کمیته نوبل بر اهمیت نوآوری و روند تغییر ساختاری (تخریب خلاق) به عنوان یک موتور رشد بلند مدت ، با اعطای جایزه اقتصادی به موکیر ، اگیون و هاووت تأکید کرد. ماکر پیش شرط های لازم برای نوآوری را بررسی کرده است ، و Agion و Havit یک مدل مفهومی ارائه داده اند که توضیح می دهد که چگونه نوآوری های جدید جایگزین فناوری های قدیمی و رشد می شوند.
در 5 اکتبر ، کمیته نوبل اعلام کرد که جوئل موکیر ، فیلیپ آگیون و پیتر هویت به عنوان برندگان جایزه نوبل در اقتصاد انتخاب شده اند. اقتصاد نوبل (جایزه بانک مرکزی سوئد در اقتصاد به یاد آوردن آلفرد نوبل) امسال بر اساس “توضیح رشد اقتصادی بر اساس نوآوری” اهدا شد.
به گفته این کمیته ، نیمی از این جایزه برای تجزیه و تحلیل و شناسایی پیش شرط هایی که نوآوری تکنولوژیکی را امکان پذیر می کند ، به جوئل موسایر داده شده است و نیمی دیگر به دلیل توسعه الگوی نظری “تخریب خلاق” بین آگون و هاووت تقسیم شده است. نقش Havit در این مطالعه کار Agion را تکمیل کرده و بیشتر در جنبه های کمی و مدل سازی نظریه Agion نقش داشته است.
این جایزه 5 میلیون سوئد است. جالب اینجاست که عنوان “اقتصاد نوبل” در وصیت نامه آلفرد نوبل گنجانده نشده است ، و این جایزه بر اساس تصمیم بانک مرکزی سوئد تأسیس شده است.
زندگی علمی و مسیر تحقیق برندگان
جوئل موکیر در 6 ژوئیه در لیدن ، هلند و استاد دانشگاه شمال غربی متولد شد. او یک اقتصاددان و مورخ است و تمرکز تحقیقات وی بر مطالعه نقش فناوری ، نوآوری و علم در رشد اقتصادی طولانی مدت است. در کار خود ، ماکر با بررسی تاریخچه فناوری و پیش شرط های نوآوری ، نشان داده است که چگونه تغییرات تکنولوژیکی نیاز به زیرساخت های نهادی ، فرهنگی و اطلاعاتی برای منجر به رشد اقتصادی دارد. کمیته نوبل گفت که وی موفق شده است “پیش شرط های لازم برای رشد پایدار را بر اساس نوآوری” شناسایی کند.
فیلیپ آگیون یک اقتصاددان فرانسوی-انگلیس است. وی استاد کالج دو فرانسه ، دانشگاه لندن (LSE) و رئیس آزمایشگاه اقتصاد نوآوری انستیتوی INSEAD است و قبلاً در دانشگاه های آکسفورد و هاروارد تدریس کرده است. او قبلاً تعدادی جوایز مانند بنیاد Yrjö Jahnsson جایزه جان فون نوآن و جان فون نوان را دریافت کرده است. پیتر هاویت یک اقتصاددان کانادایی است که در دانشگاه براون تدریس می کند. وی با آگون همکاری نزدیکی دارد و در زمینه رشد اقتصادی و نظریه نوآوری فعالیت می کند.
کمیته نوبل اعلام کرده است که آگون و هاویت به طور مشترک سهم خود را در این جایزه دریافت کرده اند. دلیل جایزه نوبل ، توسعه نظریه ای است که توضیح می دهد که چگونه روند تخریب خلاق به رشد طولانی مدت اقتصاد کمک می کند. آگون با همکاری پیتر هاویت ، الگوی نظری “تخریب خلاق” را توسعه داده است که در آن نوآوری ها ، محصولات یا فناوری ها قدیمی تر را رها می کنند و ساختار تولید را بهبود می بخشند. در نتیجه ، رشد اقتصادی به صورت پویا و نوآورانه توضیح داده می شود. کمیته نوبل در بیانیه ای گفت که سهم اگیون و هاویت در این جایزه به دلیل “الگوی ریاضی تخریب خلاق” است.
اهمیت نظریه نوآورانه و تخریب خلاق
یکی از پیام های اصلی انتخاب این سه محقق برای جایزه نوبل ، تأکید بر اهمیت نوآوری در رشد اقتصادی است. کمیته نوبل اظهار داشته است که “رشد پایدار را نمی توان آشکار دانست” و بخشی از ساختار رشد اقتصادی به توانایی نوآوری و مقابله با تهدید رکود بستگی دارد.
مفهوم تخریب خلاق ، که آگون و هاویت را گسترش داده است ، به این معنی است که نوآوری و ایجاد محصولات جدید جایگزین فرایندها یا فناوری های جدید با کالاها یا فناوری های قدیمی می شود و از این طریق اقتصاد را به سمت کارآیی بیشتر سوق می دهد. این فرایند ، با رها کردن روشهای ناکارآمد ، محرک تغییر و رشد است. اما این کار بر شناسایی شرایط نهادی ، فرهنگی ، اطلاعات و زیرساخت هایی که امکان نوآوری را فراهم می کند ، متمرکز است. این بدان معناست که نوآوری در شرایط موفق خواهد شد که زمینه مناسبی داشته باشد.
بنابراین ، ترکیبی از کار با تخریب خلاق ، تصویری نسبتاً کاملی از چگونگی رشد اقتصادی مبتنی بر نوآوری ارائه می دهد. اول ، تئوری موش مبتنی بر ایجاد زیرساخت های لازم و شرایط و سپس مکانیسم تغییر و جایگزینی فناوری ها توسط Agion و Hawwight گسترش یافته است.
پیام انتخاب این برای جایزه نوبل چیست؟
انتخاب این مسئله برای جایزه نوبل پیام های روشنی برای جامعه اقتصاد ، دولت ها و سیاست گذاران دارد. به عنوان مثال ، سیاستگذاران تشویق می شوند تا به تحقیق و توسعه (تحقیق و توسعه) ، آموزش ، زیرساخت های فناوری و محیط مناسب نهادی (مالکیت معنوی ، قوانین انحصار ، بازار رقابتی) توجه کنند.
قابل توجه است که حتی اگر فناوری بالقوه ، موانع نهادی ، اجاره بها ، عدم رقابت یا ضعف قانون وجود داشته باشد ، می تواند از آن جلوگیری کند. اگیون معتقد است که اگر تنها تعداد خاصی از مزایای نوآوری باشد ، این ممکن است نابرابری را افزایش دهد ، به همین دلیل باید مالیات ، تنظیم بازار و سرمایه انسانی همراه با رشد نوآوری در نظر گرفته شود.
روند نوآوری معمولاً نیاز به تغییر در صنایع ، مشاغل و مشاغل دارد. سیاست ها باید برای کمک به انتقال شغل ، بازیابی و پشتیبانی از بخش های ضعیف آماده باشند. همچنین قابل توجه است که این نظریه ها بر رشد طولانی مدت تأکید می کنند و هشدار می دهد که سیاست هایی که فقط در کوتاه مدت تأثیر مثبتی دارند ، ممکن است برای دوام و پایداری نوآوری مفید نباشد.





