استیون ارلنگر در یادداشتی در نیویورک تایمز نوشت: بمباران ساختمان سفارت ایران در دمشق که منجر به قربانی شدن مقامات ارشد نظامی و اطلاعاتی این کشور شد، اقدام بزرگ تنش زا در راستای جنگ اعلام نشده است. بین ایران و اسرائیل
به گزارش گروه بین الملل «میهن تجارت» در ادامه این مطلب آمده است: ایران قول تلافی این حمله را داده است و در این بین همواره خطر اشتباه محاسباتی وجود دارد. اما با توجه به خطرات و خطراتی که یک رویارویی مستقیم برای هر دو طرف به همراه دارد، نه اسرائیل و نه ایران خواهان یک جنگ همه جانبه نیستند، حتی اگر از فرصت ایجاد شده در غزه و جنوب لبنان علیه یکدیگر استفاده کنند.
در عوض، این حمله نشانه واضحی از ماهیت منطقه ای جنگ فعلی است. اسرائیل در تلاش است تا متحدان ایران را تضعیف کند و جلوی نیروهای نیابتی را بگیرد که امنیت اسرائیل را از هر طرف تهدید می کنند.
ایران و اسرائیل به عنوان دشمنان اصلی یکدیگر شناخته می شوند و از رویارویی آنها اغلب با عنوان «جنگ بین جنگ ها» یاد می شود که همواره در سایه درگیری های دیگری که در این منطقه جریان دارد ادامه دارد.
مقامات ایرانی که در حمله روز دوشنبه کشته شدند، دهه هاست در تجهیز و هدایت نیروهای نیابتی در غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن مشارکت داشته و بخشی از تلاش های ایران برای بی ثبات کردن و نابودی رژیم صهیونیستی بوده اند.
برای بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، که احتمالاً مجوز حمله را صادر کرده است، حذف موفقیت آمیز این شخصیت های کلیدی نظامی یک کودتای سیاسی است. این اتفاق همزمان با طولانی شدن جنگ علیه حماس و ماندن گروگانهای اسرائیلی در غزه، تظاهرات و تجمعات برای استعفای او شدیدتر شده است.
اسرائیل با نشان دادن توانایی خود در نفوذ اطلاعاتی ایران، در تلاش است تا ضمن ادامه جنگ در غزه، به بخش عملیاتی نیروهای نیابتی تهران در منطقه موسوم به محور مقاومت ضربه بزند و بازدارندگی در برابر فعالیت آنها ایجاد کند.
به گفته علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین المللی بحران، از زمان آغاز جنگ در ماه اکتبر، اسرائیل شروع به هدف قرار دادن مقامات کلیدی ایرانی کرده است که مسئول روابط تهران با نیروهای نیابتی خود در منطقه و تحویل تسلیحات پیشرفته تهران هستند. به این نیروها هستند.
وی افزود، اما مهم نیست که اسرائیل چند ژنرال با تجربه را برکنار کند. هیچکس در سیستم ایران غیرقابل تعویض نیست… ایران می داند که این بازی خطرناکی است و این بازی هزینه دارد.
برخی نگران هستند که هزینه آن را متحدان اسرائیل بپردازند. رالف گاف، یکی از مقامات ارشد سیا که در خاورمیانه خدمت می کرد، حمله روز دوشنبه به تل آویو را “بسیار بی پروا” خواند و افزود: “اسرائیلی ها در حال نوشتن چک هایی هستند که نیروهای سنتکام آمریکا در منطقه باید آن را نقد کنند.” وی در ادامه گفت: این اقدامات تنها باعث افزایش تنش توسط ایران و نیروهای نیابتی آن می شود که برای نیروهای آمریکایی در منطقه بسیار خطرناک است زیرا ممکن است هدف حملات تلافی جویانه نیروهای نیابتی تهران قرار گیرند.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس، گفت که نتانیاهو سال ها تاکید کرده است که ایران دشمن اصلی اسرائیل است و این حمله می تواند به او کمک کند “شهرت خود را به عنوان آقای امنیت بازگرداند”. وی افزود، اما احتمالاً این حمله کافی نخواهد بود، زیرا اسرائیل در غزه گیر کرده است، حماس تاکنون شکست ناپذیر به نظر می رسد و ایران و گروه های نیابتی آن تضعیف نشده اند.
وکیل افزود: اگرچه ایران قول داده است که این حمله بیسابقه را تلافی کند، اما پس از حمله 7 اکتبر، «تهران به وضوح نشان داد که خواهان جنگ منطقهای نیست و این رویارویی با اسرائیل را در مدت زمان کوتاهی پیشبینی میکند». باشد که برای مدت طولانی ادامه داشته باشد.»
مقامات آمریکایی معتقد نیستند که ایران مسئول حمله حماس بوده یا حتی قبل از حمله از آن اطلاع داشته است. اما به گفته سوزان مالونی، مدیر برنامه سیاست خارجی در موسسه بروکینگز، ایران غزه را “پیروزی برای خود میبیند، زیرا اسرائیل را منزوی کرده و در منطقه و جهان در حالت تدافعی قرار داده است.”
وی افزود: جنگ کنونی و تلفات غیرنظامیان باعث شده است “خاورمیانه رویایی که اسرائیل، ایالات متحده و سعودی ها قبل از حمله 7 اکتبر در سر داشتند، تقریبا غیرقابل تصور شود.”
اما این حقوقدان معتقد است: «نادیده گرفتن این حمله برای ایران سخت است… (زیرا) حمله مستقیم به خاک خود تلقی می شود.
ترور سردار سرلشکر محمدرضا زاهدی در جریان حمله روز دوشنبه دمشق که گفته می شود مسئول روابط نظامی سپاه قدس با سوریه و لبنان است، مهم ترین ترور یک مقام ایرانی در سال های اخیر محسوب می شود.
یاکوف آمیدور، مشاور سابق امنیت ملی اسرائیل، ترور سردار زاهدی را “ضربه هولناکی به توانمندی های ایران در منطقه” توصیف کرد. امیررور افزود، او به نظارت بر تلاشهای ایران برای ایجاد “حلقه آتش” در اطراف اسرائیل از طریق گروههای نیابتی و در عین حال حفظ حضور ایران در منطقه کمک کرده است.
اما اینکه ایران چگونه و در کجا تصمیم به تلافی در برابر این حمله خواهد گرفت، خطرات امنیتی را به شدت افزایش خواهد داد. واضح ترین نمونه اخیر واکنش ایران به ترور سردار قاسم سلیمانی توسط نیروهای آمریکایی در 4 سال پیش است. در آن زمان، ایران یک حمله موشکی گسترده به پایگاه آمریکایی در عراق انجام داد، هرچند قبل از حمله هشدارهایی داده شده بود. به گفته پنتاگون، در پی این حمله، بیش از 100 پرسنل نظامی آمریکایی دچار آسیب مغزی شدند.
مالونی افزود: «اما یکی از درسهای ترور سلیمانی این است که حتی اگر یک فرد کلیدی را حذف کنید، شبکه و نیروی فراوانی که ایران از طریق گروههای خود ایجاد کرده است، همچنان وجود خواهد داشت».
ایران ممکن است میهن تجارت های دیگری داشته باشد، به عنوان مثال، از طریق حمله سایبری گسترده به زیرساخت ها یا ارتش اسرائیل، پرتاب موشک از جنوب لبنان، ترور یکی از فرماندهان اسرائیلی، حمله به یکی از سفارت های اسرائیل در خارج از کشور، یا تسریع بیشتر برنامه. غنی سازی اورانیوم برای تلافی حمله اخیر.
آخرین گزینه پاسخی قاطع به نتانیاهو خواهد بود که مدتها در مورد خطر ایران هستهای هشدار داده و قول داده است از وقوع آن جلوگیری کند.
یا اینکه ایران با صبر و حوصله عمل کند. به گفته آمیدرور، او تردید دارد که این حمله منجر به افزایش گسترده تنش مانند جنگ تمام عیار بین ایران و اسرائیل شود که حزب الله را نیز درگیر خواهد کرد. وی افزود: پس از این حمله، منافع آنها تغییر نکرده است، آنها به دنبال انتقام خواهند بود، اما با ابزاری کاملاً متفاوت. لزومی ندارد که این اقدام تلافی جویانه به این منطقه محدود شود.
به ادعای امیدور، نمونه قبلی بمباران سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس در سال 1992 توسط گروه جهاد اسلامی بود که در واکنش به ترور عباس موسوی رهبر حزب الله لبنان انجام شد و 29 کشته بر جای گذاشت.





