انتقاد یک اقتصاددان از نحوه محاسبه رشد اقتصادی در ایران

انتقاد یک اقتصاددان از نحوه محاسبه رشد اقتصادی در ایران

یک اقتصاددان با انتقاد از چگونگی محاسبه رشد اقتصادی در ایران ، با تأکید بر اینکه بیش از حد به نفت خام باعث رشد تقریبا صفر و کیفیت پایین شده است. رشدی که نه تنها معتبر و فاقد ثبات است ، بلکه به عدم شفافیت و تقویت شبکه های مافیا نیز گره خورده است. به گفته وی ، وابستگی اقتصاد ایران به خارج از کشور در قرن گذشته به بالاترین سطح رسیده است.

فارشاد مومنی در “درس دفاعی مقدس برای حمایت از سرمایه گذاری و تولید” که در انستیتوی علوم انسانی و مطالعات اجتماعی برگزار می شود ، گفت: “در اسناد رسمی در مورد کیفیت رشد اقتصادی طی دو دهه گذشته ، مبتنی بر توسعه ملی است. از آنجا که این رشد رشد بی پایان و نزدیک به صفر است.

رشد خام متوسط ​​و پوچ است

وی افزود: شدت وابستگی به دنیای خارج برای هر واحد ارزش افزوده جدید ایجاد شده در دوره تا به امروز به بالاترین و بی سابقه ترین سطح در تاریخ اقتصادی شش ساله ایران رسیده است. سالها یارانه به مدیران اقتصاد پرداخت شده است. زیرا در تعداد زیادی از سالهای اخیر ، این رشد به ویژه در دهه 1980 منفی بوده است. مسئله بسیار مهم دیگر این است که این رشد دارای فرمت خام است ، یعنی متوسط ​​و پوچ.

این اقتصاددان گفت که درآمد خام عابر پیاده معمولاً به عنوان بخشی از تولید گزارش می شود. وی گفت که در کتابی با عنوان “زیبا زیبا” به یک اقتصاد بعدی انسانی پرداخت می شود ، که می گوید محاسبه محصول خام در تولید ناخالص داخلی نوعی خودآزمایی است. از آنجا که شما هیچ نقشی در ایجاد این ماده اولیه و دارایی های تمام شده که مصرف می کنید ندارید. اما ما می بینیم که سهم قابل توجهی از این رشد اقتصادی اقتصادی در کشور ما به نفت خام متکی است ، به همین دلیل با عدم شفافیت ، مافیادیسم و ​​مافیا مرتبط است.

با انتقاد از عدم تولید تکنولوژیکی در اقتصاد کشور ، مومنی گفت: “از نظر سرمایه گذاری در بالاترین میزان قیمت نفت ، ما به آرامی با یک بحران حاد سرمایه گذاری روبرو شدیم.” از نقطه عطف ، کل سرمایه گذاری های دولتی و خصوصی برای جبران استهلاک آن سال کافی نبود.

وی با اشاره به اهمیت سیاست اقتصادی ، گفت: “در حالی که ما در دو دهه گذشته بی سابقه ترین سطح درآمد ارزی را داشته ایم ، ما حدود 2 میلیارد دلار دارایی بین نسلی را به عنوان خصوصی سازی غارت و غارت کرده ایم.” ما همچنین منابع خصوصی سازی را صرف کردیم. بحران سرمایه گذاری در دوره ای رخ داد که ما بی سابقه ترین سطح درآمد ارز را داشتیم. در نتیجه این اقدامات ، کل بدهی دولت به سیستم بانکی به حدود 5 تریلیون دلار رسیده است.

سرمایه گذاری در جهت مخالف توسعه عمل می کند

استاد دانشگاه Allameh Tabataba’i تأکید کرد: “ما شاهد سهم سرمایه گذاری زیرساخت ها در بودجه های توسعه در این دوره هستیم. میزان ارز که در طول برنامه تنظیم ساختاری صرف شده است ، نشان دهنده پایین آمدن تعهد دولت یا مسئولیت دولت است. دوره جنگ

مومنی به سهم سرمایه گذاری در بودجه عمومی دولت اشاره کرد: این سرمایه گذاری هرگز توانایی های مورد انتظار توسعه را که هیچ کاری انجام نداده است ، فراهم نکرده است ، دقیقاً در جهت مخالف انجام داده است. توسعه توسط دو شلاق برای کاهش فقر و میزان توانایی ایجاد شده برای کاهش عقب ماندگی کشور اندازه گیری می شود. در اواخر دهه 1980 ، کل جمعیت زیر خط فقر ایران کمتر از 5 میلیون نفر بود که اکنون به بیش از 5 میلیون نفر رسیده است.

وی در مقایسه با عقب ماندگی فن آوری با سایر کشورها ، گفت: “اگر ما به جنگ 6 روزه با شکاف فناوری خود با دنیای خارج نگاه کنیم ، می فهمیم که حیرت ما بیش از 5 برابر پیشرفته تر از تعجب پادشاه اسماعیل صفوی در جنگ کلداع بود.” این درسهای بسیار خوبی برای ما دارد که ما از آن غفلت کردیم و باید در اسرع وقت آن را جبران کنیم.

این اقتصاددان با اشاره به تجربه همه گیر ویروس کرونا ، خاطرنشان کرد: در تجربه کرونا ، رشد منفی کلی اقتصاد کمتر از نیمی از رشد منفی صنعت بود. در حقیقت ، بخشی که باید فریاد سایر بخش ها باشد شکننده تر از سایر بخش های تجربه Corona بود.

در طی 5 سال دانشگاه ایران ، از 6000 تا 5 میلیون نفر

در عین حال ، وی گفت: “با این همه چیز ، ما جاذبه ها و چشم اندازهای بالقوه ای داریم. ظرفیت های استثنایی و ظرفیت های انسانی هنوز در دسترس ایران است. سهم جمعیت ما از کل جمعیت جهان تقریباً یک درصد است ، اما سهم ما از ذخیره مواد زیرزمینی حدود 2 درصد است. این ، این است که ذخایر مادی در این زمین بیش از 5 برابر تولید است که تولیدات ما از نظر تولید است. این وضعیت

مومنی گفت که ما باید دولت ملی اقتصاد را برای ریل ها تغییر دهیم. در سرشماری ، جمعیت دانشگاه ایران از 5 میلیون نفر فراتر رفته است و 5 میلیون نفر تخمین زده می شود ، اما در تصمیمات ما به علم ، شفافیت و تخصص روی آورده ایم که نوعی نعمت است.

استاد دانشگاه آلامه تاباتابای گفت: بیش از هفت میلیون نفر از کل جمعیت ایران فقر شدید دارند. در متونی که خود سازمان های دولتی را منتشر کرده اند ، فقر شدید به معنای آستانه قحطی است ، یعنی اگر فقط درآمد خود را برای زنده ماندن صرف غذا می کنید. اما ما می بینیم ، به عنوان مثال ، پس از جنگ 6 روزه ، 6 تریلیون دلار به بورس اوراق بهادار تزریق شد که دود بود. اگر فرض کنیم که به جای هفت میلیون 5 میلیون نفر ، فقر شدیدی داشتیم و این 7 تریلیون تومان را بین آنها ، شش میلیون تومان تقسیم کردیم. البته ، من نمی گویم که می توان آن را به صورت نقدی پرداخت کرد ، اما ما می توانیم طرحی را برای توانمندسازی و نجات جمعیت فقیر از فقر طراحی کنیم.

منبع: isna

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی