کیومرث اشتریان در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: رئیس جمهور محترم و دلواپس با مردم صادقانه صحبت می کند. اما او باید راه حل ها و تصمیمات را با آنها در میان بگذارد، نه اینکه فقط ابراز درد کند. ابراز درد استیصال قوه مجریه را به ذهن متبادر می کند و پیام خوبی برای جامعه ندارد. اگر سخنان آنان راه حلی باشد، می توانند زمینه های اجتماعی و روانی لازم برای اجرای یک سیاست را فراهم کنند. در غیر این صورت باعث انباشت نارضایتی و بی اعتمادی می شود.
پس از اینکه رئیس جمهور به یک تصمیم و راه حل روشن در مورد یک موضوع رسید، کارکرد سخنان وی مشخص می شود. یعنی با این صحبت ها مردم را قانع می کند و زمینه اجرای تصمیم را فراهم می کند. بنابراین کارکرد سخنرانی کاملاً هدفمند و برای اجرای یک سیاست است نه اینکه صرفاً بیان مشکلاتی باشد که خود مردم بیش از دیگران از آن رنج می برند. سخنان رئیس جمهور سرآغاز گفتمانی برای مشروعیت ادراکی و اقناع مردم نسبت به اجرای یک سیاست است. بر اساس تئوری «مشروعیت سیاسی»، سیاستهای عمومی تنها زمانی موفق هستند که مشروعیت درک شده در افکار عمومی پیدا کنند. این مشروعیت از طریق گفتار و روایت رئیس جمهور ساخته می شود. در چارچوب نظریه «ارتباطات رهبری»، سخنرانی رئیس جمهور وسیله ای برای تولید مشروعیت سیاسی است.
اگر منطق یک سیاست به روشی برای افکار عمومی تبدیل شود، با مقاومت کمتری مواجه می شود و مشروعیت بیشتری کسب می کند. ابراز درد بدون ارائه راه حل، پیامی از ضعف در تصمیم گیری و خلاء قدرت را نشان می دهد. سخنان او می تواند یک موضوع را از سطح بحث های تخصصی به یک موضوع ملی تبدیل کند و به آن «شکل سیاسی» و «ضرورت سیاسی» بدهد. در اینجا «گفتار» نماد قدرت است و نه مظهر ضعف.
روش ها و روند تصمیم گیری رئیس جمهور نیز از موضوعات مهمی است که سرنوشت یک کشور به آن بستگی دارد و باید مورد توجه قرار گیرد. بر اساس تئوری عقلانیت محدود، تصمیم گیرندگان نمی توانند تمام اطلاعات ممکن را جمع آوری و تجزیه و تحلیل کنند. آنها در چارچوب زمان، محدودیت های شناختی و سازمانی تصمیم می گیرند. بنابراین، کارآمدترین سیستم تصمیم گیری، سیستمی است که اطلاعات را خلاصه، اولویت بندی و فشرده می کند و به سطح رئیس جمهور و تیم مشاور او منتقل می کند.
در ایران، روسای جمهور معمولا وقت خود را در جلسات متعدد کارشناسی می گذرانند. با این حال، این با منطق عقلانیت محدود ناسازگار است. رئیس جمهور باید در جلساتی شرکت کند که ماهیت آن تصمیم گیری است نه بررسی دقیق مسائل. جلسات کارشناسی از قبل در سطوح پایین تر برگزار و نتایج آن در قالب «گزینه های تصمیم گیری» در اختیار رئیس جمهور قرار گیرد.
به عبارت دیگر، عقلانیت محدود ایجاب می کند که بین سه سطح «تحلیل»، «تصمیم گیری» و «اقناع» یک جدایی نهادی ایجاد شود; هر سطح به بازیگران و فرآیندهای متفاوتی نیاز دارد.
فرصت، گفتار و عمل یک رئیس جمهور محدود است و به هیچ وجه نمی تواند از آن استفاده کند. بنابراین بهتر است رئیس جمهور با تعداد کمی از مشاوران حرفه ای خود گزارش کارشناسانی را که از قبل گزینه ها را آماده کرده اند بررسی کند و سپس تصمیم گیری کند. متأسفانه اغلب مشاهده می شود که ماهیت جلسات مشخص نیست کارشناسی یا تصمیم گیری است. تفکیک این دو مقوله برای رئیس جمهور (معاونین و وزرا) مهم است.
جلسات کارشناسی مفصل تر و نوع بحث ها تحلیل هایی برای بحث در مورد مشکل، کشف راه حل ها و ارزیابی پیامدها و جزئیات اجرای آنها است. اما جلسات تصمیم گیری در مورد گرفتن گزارش نهایی و انتخاب و تصمیم گیری است. بنابراین نیازی نیست – و فایده ای هم ندارد – که رئیس جمهور وقت خود را در جلسات کارشناسی صرف کند. یا اجازه دهیم جلسات دولت به بحث کارشناسی تبدیل شود.
از منظر نظریه «عقلانیت محدود»، رئیس جمهور نمی تواند خود را در همه ابعاد کارشناسی غوطه ور کند. وظیفه سیستم تصمیم گیری فشرده سازی و اولویت بندی اطلاعات است تا تصمیم گیرنده بتواند در چارچوب ظرفیت شناختی خود انتخابی کارآمد داشته باشد. به گفته مرحوم دکتر عظیمی: «تصمیم گیری در مورد اهداف کیفی بر عهده مسئولان نظام است، اما در چارچوب های تعریف شده، سامانه دارد، معمولا گزارشی تهیه می کنند و در اختیار بالاترین مقام کشور قرار می دهند و می گویند که برای [مثلا] پنج مکتب فکری برای توسعه وجود دارد… هر مکتبی چه اهداف، نتایج، روش ها و معایبی دارد… شما به عنوان نماینده سیاسی اجتماعی جامعه، حق انتخاب دارید…».
بنابراین، سیستم تصمیم گیری و گفتار رئیس جمهور باید بر سه اصل باشد:
1. اصل عقلانیت محدود: ایجاد ساختاری برای فشرده سازی و اولویت بندی اطلاعات تصمیم گیری. جدایی واضح بین جلسات کارشناسی و تصمیم گیری.
2. اصل سخنرانی هدفمند: استفاده از سخنرانی پس از تصمیم گیری، برای اقناع عمومی و زمینه سازی برای اجرای سیاست.
3. اصل مشروعیت کلامی: استفاده از زبان ارتباطی روشن، امیدوارکننده و مسئولانه که پیوند بین تصمیم و منافع مردم را توضیح می دهد.





