آشنایی نه غریب است که دلسوز من است / چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

تفل به حافظ: آشنایی غریب نیست، دلسوزی من است/ چون خود را گم کردم، دل غریبی سوخت.









فال امروزت را از خواجه شیراز بخواه که می گوید: قصّه را کم کن و آنگاه چشمانم را برهنه و به شکرانه بسوزاند.







بعدی- قدردان دیوان خواجه شیراز باشید.

طالع بینی

سینه در اندوهی عمیق از آتش دل سوخت
در این خانه آتش سوزی شد که خانه را سوخت
تنم از دوری معشوق خلاص شد
جانم در آتش مهررخ سوخت
سوز دل من به آتش اشک هایم در دل شمع بنگر
بارانی از پروانه ها روی من سوخت
آشنایی عجیب نیست، برای من دلسوز است
چون خودم را گم کردم دل غریبی سوخت
ردای زاهدم را خرابه بشوید
آتش میخانه خانه عقلم را سوزاند
چون از توبه ای که کردم جام دلم شکست
جگرم مثل لاله خالی و سوخته است
داستان را کم کنید و دوباره مرا ببینید
عبایش را درآورد و با شکر سوزاند
افسانه را رها کن حافظ بگو و دمی بنوش
که شب ها نخوابیدیم و شمع سوزاندیم تا به افسانه تبدیل شود

تفسیر فال

به هر که نزدیک بودی از او ظلم شدی. از انجام کاری پشیمان می شوید و خود را بسیار سرزنش می کنید. یک روز باید دست از غمگینی بردارید و حال و هوای خود را تغییر دهید. شما نمی توانید کار خود را با انتظارات و تخیل نادرست انجام دهید. پس ذهنت را با قلبت عوض کن و به راهت ادامه بده.












دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی