احمدی نژاد چه بلاهایی بر سر اقتصاد و سیاست ایران آورد؟

عباس عبدی

از سالهای احمدی نژاد در رئیس ریاست جمهوری ، این نگرش و گرایش در ساختار رسمی قدرت قدرت به دست آورده و به واقعیت و حقیقت تبدیل شده است که گویی حقیقت و واقعیت همان روایت هستند و چیز دیگری نیست.

طبق گفته های تجاری اخبار ، عباس عبدی در ایتاد نوشت: “آنها مانند مردم اسرائیل ، همه تقصیرها را بر دیگران پرتاب می کنند و برای درک واقعیت ، تخیل و انصاف کمی ندارند.” هنگامی که آنها در سال 2008 وارد ساختمان ریاست جمهوری در خیابان پاستور شدند ، آنها ابتدا از گروه مذاکره هسته ای دولت خاتامی با شعار “فناوری هسته ای” سؤال کردند. هنگامی که اولین قطعنامه های تحریم به تصویب رسید ، آنها را صدا و تمسخر کردند. در ماه دسامبر ، وی در برابر قطعنامه تحریم های شورای امنیت موضع گرفت ، که در آن دستاوردهای هسته ای جدیدی به ارمغان آورد. قطعنامه های بعدی در سال 2 ناتوانی دشمنان را توصیف کرد و گفت که ایران به زودی در بین قدرت های هسته ای خواهد بود. پیش از این ، آنها با تبلیغات علیه هولوکاست به ایران ظن کرده بودند. پس از 1 ، قطعنامه ها ادامه یافت. قطعنامه 2 ، که جامع ترین و دقیق ترین قطعنامه علیه ایران بود ، در ماه ژوئن به تصویب رسید. احمدی نژاد سخنرانی کرد و گفت: “ما از همان روشی که می خواهند به ما ضربه بزنند به آنها ضربه خواهیم زد. برخی از تصمیمات این تحریم ها به طور عمومی اعلام نمی شوند ؛ اما تصمیم ما این است که از این تحریم ها استفاده کنیم و محصولات خود را گسترش دهیم.

چند ماه بعد ، خبرنگاران در پاسخ به خبرنگاران گفتند که اگر در خیابان بروید مردم نمی دانند که تحریم وجود دارد یا خیر. “بدون تحریم”. امسال شروع به تمسخر تحریم ها کرد. سال بعد ، هنگامی که تحریم های ایالات متحده علیه بانک مرکزی و نفت فرا رسید ، او دیگر نتوانست تغییر لحن را که آنها جرم علیه بشریت بوده اند تحمل کند.

سپس ، از آنجا که فشار اقتصادی به وجود آمد و تورم بالا آمد ، لحن او تغییر کرد ، و در ژانویه ، آخرین ماه های وی در پاستور و پارلمان ، وی گفت: “مسئله تحریم ها مؤثر خواهد بود اما ما باید آن را مدیریت کنیم. آنها می خواهند با تحمیل تحریم ها از مردم ما انتقام بگیرند. که درآمد مداوم دارند

وی گفت: “سوال من این است که چگونه با این تحریم ها و مشکلاتی که ایجاد می کند مقابله کنیم.” “در همین حال ، جشن های هسته ای آنها کم نبود. اما هنگام ترک صندلی ریاست جمهوری که برای آنها سنگین بود ، او دوباره پیروزی ملت ایران را بر استکبار به یاد آورد ، در حالی که بدترین تحریم ها را به عنوان یک هزینه نادر ترک می کرد. او شروع به انکار و تمسخر از تحریم ها کرد و به سوی تحریم ها و پنهان کردن لحن در پشت آن تغییر می کند ، اما سال برگشت ، اما در حال برگشت به واقعیت است ، اما در مورد واقعیت ، اما در مورد واقعیت ، اما در حال برگشت به واقعیت است ، اما در مورد واقعیت ، اما در واقعیت است ، اما در واقعیت است ، اما در مورد واقعیت ، اما در حال برگشت به واقعیت است. تحریم ها !!
وی ادامه داد ، در حالی که چند ماه قبل از شروع مذاکرات مخفی و مستقیم در مسقط بین نمایندگان ایران و ایالات متحده ، زیرا سیستم سیاسی عواقب این سیاست ها را تحقق بخشیده بود. با آمدن روحانی ، آنها به طور طبیعی از مکالمات استقبال کردند و ادامه دادند. برای رسیدن به تیپ دو سال طول کشید. در این میان ، جریان رادیکال احمدی نژاد در مخالفت با کارگزاری قرار نگرفت. اما در هر صورت ، حمایت رسمی و مردم از موفقیت آنها جلوگیری می کردند.
براجام دو ساله بود و وضعیت جامعه خوب بود ، اما مدت زیادی نگذشت که عصر طلایی. با آمدن ترامپ به کاخ سفید ، گویا یک هدیه آسمانی به افراط گرایان داده می شد و بسیار محبوب بود ، زیرا ترامپ قصد داشت براجام را ترک کند.

عصبانیت آنها بیش از هر چیز نتایج مثبت مردم و رضایت مردم بود. آنها در مجلس نمایندگان در داخل و خارج از خانه سقوط کردند ، اما ایران تحمل شدیدترین تحریم ها را در سال 6 تحمل کرد. اما به دلایل مختلف ، افراط گرایان با احیای تیپ مخالف بودند. دلیل اول بهبود افراد مطلوب آنها نبود. علاوه بر این ، از آنجا که آنها خود را برای پیروزی در انتخابات انحصاری آماده کرده بودند ، آنها مجبور نبودند برای هیچ رقبایی فرصتی باقی بمانند ، در حالی که بازگشت کارگزاری معادل موفقیت دولت و نامزد آن بود.

هاردلین ها نیاز به نابودی دولت روحانی با حداکثر داشتند ، بنابراین آنها در اعتراضات 1 و 2 درگیر شدند. در این نابودی کاملاً موفق بودند. به همین دلیل ، آنها مجاز به احیای کارگزاری نبودند و از بازگشت تیپ به 7 فوریه جلوگیری کردند و مذاکرات بعدی اغلب تا تابستان رسمی و ناپایدار بودند ، تا اینکه وارد ساختمان پاستور شوند و فکر کنند که آنها دو زرده می گذارند و در ابتدا به اروپایی ها پاسخ می دهند و ماه ها مذاکره می کنند.

کسانی که بریگام را “سند نیرو” می دانستند ادعا کردند که رئیس جمهور ادعا کرده است که باید برژام اصلاح شود! و آنها دیگر نگرفتند. سپس شعار بلند کردن تحریم ها یک بار برداشته شد. اما جالب ترین ادعای آنها این است که آنها اکنون می گویند که تمام شرایط به پایان رسیده است و احیای شده است که اعتراضات این روند را مختل می کند. در حقیقت ، آنها حتی نمی خواهند مسئولیت کمی نشان دهند ، بنابراین آنها داستان جدیدی را ایجاد کرده اند و می گویند: “در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر ، یک جلسه مهم در سطح رئیس جمهور و ماکرون برگزار شد. مذاکره کنندگان ایران در ماه سپتامبر بسیار نزدیک به توافق بودند که طرف غربی به آن رسیده است. ایران و مذاکرات برای نتیجه نهایی در وزارت امور خارجه با ظهور شورش های خیابانی در ایران ادامه می یابد. و اگر ماکرون گفته بود در همان زمان ، آنها شاخی خواهند بود.

با وقایع اول اکتبر سال 6 و پس از آن درگیری ایران -اسرائیلی ، و سپس هلیکوپتر و ترور هنری و نصرالله و غیره ، جنگ اخیر به جنگ اخیر تغییر یافت. کسانی که دشمن اخوان المسلمین بودند ، یک بار دلیل عدم موفقیت مکانیسم ماشه را به خاطر آوردند و به دنبال مقصر بودند. اما آنها فراموش کرده اند که اگر این موضوع را خیانت کنند و باید آن را مقصر بدانند ، منظور آنها از اجرای اسنپبک چیست؟ به نظر می رسد که آنها به دنبال انتقام از علت قتل بستگان خود برای مجازات او هستند ، اما در عین حال آنها از قتل و جشن وی بسیار راضی هستند.
در پایان این تراژدی ، البته ، آنها در احمدی نژاد به همان نقطه رسیدند. وی مورد تمسخر قرار گرفت و مورد استقبال تحریم ها قرار گرفت و پیروان وی از بازگشت قطعنامه های تحریم ها راضی هستند. نتیجه این رفتار دیر یا زود مشخص خواهد شد. در هر دو بخش و در طی این پنج سال ، تراز کامل با اسرائیل ، نتانیاهو و افراط گرایان آمریکایی و خرابکارانه کاملاً مشهود است.

منبع: اعتماد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی