای جنگ افتخار کرده است و هرگز از آن پشیمان نشده است.”

در اظهارات خود ، آهنگساز و دوست نزدیک رضا ایرانمانش به سالهای نزدیک دوستی خود اشاره کرد و گفت که او همیشه در روزهایی که ایرانمنش در بیمارستان بستری بود ، حضور داشت. وی گفت: خاطره یکی از بستری شدن در بیمارستان ایران و گفت: “هر بار که تاول های او ترک می شود ، درد او به حدی شدید بود که گویی خمپاره است.” من در آن روزها با درد کلیه به بیمارستان رفته بودم ، اما دردم را فراموش کردم ضمن دیدن رنج رضا. “

اورکی گفت: “رضا به دلیل پایبندی به اصول و عدالت خود هرگز به چیزی نرفت و گاهی اوقات او را رها کرد.” با وجود رنج و محدودیت ، او همیشه به خوبی مورد احترام ، صبور و مفید بود. “او به همه سفارش می دهد و همه را می گذارد ، اما او برای فرزندان ، غزل و علی هیچ کاری نکرده است.”

در پایان ، او با لحنی پرشور گفت: “سلام به رضا ایرانمن ؛ اگر آنها رضا نبودند ، خدا می داند چه اتفاقی برای خاک ما خواهد افتاد. من هر شب با زمزمه می خوابم: خاكامون ، ایثار ایران ، زندگی من.”

احمد مورادپور ، یکی دیگر از دوستان و همکار رضا ایرانمن ، به نام “مهدی” ؛ نام نقش ایفا شده در فیلم “Sajdah Fire” گفت: “به نظر من ، رضا ایرانمانش ، مهدی و من نمی خواستیم او را در نقش های دیگر ببینیم.”

مورادپور در طول همکاری به صبر ، مقاومت و همراهی ایرانمنش اشاره کرد و افزود: “لحظات همکاری با او در فیلم” آتش ساجدا “بسیار دلپذیر و به یاد ماندنی بود.”

او متنی پر از احساسات را به رضا ایرانمانش خواند ، که شامل متن کامل این یادداشت بود که حاوی خاطرات صمیمانه وی و تحسین از رضا ایرانمانش بود.

سعید امینی ، رئیس مرکز فرهنگی سرو و بانی ، به تجربه شخصی خود در اظهارات خود اشاره کرد و گفت: “قبل از ورود به دنیای هنر ، من لباس جنگی می پوشیدم و می دانم که جانباز چقدر دشوار بود.” وی به مردم توصیه کرد که زمان را به آسایشگاه جانبازان اختصاص دهند تا درک کنند که چه احساسی دارند و قادر به عبادت هستند.

امینی همچنین به رضا ایرانمانش گفت: “هم نام زیبایی و هم خانواده ای از زیبایی ؛ ایرانمنش ، شخصیت ایرانی.” “اگر ما را کمی رها کنیم ، ببخشید.” در پایان ، وی از حضار خواست كه به افتخار رضا ایرانمنش با تشویق و قدردانی از وی یاد كنند.

رضا ایرانمانش سخنان خود را با خاطره ای از یک جوان 5 ساله به نام مجید آغاز کرد. یک نوجوان که علی رغم ممنوعیت و مخالفت شدید ، ماشین خود را در جعبه ماشین گرفته بود و شبها به شهادت رسیده بود. ایرانمن با اشاره به شهید گفت: “ما با این افراد جنگیدیم.” وی ادامه داد: “دعا کنید ، من خیلی خسته ام.” باشد که خدا تو را نگه دارد و من خاک تو هستم. “

این بزرگداشت در روز جمعه 23 اکتبر در مرکز فرهنگی سرو برگزار شد. در پایان این مراسم ، رضا ایرانمنش ، یک هنرمند کهنه کار و جنگجو دفاعی مقدس ، مجسمه ای که توسط استاد Alireza Pouyei Mehr از قلمرو برکت سامارا ساخته شد ، اعطا شد.

در طول برنامه ، شاعران و ترانه سراان با اجرای خود روحیه خاصی دادند. در صحنه ، صابر سعدی ری ، فاطمه غدی ، عبدالرحیم سعید راد ، نیمه مدرسه ، سجاد عزیزی آرام ، داود رحماتولهی ، صابر سیما ، امیر علی سلیمانی و علی علی کارامی شعر اجرا کردند. همچنین ، حمید گولامالی آهنگ “Green Wide” و آهنگ Qasim Afshar “Love Plate” را اجرا کرد که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.

منبع: فارو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی