المانیتور نوشت: چین سال 2025 را در خاورمیانه با رویکردی محتاطانه اما ثابت به پایان رساند و نفوذ خود را از دیپلماسی نرم به قدرت سخت، تجارت و اهرم سیاسی گسترش داد. پکن ضمن دور زدن تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران، به خرید نفت ایران از کانالهای غیرشفاف ادامه داد و پس از جنگ ایران و اسرائیل، در واقع به شریک حیاتیتری برای تهران تبدیل شد. رزمایش مشترک دریایی چین، ایران و روسیه و سفر وزیر دفاع ایران به پکن نشان داد که چین آمادگی فزاینده ای برای همکاری امنیتی با کشورهایی که در تضاد مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا و متحدانش هستند، دارد.
بر اساس گزارش میهن تجارت، در عین حال، سال 2025 نقطه عطفی در گسترش همکاری های نظامی و امنیتی چین با کشورهای عربی بود. چین اولین رزمایش هوایی مشترک خود را با مصر و سپس رزمایش پیشرفته تر با امارات برگزار کرد و با عربستان سعودی از فروش تسلیحات فراتر رفت و به رزمایش دریایی مشترک در خطوط حساس کشتیرانی رسید. این تحولات نشان داد که پکن در حال نفوذ به منطقه ای است که به طور سنتی حوزه نفوذ امنیتی آمریکا بوده است.
در حوزه اقتصادی، چین شبکه متراکمی از انرژی، زیرساخت ها و تجارت در منطقه ایجاد کرده است. سرمایهگذاری نزدیک به ۴ میلیارد دلاری سینوپک با آرامکو، قرارداد بزرگ بندری در کویت، گسترش طرحهای «کمربند و جاده» در خلیجفارس و شمال آفریقا و افزایش حضور شرکتهای چینی در حوزه خودروهای الکتریکی، بنادر، پالایشگاهها و لجستیک، موقعیت چین را به عنوان شریک چند بعدی کشورهای منطقه تثبیت کرده است. مصر، به ویژه در فناوری، انرژی و دفاع، به طرز محسوسی به سمت چین متمایل شد.
با این حال، چالش ها نیز در حال افزایش است. شکاف جدید بین عربستان سعودی و امارات در یمن و سودان برای چین مشکل ساز است، زیرا بی ثباتی یمن تهدیدی مستقیم برای منافع پکن در تنگه استراتژیک باب المندب و امنیت کشتیرانی جهانی است. سودان همچنین با ناامن ساختن کریدور دریای سرخ، سرمایه گذاری های چین را به خطر می اندازد. نتیجه این است که در حالی که سال 2025 سال ایده آلی برای چین برای برقراری کامل ثبات منطقه ای نبود، پکن توانست شبکه ای پایدار از روابط انرژی، زیرساخت ها، فناوری و امنیتی ایجاد کند که دوام بیشتری از یک دولت ایالات متحده داشته باشد – و در سال 2026، احتمالاً حتی بیشتر بر دیپلماسی برای محافظت از این منافع تکیه خواهد کرد.





