نیویورک تایمز نوشت: محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی و محمد بن زاید، حاکم امارات متحده عربی حدود یک دهه پیش به عنوان دو «اصلاح طلب استبدادی» و متحدان نزدیک شناخته می شدند. آنها در جنگ یمن همکاری کردند و در بحران سیاسی علیه قطر در یک جبهه بودند. اما امروزه رقابت و تقابل جای این مشارکت را گرفته است و دو کشور ثروتمند خلیج فارس در خاورمیانه، آفریقا و فراتر از آن در مسیرهای متفاوت و گاه متضاد حرکت می کنند.
بر اساس گزارش میهن تجارت، این تنش های فروخورده در این هفته به طور علنی فوران کردند. زمانی که حمله هوایی به رهبری عربستان سعودی یک محموله اماراتی را هنگام ورود به یمن هدف قرار داد. ریاض مدعی شد که این محموله حاوی سلاح برای یک گروه جدایی طلب است. این رویداد نقطه اوج مناقشاتی است که شامل حمایت دو کشور از طرف های مخالف در یمن و سودان، سیاست های نفتی متفاوت و اقدامات متقابل اقتصادی و تجاری می شود. این شکاف به دلیل وزن جهانی عربستان و امارات می تواند بر بازارها، سرمایه گذاری ها و مذاکرات حساس بین المللی تأثیر بگذارد.
برای واشنگتن، قطع ارتباط نگران کننده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا برای مهار بحران با همتایان سعودی و اماراتی خود تماس گرفت. هر دو کشور وعده سرمایه گذاری های کلان در ایالات متحده را داده اند و بازیگران اصلی پیشبرد سیاست های دونالد ترامپ در خاورمیانه از جمله در مورد اسرائیل و غزه به حساب می آیند. با این حال، تحلیلگران می گویند که یک تفاوت اساسی همچنان باقی است: عربستان سعودی در سال های اخیر به دنبال مهار درگیری های منطقه ای برای تمرکز بر برنامه های اقتصادی داخلی بوده است، در حالی که امارات نقش مداخله جویانه و جاه طلبانه تری در منطقه و حتی آفریقا ایفا کرده است.
این تفاوت رویکرد در سودان و یمن به وضوح دیده می شود. امارات به حمایت از نیروهای “حمایت سریع” در جنگ داخلی سودان متهم است. اتهامی که ابوظبی آن را رد می کند، اما شواهد زیادی درباره آن وجود دارد. از سوی دیگر، عربستان سعودی از ارتش سودان حمایت کرده و میزبان مذاکرات صلح بوده است. در یمن، امارات از شورای انتقالی جنوب حمایت کرده است. این گروه اخیراً مناطق نفت خیز جنوب و شرق یمن را تصرف کرده و خواستار تشکیل کشوری مستقل است – تحولی که ریاض آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود می داند.
رقابت اقتصادی به این شکاف دامن زده است. برنامه های محمد بن سلمان برای تبدیل عربستان سعودی به یک مرکز تجارت، فناوری و گردشگری جهانی، موقعیت دبی را به چالش می کشد. فشار ریاض بر شرکت های بین المللی برای انتقال دفاتر منطقه ای به پایتخت عربستان نمونه ای از این رقابت است. اگرچه مقامات دو کشور از “رقابت دوستانه” صحبت می کنند، اما رد و بدل شدن اتهامات پس از حمله اخیر و جنگ لفظی در شبکه های اجتماعی نشان داد که اختلافات عمیق تر از آن است که به راحتی پنهان شوند. شکافی که بر موازنه قوای آینده در خلیج فارس تأثیر خواهد گذاشت.





