چشم‌انداز رسمی چیست؟

چشم‌انداز رسمی چیست؟


روزنامه همامیهن در سرمقاله امروز خود نوشت:

آقای خاتمی در آخرین سخنرانی خود هدف و چشم انداز اصلی دولت را «ایران سازی، تأمین منافع ملی، تحکیم پایه های اقتدار، رضایت مردم و توسعه همه جانبه» برشمرد. به نظر می رسد به جای پرداختن به اختلافات مختلف و حتی بی اساس در عرصه سیاسی کشور، باید به ریشه اختلافات که هدف حکومت داری است پرداخته و نقطه اختلاف را دقیقا مشخص کرد.

قبل از سال 1400 اصلاح طلبان و بخش بزرگی از مردم با اهداف رسمی اعلام و تبلیغ شده تفاوت آشکاری داشتند. هم از جهت ثبوت مخالف بودند و هم آن را جزو وظایف حکومت نمی دانستند و هم از نظر ثبوت تحقق آن را ممکن نمی دانستند. اما این انتقادات پذیرفته نشد، در نتیجه اسب اتحاد و تطهیر قدرت را زین کردند و بر چهار سم به سوی اهداف مشترک به پیش رفتند.

اهدافی که به دلایل مختلف سرابی بیش نبودند. تقریباً دو سال بعد بود که شکست آن اهداف دروغین آشکار شد و به بن بست رسیدند. سقوط هلیکوپتر فرصتی شد برای بازگشت از آن مسیر خیالی در حالی که تداوم چندانی در این مسیر وجود نداشت. وضعیت منطقه و ایران گواه روشنی بر پایان آن اهداف بود. در واقع، تجربه نشان داد که این اهداف نه قابل دفاع هستند و نه حتی به وضوح امکان تحقق آن وجود دارد.

حالا آقای خاتمی اهدافی را برای حکومت داری برشمرده است. یک هدف متعارف از نظر عقل سلیم، همه اصلاح طلبان و سایر نیروها به جز حامیان وضع موجود و تندروها کم و بیش این اهداف را برای دولت معقول می دانند و می پذیرند. اما سوال این است که اگر اهداف قبلی شکست خورده و به بن بست رسیده است; چه اهدافی در حال حاضر معقول و در دسترس هستند؟

لازم است که چنین اهدافی حداقل به صورت رسمی اعلام شود. سپس باید مشخص شود که برای رسیدن به این اهداف از چه ابزار، روش و نیرو استفاده می شود. اگر با اهداف کارگزاران اصلی دولت متفاوت باشد، وقت تلف کردن است. مسئله اصلی هر دولتی داشتن اهداف مشخص است. تقریباً هیچ کس نمی داند که چشم انداز کنونی ساختار سیاسی چیست. به طوری که همه کارگزاران رسمی به دنبال تحقق آن چشم انداز هستند.

یکنواختی دولت از نظر وحدت بینش چیز بدی نیست. به شرطی که به دنبال دائمی کردن این یکنواختی و سرایت آن به جامعه نباشند. ضمناً تفاوت دیدگاه و شکاف درون سیستمی بسیار مضر است. در مرحله بعد باید از بهترین روش ها، ابزارها و امکانات تحت یک استراتژی جامع برای دستیابی به آن چشم انداز استفاده شود. امروزه بدیهی است که جامعه ایران فاقد دیدگاه رسمی امیدوارکننده است. حتی اگر بتوان چنین چشم اندازی را تعریف کرد، ابزار و امکانات و حتی نیروی انسانی لازم برای تحقق آن را ندارد.

بدتر از همه، آنها به الزامات و پیامدهای چنین بینشی متعهد نیستند. همانطور که در برنامه چشم انداز 1404 انجام دادند. مشکل این است که هیچ کس نمی داند اهداف آنها پس از تحولات دو سال گذشته چیست. تطهیر و تطهیر نیروها؟ نابودی اسرائیل و آمریکا؟ رشد اقتصادی 8 درصدی در بلندمدت؟ اولین بودن در منطقه بر اساس ضوابط سند چشم انداز؟ رسیدن به تمدن اسلامی؟

عدالت اجتماعی؟ هر چه هست چه نیروها و امکاناتی برای تحقق آن مهیا شده است؟ آیا همین نیروها و امکانات موجود است؟ به نظر می رسد نوعی سردرگمی و بلاتکلیفی بر روند امور حاکم است و بلاتکلیفی از تصمیم بد هم بدتر است. چنین رفتاری به معنای سپردن کشور به حوادث و امواج وحشتناک و ترسناک است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی