آیا امریکا به یک توافق «بزرگ و زیبا» با ایران دست می‌یابد؟

آیا امریکا به یک توافق «بزرگ و زیبا» با ایران دست می‌یابد؟
پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

استفانی هوشر علی و کرانستون کلاین در اندیشکده شورای آتلانتیک نوشتند که جنگ 12 روزه بین اسرائیل (با حمایت ایالات متحده) و ایران در ژوئن – و همچنین آتش بس اخیر بین اسرائیل و حماس – سوالات جدیدی را در مورد امکان دستیابی به توافقی جدید با تهران ایجاد کرده است، به ویژه که ایران بیش از هر زمان دیگری در صحنه بین المللی منزوی شده است.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، این مقاله ادامه می‌دهد: آتش‌بس در غزه نشان می‌دهد وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا شخصاً درگیر می‌شود و از تمام ظرفیت نفوذ و مهارت‌های مذاکره خلاقانه خود استفاده می‌کند، انجام کارهای به ظاهر غیرممکن ممکن می‌شود. اسرائیلی ها، فلسطینی ها، آمریکا و کل منطقه هنوز راه درازی برای جلوگیری از بازگشت به درگیری در پیش دارند. اما دولت ترامپ می‌تواند با تکیه بر شتاب آتش‌بس غزه، تمرکز خود را به یک توافق منطقه‌ای وسیع‌تر معطوف کند – توافقی که شامل ایران نیز می‌شود، همانطور که ترامپ در سخنرانی ماه جاری خود در کنست به آن اشاره کرد.

دو مسیر کلی پیش روی آمریکا وجود دارد:

1. دستیابی به توافقی از طریق مذاکره که بتواند راه حلی بلندمدت ارائه دهد.

2. یا حفظ آتش بس شکننده ای که هر از چند گاهی با درگیری مجدد شکسته می شود.

هر دو مسیر ریسک ها و فرصت های خاص خود را دارند.

سناریوی اول: یک “توافق بزرگ و زیبا”

یک “توافق بزرگ و زیبا” ایجاب می کند که ایالات متحده راهی برای رفع تحریم ها، ادغام در فرصت های توسعه اقتصادی منطقه و تضمین در برابر حمله دیگر اسرائیل به ایران ارائه دهد. با وجود موانع زیاد، چنین توافقی می تواند منافع قابل توجهی برای همه طرف ها به همراه داشته باشد – و حتی ممکن است جایزه صلح نوبل را برای ترامپ به ارمغان بیاورد.

استفان هدلی، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا و ولی نصر، کارشناس مسائل ایران، در نشست امسال «فورم امنیت SPAN» گفتند که چنین توافقی می‌تواند بر بحث‌های داخلی ایران تأثیر بگذارد و ممکن است مقامات کشور با آن موافقت کنند، به‌ویژه با توجه به آسیب‌پذیری‌های جدیدی که ایران پس از جنگ ژوئن تجربه کرده است.

در مقابل، ایران احتمالاً باید متعهد شود که سطح غنی‌سازی خود را به 3.6 درصد (برای استفاده غیرنظامی) کاهش دهد – از 60 درصد قبل از حملات ژوئن – و اجازه یک رژیم بازرسی بسیار گسترده و سخت‌گیرانه توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بدهد. بعید است که ایران غنی سازی داخلی را به طور کامل متوقف کند، اما راه حل آبرومندانه ممکن است ایجاد یک پروژه مشترک در خارج از کشور با سرمایه گذاری کشورهای عرب حوزه خلیج فارس باشد. به عنوان مثال ایجاد یک مرکز غنی سازی در عمان که مواد غنی شده آن برای استفاده در نیروگاه به ایران بازگردانده می شود. ایران نسخه ای از این پیشنهاد را قبل از جنگ ژوئن ارائه کرده بود، اما می خواست آن را در داخل خاک خود مستقر کند.

به عنوان بخشی از چنین توافقی، ایران همچنین ممکن است مجبور شود برنامه موشکی بالستیک خود و حمایت خود از گروه های نیابتی مانند حزب الله، حوثی ها، حماس و شبه نظامیان عراقی را محدود کند – دو موضوعی که محل اختلاف اصلی هستند و در برجام 2015 گنجانده نشده اند. ترامپ این مسائل را یکی از دلایل خروج از برجام در سال 2018 اعلام کرد.

برای تحقق این سناریو، تهران باید اطمینان حاصل کند که توافق پیشنهادی به طور مشخص بهتر از سایر گزینه ها است. ایران میلیاردها دلار برای برنامه هسته ای خود هزینه کرده است و آن را هم عامل بازدارنده در برابر حملات خارجی و هم مایه غرور ملی می داند. جنگ ژوئن موج جدیدی از ناسیونالیسم را در ایران به راه انداخت که دولت از آن برای تحکیم قدرت خود استفاده می کند. اکنون که نیروهای متفقین ضعیف شده اند، برنامه هسته ای ایران آخرین برگ برنده روی میز مذاکره است. بنابراین بعید است جمهوری اسلامی از آن دست بکشد مگر در ازای امتیازهایی که بتواند به عنوان یک پیروزی داخلی ارائه کند.

برای موفقیت در این مسیر، ایالات متحده باید اعتماد تهران را دوباره به دست آورد، مذاکرات را با دقت و تمرکز بالا پیش برد و دو تضمین کلیدی داشته باشد:

1. اینکه آمریکا بدون دلیل موجه از توافق خارج نخواهد شد.

2. و یافتن فرمولی برای جلوگیری از حملات بیشتر اسرائیل به ایران – شاید در ازای تعهد ایران مبنی بر توقف ساخت برنامه مخفی تسلیحات هسته ای و توقف ارسال سلاح به گروه های نیابتی.

برای جلب رضایت اسرائیل، واشنگتن احتمالا باید فشار کنترل شده ای اعمال کند و مشوق هایی مانند قراردادهای دفاعی جذاب تر و آتش بس میانجی با حوثی ها برای پایان دادن به حملات آنها به اسرائیل و کشتی هایش ارائه دهد.

با این حال، تحقق این سناریو دشوار است، زیرا مسائل پیچیده و ریشه‌ای در این میان وجود دارد و بدبینی سه جانبه متقابل (در میان ایران، آمریکا و اسرائیل) همچنان ادامه دارد. اسرائیل ممکن است هر لحظه دست به اقدام نظامی جدیدی بزند که کل مذاکرات را از مسیر خارج کند. در صورت برقراری آتش‌بس در غزه، تل‌آویو ممکن است اولویت‌های امنیتی خود را برای تمرکز بر تهدیدات منطقه‌ای باقی‌مانده از جمله ایران تغییر دهد.

سناریوی دوم: شکست در حالت پایدار سمی

در سناریوی دوم که می‌توان آن را «رکود مسموم» نامید، نگرانی‌های امنیت ملی آمریکا در مورد برنامه هسته‌ای ایران بی‌پاسخ مانده و خطر تجدید درگیری نظامی بین ایران و اسرائیل همچنان پابرجاست. ممکن است مذاکرات در جریان باشد یا نباشد، اما در هر صورت، هیچ پیشرفت واقعی در مهار تهدید هسته‌ای ایران یا فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده منطقه‌ای آن – از جمله تسلیحات به حوثی‌ها – حاصل نخواهد شد.

در حال حاضر وضعیت به سمت این سناریو پیش می رود. وزیر امور خارجه ایران اخیراً گفت که تهران و واشنگتن از طریق میانجی‌گران پیام‌هایی را مبادله می‌کنند و ایران «قطعاً پیشنهادهایی را که منطقی، متعادل و منصفانه باشد، بررسی خواهد کرد». او همچنین تاکید کرد که ایران از «حق غنی‌سازی» خود – موضعی که ایالات متحده احتمالاً اکنون آن را رد می‌کند، دست نخواهد کشید و همچنان خواستار توقف کامل غنی‌سازی در هر توافق احتمالی است.

خطرات وضعیت ایستا

در این شرایط، احتمال اقدام نظامی مستقیم اسرائیل در داخل ایران در ماه‌ها یا سال‌های آتی زیاد است، به‌ویژه اگر تهران از ورود بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی جلوگیری کند، غنی‌سازی را از سر بگیرد، گروه‌های نیابتی را دوباره تسلیح کند یا به سمت تسلیح اورانیوم حرکت کند. ایالات متحده نیز ممکن است در چنین اقداماتی شرکت کند.

اگر ایران تلافی کند، اسرائیل مجبور خواهد شد مقادیر زیادی از سیستم‌های ضد موشکی گران قیمت خود را مصرف کند – سیستم‌هایی که ایالات متحده در سال‌های اخیر برای تهیه و تولید انبوه آن‌ها تلاش کرده است. اسرائیل ممکن است با کمبود موشک های رهگیر ارو مواجه شود، همانطور که نگرانی در جنگ اخیر وجود داشت.

یک درگیری مجدد می تواند منجر به فرسایش ارتش، اقتصاد و جامعه اسرائیل شود. استراتژی سنتی اسرائیل همیشه این بوده است که جنگ های کوتاه و شدید را برای حفظ نیروی انسانی محدود خود انجام دهد. بسیاری از نیروهای ذخیره اسرائیلی بارها در غزه خدمت کرده اند و این امر زندگی کاری آنها را مختل کرده است. بر اساس گزارشی در آوریل 2025، بیش از 100000 سرباز ذخیره از ارائه خدمت سرباز زده بودند و شرکت در آموزش نظامی تنها 60 درصد بود – کاهش قابل توجهی نسبت به ماه های پس از حمله 7 اکتبر 2023.

از سوی دیگر، ایران ممکن است از جنگ 22 خرداد درس بگیرد و به درگیری بعدی با شدت و آمادگی بیشتری پاسخ دهد. رهبران تهران گفته اند که این کار را خواهند کرد. در ماه اوت، ایران شورای عالی دفاع ملی جدید متشکل از روسای نظامی و امنیتی را برای تسهیل تصمیم گیری در زمان جنگ ایجاد کرد – اقدامی که نشان می دهد رژیم هنوز معتقد نیست که درگیری پایان یافته است. چنین شورایی آخرین بار در طول جنگ ایران و عراق در دهه 1980 فعال بود.

ایران می‌داند که نمی‌تواند در یک جنگ متعارف با آمریکا یا اسرائیل پیروز شود، اما تلاش می‌کند با تحمیل هزینه‌های بالا، بازدارندگی خود را بازسازی کند – از جمله از طریق حملات سایبری، عملیات نامتقارن، یا هدف قرار دادن اهداف نرم مانند کشتی‌های تجاری. در صورت از سرگیری درگیری، تهران احتمالا واشنگتن را مسئول حمایت نظامی خود از اسرائیل خواهد دانست و ممکن است از طریق وابستگان خود علیه منافع آمریکا در منطقه عملیاتی انجام دهد.

در این بین، خطر محاسبه نادرست نیز وجود دارد. هر یک از طرفین ممکن است حمله ای را انجام دهد – عمدا یا ناخواسته – که درگیری را تشدید می کند. به عنوان مثال، اسرائیل در آوریل 2024 به کنسولگری ایران در سوریه حمله کرد و هفت افسر ایرانی از جمله دو سرتیپ را کشت. ایران این اقدام را عبور از خط قرمز دانست و برای اولین بار مستقیماً به اسرائیل حمله کرد. یا در جولای 2024 یکی از موشک های حزب الله به اشتباه به زمین فوتبال در اسرائیل اصابت کرد. در جنگ 12 روزه حمله اسرائیل به زندان اوین 80 کشته برجای گذاشت که واکنش شدید داخلی و بین المللی را برانگیخت. چنین اشتباهاتی می تواند جرقه جنگ بزرگتری را برانگیزد.

ادامه این وضعیت و ماهیت ناپایدار درگیری می تواند منافع تجاری و فناوری آمریکا در خاورمیانه را تهدید کند. ترس از جنگ های پی در پی ممکن است بر معاملات فناوری، همکاری اقتصادی و حتی قیمت نفت تأثیر بگذارد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز نگران هستند که هرگونه درگیری جدید امنیت و منافع آنها را تهدید کند، همانطور که ایران در جنگ ژوئن به قطر موشک شلیک کرد. همچنین تنگه هرمز و مسیرهای نفتی می توانند به اهداف حمله تبدیل شوند.

یک توافق جامع بهترین نتیجه برای همه طرف‌ها خواهد بود، اما دستیابی و حفظ آن دشوار خواهد بود زیرا مستلزم تمرکز شدید، اعتماد متقابل و کنار گذاشتن مواضع افراطی ایران، اسرائیل و ایالات متحده است.

اگر روندهای کنونی ادامه یابد، احتمالاً وضعیت به سمت «رکود سمی» پیش می‌رود – وضعیتی که در آن صلح شکننده گهگاه با بروز درگیری‌های جدید در هم می‌ریزد و خطر یک جنگ گسترده‌تر با پیامدهای جهانی را افزایش می‌دهد.

با این حال، هنوز این امید وجود دارد که ترامپ و مشاوران نزدیک او – به ویژه نماینده ویژه استیو ویتکاف و جرد کوشنر – بتوانند از تجربیات تجاری و مهارت‌های مذاکره خود استفاده کنند، همانطور که در دستیابی به آتش‌بس بین اسرائیل و حماس پس از دو سال جنگ نشان دادند، تا طرفین را به یک سازش خلاقانه و برد-برد متقاعد کنند و مسیر منطقه را به سمت یک رویارویی امن‌تر تغییر دهند. دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی